آشنایی با شهرستان درگز | اخبار، تصاویر، ویدئو از شهرستان درگز‎‎

| آخرین مطالب سایت |
  • دستور پخت غذای محلی و پرآوازه یخنی درگزی

    آموزش مراحل پخت و آشپزی خورشت یخنی؛ غذای محلی درگزی ها

    خورشت یخنی درگزی

    خورشت یخنی درگزی

     

    مواد لازم برای پخت یخنی برای چهار نفر:

    گوشت بره هشتصد گرم

    یک پیمانه روغن

    سیصد گرم پیاز

    نمک یک قاشق غذاخوری

    پنجاه گرم دمبه گوسفند

     

    دستور پخت یخنی:

    ابتدا پياز خورد شده را در روغن سرخ ميكنيم تا حدي كه رنگ آن طلایی شود و باید دقت کرد که پیازها نسوزد و در مرحله اول رنگ آن قهوه ای نشود. سپس ادویه جات را اضافه كرده و در مرحله بعد پنجاه گرم دمبه گوسفند آماده شده را به مدت دو دقیقه تف می دهیم. سپس گوشتها را اضافه کرده و به مدت پنج دقیقه باید در حرارت ملایم پخته شود در طول پخته شدن گوشت بد نیست هر چند دقیقه یک بار خورشت را به هم بزنیم، در این مرحله هدف از به هم زدن غذا این است که پیازها نسوزد و گوشتها كاملا يكدست قهوه اي شود. پس از این پنج دقیقه هم زدن گوشتها باید به آن آب اضافه کرد که ترجیحا می تواند آب جوش باشد. مقدار آب باید به گونه ای باشد که تمام مخلوط خورشت را کاملا در زیر آب ببینید و آب حدود دو سانتیمتر از خورشت شما بالاتر قرار گرفته باشد و حالا باید صبر کرد تا پخته شود در این مرحله نباید در قابلمه را گذاشت و روی همین حرارت صبر می کنیم تا آب اضافه غذا بخار شود و گوشت یخنی کاملا در غذای شما آماده بشود. در مرحله آخر می توانید نمک را اضافه کنید و غذای شما آماده شده است تا یک نهار مقوی و خوش مزه را تجربه کنید. در عکس بالا که از خورشت یخنی گرفته شده است شما می توانید شکل و شمایل خورشت و میزان آب باقی مانده در خورشت خودتان را ببینید.

     

    نکته: تقریبا پخت یخنی چهارساعت طول می کشد. 

    نکته: آب يخني نبايد زياد باشد

    نکته: در زمان پیاز داغ کردن غذا در مراحل اولیه می توانید از ادویه جات مختلفی مثل فلفل و دارچین و... نظر به سلیقه خودتان استفاده کنید

    نکته: نوع ریز کردن پیاز رمز اساسی رسیدن یک یخنی خوب است. پیازها باید نه زیاد ریز و نه زیاد درشت باشند. اندازه پیازهای یک غذای یخنی خوب را می توانید در تجربه های مختلف بدست آورید.

    نکته: ضمناً تو درگز روی برنجشون روغن زرد حیوانی میریزن (روغن داغ)


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی فریدون صلاحی یکی از هنرمندان معاصر شهرستان درگز

    فریدون صلاحی ، (۷ اسفند ۱۳۱۳ - ١٣٨٧) کارگردان٬ نویسنده و بازیگر تئاتر معاصر است.

    بهمن رنجبران: هنرمند برجسته تاتر خراسان آقای فریدون صلاحی مقدم ، موسس گروه تاتر نیما نمایشنامه نویس و کارگردان اندیشمند پر نبوغ ، شاعر و روزنامه نگار درد آشنا و مجری فعال و پر احساس برنامه های متنوع هنری و ادبی رادیو، در هفتم اسفند ماه سال 1313 در یک خانواده آذری تبار مهاجر در شهر« درگز » دیده بر جهان گشود و عشق به هنر و ادبیات مردمی را از پدر فرهیخته و هنرمندش که معلم دبستان انوری بود و در مدرسه مرزی اقدام به تاسیس سالن نمایش نموده و اجرای نمایش های اثر بخش آن زمان را تدارک می دید به ارث برد و در سال 1328 بعد از اتمام دوره ابتدائی به همراه خانواده اش به مشهد نقل مکان کرد. وی فعالیت هنری خود را در عرصه تاتر و شعر و مقاله نویسی در دبیرستان شاهرضای مشهد آغاز نمود و در نیمه دهه 30 در دادگستری قوچان استخدام شد و به اتفاق جمعی از جوانان با ذوق و خوش قریحه گروه تاتر قوچان را بنیان نهاد و سامان بخشید . وی در روزنامه خراسان در کنار بزرگانی همچون دکتر علی شریعتی در زمینه های فرهنگی و هنری به فعالیت پرداخت و هفته نامه پیک خراسان را به ضمینه روزنامه خراسان منتشر ساخت و پیگیر و مجدانه با قبول مدیریت روزنامه آفتاب شرق و هفته نامه هیرمند و نور خراسان مقالات اثربخش و تحول پذیری را در زمینه گزارشات ادبی و هنری تقریر کرد. فریدون صلاحی در دیماه سال 1338 در بخش تاتر تروپ هنری شهرزاد گام های مهمی در اجرای نمایشنامه های اجتماعی و انتقادی برداشت. وی برنامه های متنوع و روشنگری را در رادیو مشهد اجرا میکرد و علاوه بر اجرای نمایشنامه های رادیوئی جذاب و شوق انگیز برنامه ای بنام « گلبوته » در زمینه معرفی هنرمندان خراسانی را اداره می کرد و همزمان با تاسیس اداره کل فرهنگ و هنر خراسان در سال 1348 گروه تاتر نیما را بنیاد نهاد و نزدیک به 30 نمایشنامه را با موضوعات اجتماعی و انتقادی به صحنه نمایش برد .

     

     برخی از آثار

    نمایشنامه «تردید قانون» نوشته «فردریک فری» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «از دریچه ها» نوشته «رضا صابری» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «میخکهای سرخ» نوشته «گلن هیوز» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «روسپی بزرگوار» نوشته «ژان پل سارتر» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه«روسری قرمز» نوشته «نادر راد» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «تفنگ شکاری» نوشته «فریدون صلاحی» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «ازپانیفتاده ها» نوشته «دکترغلامحسین ساعدی» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «عقل برتراز احساسات» نوشته «جی.استارگی» کارگردان «داریوش ارجمند»

    نمایشنامه «حالت چطوره مش رحیم» نوشته «اسماعیل خلج» کارگردان «مصطفی هنرور»

    فریدون صلاحی مقدم در سال ١٣٨٧ دیده از جهان فرو بست.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • سلام به کوه الله اکبر درگز

    کوه و گردنه ی الله اکبردر امتداد جاده ی قوچان به درگز قرار دارد و با ارتفاع ۳۰۰۰ متر بخشی از رشته کوه هزار مسجد می باشد.

    شعر زیر که به زبان ترکی می باشد از وبلاگ درگز ۱۴۰۰ (آقای عباس میرزاده) انتخاب شده است.


    ایزاق یوْلدن، یوردوموزه، اوٌزلندیم

    دره گز دوْو، داغ دره نی توْولندیم

    الله اکبـر، آدئی نن من، سؤزلندئم

                                     الله اکبر، قلبئی دوْلی، سؤزدندی

                                     باخماقلرئی، محبـتلی، گؤزدندئ

    سلام اوْلـسون، الله اکبـر، داغیـنه

    سلام اوْلـسون، دره گـزئی، آدئـنه

    سلام اوْلسون، مئللتئ نئی، دیلئنه

                                   دره گـزئی، تاریخـده بیـر، آدئ وار

                                   ایران توران، جنگلرین نن، یادئ وار

    الله اکـبر، داشـلی داغـه، یئتنده

    توْولی یولی، یوخارئ یه، گئدنده

    یوخـاریدن، دره گـزئ، گـؤرنده

                                  تاریخئ من، ورق ورق، گؤررمن

                                  بندئـیانه، نـادئره مـن، باخـرمن

    الله اکــبــر، یـوخــاریـیه، باخــنده

    توْولی یوْلی، سن نن اوٌسته، چیخنده

    دره لـرئـی، یـازده بـولـوت، تـوتونده

                                  سلام اوْلسون، بلند داغئی، آدئنه

                                        جوانلـرئی، آدی گلســین، یادئنه

         الله اکـبــر، غئـرقـی لـرئـی، اؤچنده

         ککْلئی لرئی، چشمه دن سو، ایچنده

         نازلی توْخلی، ننه سین نن، کئچنده

                                     اگر اوْلسه، کئچن لردن، بیریاد ائت

                                       محبـتلی، اوٌره ی لری، بیرشاد ائت

        الله اکـــبر، یاغـیش سنــی، یادلـه سین

        چشمه لرئی، دایئم یئردن، قه ی نه سین

       چـاقـالـرئی، دسـته گـوٌلئ باغـلـه سین

                                     شامالئی نن، ایسسی گلسین، بویانه

                                     اوٌره ی ده کـی، محـبـتلــر، اوْیانه

       الله اکـبر، قـوٌلله لـرئـی، بلــنددئ

      چشمه لرئی، یئردن دایئم، گلندئ

       سنئی آدئی، قدیم لـردن، قالندئ

                                     ایران تـوران، قئصّه لـری، قالندئ

                                    روستم کسن، گز یاغاچی، یالندئ؟

       شـوتورپران، یوخـاریده، دورئتـدئ

      تیزی سئیّئد، یولئ مکم، کسئتدی

      یـوخـارئدن، بولـوت لره، باخئتدئ

                                  آدلی داغئ، دوْست و رفیق، یادائدر

                                  گـزماغئنــن، اوٌره ییـنئ شـاد ائدر

    یوْلئم سن نن، ایزاق دوٌشـدئ، هئجرته

    تیوان گلدئ، سن دوٌشوپ سن، غوربته

    کپــگان گپّـئی، دوٌشئـپدیلـر، حئیرته

                                  بیر کیمسه یوخ، کؤهنه یوْلی، دوٌزتسین

                                 دوْآبــی نــئ، دره گـــزه، یئـتـیـرسین

    الله اکبر، سن نن ایزاق، دوٌشئپ بن

    عومورکئچدی، اللی دنم، آشیب بن

    جوانلـیقده، هریانـه من، قاچیب بن

                                  بیلمه سیدئم، قوجه لیق وار، قالماق وار

                                 جوانـلـیقدن، بیر قـورری آد، قالماق وار

    ادامه دارد…..


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • موقعیت جغرافیایی و اطلاعات شهری شهرستان درگز

    جمعیت شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ به ۷۸۱۰۰ نفر می باشد. سهم جمعیت این شهرستان از کل استان ۳/۱ درصد است،راه هوایی و ریلی ندارد راههای زمینی از نوع راه شوسه می باشد.

    مردم این شهرستان به زبانهای ترکی ، کردی ، ترکمنی وفارسی صحبت می کنند. شهرستان درگز از طوایف مختلفی چون کرد وترک وفارس وترکمن وعرب تشکیل شده است که هر یک از این اقوام به شاخه های مختلفی نیز تقسیم می شوند.

    شهرستان درگز به فاصله ۲۵۸ کیلومتری از مرکز استان واقع است.در طول جغرافیایی ۵۹درجه و۶ دقیقه وعرض جغرافیایی ۳۷درجه و۲۶ دقیقه واقع است.ارتفاع این شهرستان از سطح دریا ۵۰۰ متر می باشد که این میزان در همه جا یکسان نیست. وسعت این شهرستان در حدود ۴۱۹۴ کیلومتر مربع است از کوههای مهم آن : الله اکبر ( که از رشته کوههای هزار مسجد است) ، کوه چوریک ، کوه مانیس ، کوه خرپشتی داغ هستند.واز رودهای مهم آمی توان به : رود درونگر ( که روی زندگی مردم منطقه اهمیت زیادی دارد )، رود زنگلانلو، رود قره تیکان.این منطقه به دلیل اینکه در داخل کوهستان هزار مسجد واقع است دارای آب وهوای سرد کوهستانی است البته در نواحی پست گرم وپوشیده از مراتع وچمنزار است . مرکز شهرستان درگز از آب وهوای گرم ونیمه مرطوبی برخوردار است که بیشترین درجه حرارت در تابستان ۳۸ درجه بالای صفر وکمترین آن در زمستان ۲درجه زیر صفر است ومیزان بارندگی سالانه آن ۳۵۰ میلی متر می باشد.درگز سرزمینی با تمدن بیش از هفت هزار سال از یک طرف مرکز حکومت پارتیان واز طرفی نشان از زرتشتیان یکتا پرست دارد وکتاب مقدس زرتشتیان ( اوستا) قدیمی ترین کتابی است که نام ابیورد در آن آمده است.از سویی به علت نزدیکی به مرو مرکز امپراطوری جهان اسلام مورد رفت وآمد شخصیتهای سیاسی وعلمی روزگار بوده واز مردمان اینجامردمانی صاحب فکر وصاحب شخصیت وصاحب فرهنگ واندیشه وتمدن ساخته است. درگز در اصل داراگرد (شهر دارا ) بوده که تیرداد اشک دوم پادشاه اشکانیان در سال ۲۳۷ قبل از میلاد مسیح آن را در ناحیه آپارات ( پارت – یونانی ) ساخت وپایتخت دوم خود قرار داد در دوران اسلام این به داراجز ودرجز وبعدها به درگز تغییر نام داد.

    محمدآباد مرکز درگز است و به احتمالی، با شهر نسای سابق یکی است. این شهر بین نسا و سرخس، و در دشت خاوران جای داشت و مرکز آن مهنه یا میهنه نامیده می شد. ابوسعید ابوالخیر، عارف مشهور در این قریه به دنیا آمده است.

    شهرستان درگز از چهار بخش مرکزی ، نوخندان ، چاپشلو و لطف آباد تشکیل شده است. بخش نوخندان از دو دهستان به نامهای شهرستانه به مرکزیت برج قلعه شامل ۱۸آبادی ودرونگر که ۱۷ آبادی را در خود جای داده است وبخش چاپشلو که شامل دهستانهای قره باشلو و میانکوه که حدود ۵۰ آبادی دارد وبخش لطف آباد از دو دهستان دیباج با ۱۱ آبادی وهزار مسجد با ۹ آبادی تشکیل شده است.

    درگز، به علت مجاورت با مرز ایران و جمهوری ترکمنستان از اهمیت سیاسی و نظامی خاصی برخوردار است بیشتر آثار تاریخی این شهر به دوره افشاریه تعلق دارند، ازجمله قلعه مستحکم کلات نادری که در نزدیکی نوار مرزی قرار دارد. درگز هم اکنون شهری متوسط و آباد است ودر شمال استان خراسان واقع شده است. مسجدنادری از مکانهای دیدنی این شهر است.

    بناهای تاریخی

    بندیان درگز
    امامزاده محمد دیباج
    یارم تپه
    بقعه علامه شهرستانی
    تپه خاخیان
    نوروز تپه
    پلکان نادری
    قدمگاه
    تپه یوخار قلعه
    زیارتگاه سید قاضی سلطان
    بقعه ابوالمعجن
    زیارتگاه علی بلاغ
    تپه صاحبجان
    تپه غازان بیک
    امامزاده سید یوسف
    آرامگاه صید علی خان درگزی
    غار قزلق
    غار شادمینه (شادمهنه)

    موزه حیات وحش:

    این موزه درچهل کیلو متری جنوب غربی شهرسان درگز درپارک ملی تندوره (چهلمیر) قرار دارد.

    مساجدتاریخی شهر درگز عبارتند از:

    مسجد جامع – مسجد یزدیها – مسجد ترکها

    صنایع و معادن

    معادن ومنابع زیر زمینی درگز شامل ( آهک ، گج، سرب ، گل سرشور، سنگ مرمر ) می باشد.

    کشاورزی و دام داری

    درگز و پیرامون آن، دارای کشاورزی و دام‌پروری خوبی است. فرآورده های کشاورزی آن گندم، جو، پنبه، کنجد، میوه های گوناگون، و حبوبات است. درگزچون در درون کوهستان هزار مسجد قرار گرفته و پوشیده از مرتع و چمن زار است، یکی از مراکز مهم دام‌داری و دام‌پروری خراسان رضوی به شمار می رود. پرورش دام، شامل گوسفند، بز، گاو، گاومیش، شتر، اسب و الاغ و هم چنین پرورش و نگاه‌داری طیور به روش سنتی و صنعتی در این منطقه رایج است.

    مشخصات جغرافیایی

    شهرستان درگز، با پهنه ای حدود ۳٫۹۲۴ کیلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوی، در کنار مرز ایران و ترکمنستان،‌ از نظر جغرافیایی در ۳۷ درجه و ۲۶ دقیقه پهنای شمالی و ۵۹ درجه و ۷ دقیقه درازای خاوری و بلندی ۴۵۰ متر از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری ترکمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط کوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشیده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نیمه مرطوب است. بیش ترین درجه حرارت در تابستان ها ۳۸ درجه بالای صفر و کم ترین آن در زمستان ها، ۲ درجه زیر صفر است. میانگین باران سالیانه درگز، ۳۵۰ میلی‌متر گزارش شده است.

    وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

    ناحیه درگز از دوران پیش از اسلام تا کنون «دارا گرد»، «دارا گرذ»، «نیسایا»، «آپاوارتاکن»، «باورود»، «ابیورد»، «اتک»، «نسایا»، «نسا»، «درون»، «خاوران»، «دریجز»، نامیده می شده است. درباره نام‌گذاری این شهر و شهرستان، تاکنون داوری های گوناگونی داده شده است. شماری گفته اند چون در این ناحیه بیشه و درخت گز زیادی وجود داشته، به «دره گز» سرشناس شده است، که این نامگذاری درست نیست. داوری درست تر، از سده ۳ پ.م، یعنی زمان اشکانیان است. پس از آن که اشکانیان علیه سلوکیان برخاستند، اشک اول (ارشاک) در ضمن نبرد کشته شد، ولی برادرش تیرداد به پیروزی رسید و شهری به نام «داراگر» در پارتیای اصلی بنیاد گذارد. سبب این نام گذاری کشته شدن «دارا» – آخرین پادشاه هخامنشی – در این ناحیه است. این شهر پایتخت حکومت پارت بوده و محل دقیق تر آن در دامنه کوه های درگز می باشد. درگز محل تولد نادرشاه افشار است و در روزگار وی بسیار آباد بوده است. پس از او تکه و ترکمان، به انتقام مبارزات کوبنده نادری، آن را با خاک یکسان می کنند. از روزگاران قاجاریان درگز جایگزین «نسا» و «ابیورد»، شده و تا اوایل حکومت پهلوی اول، «محمد آباد» و «درجز» به کار برده می شد، ولی اندک اندک واژه پارسی آن، یعنی درگز رایج گردید.
    درگز به دلیل همسایه گی با مرز ایران و جمهوری ترکمنستان، از اهمیت سیاسی، نظامی و استراتژیک ویژه ای برخوردار است. از آن جا که شهر و ناحیه درگز در گذشته بخشی از شهرستان قوچان بوده، می توان گفت، که این شهر از لحاظ تاریخی، سیاسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بستگی زیادی با شهر قوچان دارد. ابوسعید ابوالخیر، عارف سرشناس ایرانی در مهنه یا میهنه، در نزدیکی درگز به دنیا آمده است.

    شهر درگز، شهری با سابقه درخشان تاریخی، شهری که قبلا به نام ابیورد معروف بوده و در تاریخ فکر و تمدن اسلامی به تعدادی از اندیشمندان و بزرگان برخورد می‌کنیم که عنوان ابیوردی را با خود داشته‌اند. شهری که خاوران نام داشته و از مناطق باستانی پارتهای قدیم در خراسان بوده،در ۳ کیلومتری همین شهر آثار و بقایایی موجود است که به پنج هزار سال قبل از میلاد می‌رسد، یعنی سابقه شهرنشینی و مدنی درشهر درگز به حدو د هفت هزار سال پیش می‌رسد، یعنی درگز وارث یک تمدن هفت هزار ساله می‌باشد.تاریخ منطقه ای که شهرستان کنونی درگز در آن واقع گردیده پیشینه اش به دوران پیش از اسلام وبه زمان مهاجرت آریاییها به فلات ایران می رسد .منطقه ای که شهرستان درگز در آن قرار دارد از نظر قدمت مربوط می شود به دوران اشکانیان بدین صورت که تیرداد اول اشکانی به مناسبت پیروزیهایی که در جنگ با سلجوقیان بدست آورد شهر داراگرد را بنا نهاد .که در اثر مرور زمان به درگز تغییر نام یافت . از آن زمان به بعد این منطقه مورد تجاوز بیگانگان ویا مورد حمایت سرداران ایرانی بوده است.

    در کتاب خاوران راجع به ایجاد منطقه داراگرد آمده است که (آرشک ،ارشک، اشک ) از داراگرد اساس پادشاهی پانصد ساله پارتها را بنیان گذاشت.

    dargaz 7535 درگز


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • کلید تدبیر و امید در استانداری خراسان رضوی در دستان کیست؟

    گفتگوی کیانوش انصاری با یکی از سایت های خبری استان خراسان درباره انتصاب استانداری خراسان رضوی!

     

     کیانوش انصاریکیانوش انصاری، رئیس ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در شهرستان درگز در گفتگو با خبرگزاری خبر۸ : همه ما امیدواریم که دولت تدبیر و امید در هفته آینده انتخاب استانداری توانمند و مورد رضایت همگان را به مدیریت این استان و همسایگان علی ابن موسی الرضا تقدیم کند

    کیانوش انصاری، رئیس ستاد دکتر روحانی در شهرستان درگز: همینک کلید تدبیر و امید در این استان حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری است

    رییس وقت ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز در گفتگو با خبرگزاری&بیان کرد: متاسفانه تاخیر در انتخاب استاندار مشکلات و معایب فراوانی را به وجود می آورد، که شاید یکی از کوچکترین آنها حساس تر شدن تمامی فعالین و جبهه های مردمی فعال در سطح استان است. که همه آنها تلاش و آبروی بیشتری را برای انتصاب استاندار مد نظرشان خرج خواهند کرد و این اتفاقات انتظارات آنها را نیز بالا می برد و انتخاب اعتدالگرایانه دولت را نیز سخت تر خواهد کرد.

     

    این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره گزینه استانداری عنوان کرد: حجت الاسلام علی عسکری در انتخابات گذشته مسئولیت ستادی ائتلافی را در استان خراسان بر عهده داشته است که هم ستادهای اصلاح طلب و هم اصولگرایان تحول خواه را در خود جای داده بود و لذا استعداد این را دارد که نظر و علاقه تمامی گروه های حامی دکتر روحانی باشد. از طرفی شنیده ها حاکی از این است که علمای عالی مقام استان نیز نظر مساعدی درباره جناب آقای علی عسکری داشته باشند.بنابراین حداقل می شود گفت که حجت الاسلام علی عسکری توانمندترین و با استعدادترین فرد برای ایجاد و برقراری اتحاد و رضایت جریان های مختلف سیاسی استان است.

     

    علی عسکری

     

     کیانوش انصاری در ادامه افزود: از طرفی توانمندی ها و تجربه های مفید و ارزشمند جناب آقای عسکری که یکی از گزینه های معاونت پارلمانی جناب آقای رئیس جمهور بودند برای دولت و حامیانش مشخص است. حجت الاسلام علی عسکری فردی بومی است که هم استعداد وحدت استانی را دارد و هم فردی آشنا به مدیریت و هم اینکه به اصلاحاتی اعتدالگرایانه باور فکری و قلبی دارد. لذا با وجود احترام محفوظی که به تمام گزینه هایی که تا کنون به عنوان استانداری مطرح شده بودند، باید از حجت الاسلام علی عسکری به عنوان بهترین گزینه برای صندلی استانداری حمایتی بی دریغ کرد. و در این راستا از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکرد.

    رییس ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز در ادامه با بیان اینکه همینک کلید تدبیر و امید در این استان حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری است افزود: همه ما امیدواریم که دولت تدبیر و امید در هفته آینده انتخاب استانداری توانمند و مورد رضایت همگان را به مدیریت این استان و همسایگان علی ابن موسی الرضا تقدیم کند.

     


    لینک مصاحبه در خبرگزاری خبر8


    لینک مصاحبه در خبرگزاری جامعه آنلاین


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • رییس جمهور دیر رسید، شهردار اصلا نرسید

    چکیده : به همین دلایل است که باید به نامه رئیس جمهور با دقت بیشتری نگاه کرد. باید از خودمان بپرسیم که اگر یک طرف مرگ این شهروندان، شهرداری و اهمال آنان نبود، آیا این نامه نوشته می‌شد؟ سوال مهم‌تر دیگر این است که چرا رئیس جمهور فقط به مرگ این شهروندان توجه کرده و خواسته علت‌های آن بررسی شود؟ چرا به زندگی این زنان توجه نشد و نمی‌شود؟ اینکه چرا آنان در یک روز تعطیل باید سر کار باشند؟ آیا محیط کار آنان از استانداردهای لازم برخوردار بوده است؟ اصلا آنان بیمه بوده‌اند؟ آیا زنان دیگری مانند این دو زن نیستند که زندگی و کار آنان، با دشواری‌ها و مشقت‌های بسیاری همراه باشد؟

     

    شهردار تهران آنقدر در بررسی چرایی وقوع حادثه خیابان جمهوری تعلل کرد که در نهایت رئیس جمهور در نامه‌ای به وزیر کشور خواستار بررسی علت‌های حادثه شد. نامه حسن روحانی پاسخی بود به افکار عمومی، به مردمی که برخلاف مسئولان شهرداری، نمی‌خواهند مرگ دو زن ایرانی را مشیت و خواست الهی بدانند.

    اما نامه رئیس جمهور پاسخی نبود که همه جوانب را در بر گیرد. ملاحظاتی بر این نامه وارد است که بررسی دقیق‌تر آن را ضروری می‌سازد. همچنان که روشن بود که نامه رئیس جمهور مجادله جدیدی را میان دولت و شهرداری آغاز می‌کند. به همین دلیل بود که روز گذشته بخش زیادی از اظهارنظرهای شهردار تهران، نه پاسخ به افکار عمومی، که در واقع پاسخی به رئیس جمهور و نامه‌اش به وزیر کشور بود.

    گویی دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری، از مرگ شهروندان ایرانی بهانه‌ای ساخته‌اند برای ادامه نزاع‌های سیاسی. اما چرا این مرگ، بهانه آن نامه و این نزاع شد؟ آیا این نخستین بار است که شهروندان ایرانی، بی‌آنکه بخواهند، براثر اهمال‌کاری‌ها جان خود را از دست می‌دهند و دستشان از زندگی کوتاه می‌شود؟ این نخستین بار نیست که شهروندان ایرانی، باوجود همه اصرارشان به زیستن، می‌میرند. خواه آلودگی هوا باشد، خواه آتش گرفتن اتوبوس اسکانیا در مسیر قم یا مشهد و حتی بازنشدن نردبان آتش‌نشانی. بهانه برای مردن زیاد است! به همین دلیل، مرگ برای ما آنقدر به مسئله‌ای دم دستی و پیش پا افتاده تبدیل شده که کمتر باعث برانگیختن حساسیت می‌شود.

    به همین دلایل است که باید به نامه رئیس جمهور با دقت بیشتری نگاه کرد. باید از خودمان بپرسیم که اگر یک طرف مرگ این شهروندان، شهرداری و اهمال آنان نبود، آیا این نامه نوشته می‌شد؟ سوال مهم‌تر دیگر این است که چرا رئیس جمهور فقط به مرگ این شهروندان توجه کرده و خواسته علت‌های آن بررسی شود؟ چرا به زندگی این زنان توجه نشد و نمی‌شود؟ اینکه چرا آنان در یک روز تعطیل باید سر کار باشند؟ آیا محیط کار آنان از استانداردهای لازم برخوردار بوده است؟ اصلا آنان بیمه بوده‌اند؟ آیا زنان دیگری مانند این دو زن نیستند که زندگی و کار آنان، با دشواری‌ها و مشقت‌های بسیاری همراه باشد؟

    منظور از طرح این پرسش‌ها این است که حالا که باب نامه نوشتن و درخواست برای بررسی حادثه گشوده شده است، بهتر است رئیس جمهور نگاهی نیز به روندهای روزهای قبل از حادثه داشته باشد، به زندگی کارگری این زنان و دیگر زنان ایرانی و صد البته دیگر کارگران ایرانی. به عبارت دیگر، بهتر بود رئیس جمهور نامه‌ای به وزیر کار می‌نوشت و از او می‌خواست بررسی کند و پاسخ دهد که این زنان در چه وضعیتی کار می‌کردند و آیا آنان از فرصت زیستن و بهره‌مندی از مواهب آن برخوردار بوده اند؟

    این بار هم رئیس جمهور دیر رسید، گرچه شهردار تهران اصلا قرار نبود برسد و نرسید. در این میانه شهروندان ایرانی و تهرانی، هر روز باید با مخاطرات بسیاری دست و پنجه نرم کنند، مخاطراتی که زندگی و آینده را پیش‌پینی ناپذیر می‌کند. چه بسا زنانی که آن روز از طبقه پنجم ساختمانی در خیابان جمهوری به کف خیابان فرود آمدند، عاشق‌ترین زندگان بودند، مادرانی که سودای اندکی راحتی در زندگی خود و فرزندانشان، در یک روز تعطیل آنان را از خانه به خیابان کشانده بود.

     

    مرتضی گلپور / روزنامه آرمان


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی اوحدالدین علی‌ بن‌ اسحق انوری ابیوردی ( مشاهیر درگز )

    تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

    در نیمه‌ی دوم قرن ششم هجری قمری در ابیورد که شهرکی بوده از شهرهای خراسان بین نساء و سرخس که به دشت خاوران شهرت داشته است به دنیا امد. شاعر.یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده.

    پدر: محمد
    مادر:-
    برادر: -
    خواهر:-
    همسر:-
    فرزندان:-

    شهرت ، كنيه و لقب:

    القاب: پیامبر قصیده سرایان، حجه الحق، امیرالاجل العمید، خاوری، انوری

     

    دوران زندگي:

    انوری در دوران کودکی و اوایل دوران جوانی به تحصیل در علوم متداول زمان خود پرداخت و در بیشتر علوم از جمله حکمت و ریاضی و نجوم توانست مایه کافی بیندوزد؛ پدرش در همان اوایل عمر وی از دنیا رفت و مال بسیاری را برای بازماندگان خویش بهجای گذاشت. انوری با آنکه در آن وقت بهره‌ی فراوانی از دانش‌های زمان بهدست آورده بود و بر خویشان و اطرافیان خود هم از این جهت برتری داشت، با اینحال وی مردی خوش‌گذران بود و دیری نکشید که میراث پدر را در اندک زمانی در راه عیش و نوش و خوش‌گذرانی صرف کرد و مفلس و بی‌چیز شد. و ناچار شد برای تهیه‌ی وسایل زندگی و امرار معاش به شاعری که در آن روزگار رواج داشت بپردازد. او همچنان در نهایت تنگدستی در مدرسه‌ی منصوریه‌ی طوس تحصیل می‌کرد و چنان‌که معلوم بوده و هست در اوقات تحصیل مخارج روزانه‌ی خویش را با سختی فراهم می‌کرده است. در چگونگی روی‌آوردن انوری به شاعری گفتهاند روزی انوری بر در مدرسهای نشسته بود، مشاهده کرد که مرد محتشمی با غلامان بسیار از آنجا میگذرد .انوری از فردی که در آنجا بود پرسید: این مرد کیست؟ گفتند: شاعر سلطان سنجر است. انوری با خود گفت: عجبا شیوه‌ی شاعری با این پستی و این شخص چنین محتشم است، و پایه‌ی علم بدین بلندی و من چنین فقیر و بی‌چیزم؛ از دیدن آن حال، بر آن شد که او هم برای امرار معاش به شاعری بپردازد و در همان شب تصمیم گرفت که قصیده‌ای بسراید که با این مطلع است: انوری با خود گفت: عجبا شیوه‌ی شاعری با این پستی و این شخص چنین محتشم است، و پایه‌ی علم بدین بلندی و من چنین فقیر و بی‌چیزم؛ از دیدن آن حال، بر آن شد که او هم برای امرار معاش به شاعری بپردازد و در همان شب تصمیم گرفت که قصیده‌ای بسراید که با این مطلع است:

    گر دل و دست، بحر کان باشد

    دل و دست خدایگان باشد

    وی صبح روز دیگر برای عرض قصیده، متوجه حضور سلطان سنجر شد و آنرا برای وی خواند. سلطان هم از آن قصیده بسیار خوشش آمد و او را در زمره‌ی نزدیکان درگاه خود جای داد و برای او جایگاهی معین تعیین کرد. تخلص انوری همچنانکه خود گفته و معاصرانش آورده‌اند انوری است اما بنا بر قول دولتشاه سمرقندی تخلص او نخست خاوری، که منسوب بوده به دشت خاوران،(شهر انوری هم یعنی ابیورد در آن دشت واقع بوده است) بوده است؛ که وی بعدها به فرمان امیر خویش "عماره" آن تخلص را رها کرده و انوری را برگزید است و این لقب را آن‌طور که گفته شد خود اختیار نکره بلکه دیگران به او داده‌اند. در بیت زیر انوری یکی از بزرگ‌ترین مشاهیر مرتبه‌ی اول خاوران دانسته شده است و به حق سزاوار این مرتبه است:

    تا سپهرت صیت گردان شد به خاک خاوران

    تا شبانگاه آمدش چار آفتاب خاوری

    قاضی نورالله شوشتری بنا بر روشی که در کتاب مجالس‌المومنین دارد او را شیعِه‌ی اثنا عشری(دوازده امامی) و پیرو مذهب جعفری دانسته است. گذشته از نظر شوشتری آنچه از بیشتر اشعار وی استنباط می‌شود این است که وی شافعی مذهب و پیرو اهل سنت و جماعت بوده چون در اشعارش مکررا از خلفای چهارگانه یاد کرده و آنها را ستوده و از رافضی و خوارج بد گفته و بیزاری جسته است. احتمال اینکه وی از پیروان اهل سنت و جماعت بوده بیشتر است؛ اما در حقیقت وی به امیرالمؤمنین و خاندان مصطفی(ع) بیش از دیگران معتقد بوده است و شاید علی را بر دیگران برتر می‌نهاده است. فهم شعر انوري بدون تفسير تقريبا ناممكن و در بسياري موارد با كمك آن هم ميسر نيست. وي با استادان متقدم و متاخر و همچنين با ادبيات فارسي و عربي آشنايي كامل داشت و در سايه نيروي تخيل و فضل و دانش و تسلط كامل بر زبان و علم بديع قصيده را به اوج رفعت رسانيد تا بدان حد كه هر تحول بعدي، جز سقوط نمي توانست به حساب آيد. جامي، آثار وي را تقريبا يك معجزه مي داند و در اين اظهار نظر، علاوه بر آنچه خود وي مي انديشد از يك لحاظ ديگر نيز حق با اوست. زيرا انوري با همه وجود ممتازي كه در زبان وي هست، استاد (سهل و ممتنع) است. قصايد خود را بلافاصله با مديحه شروع مي كند و در مقدمه به ندرت به وصف طبيعت مي پردازد. در عشقيات نيز جانب اعتدال نگه مي دارد. لكن آنچه جلب توجه مي كند صحبت با محبوب، يعني ممدوح است ،تمنيات او را غالبا ضمن شوخي و مطايبه بيان مي كند كه اين يك جنبه ممتاز قصيده اوست. انوري غزل را تقريبا به طور كامل از قصيده تفكيك كرده و در نتيجه مرحله مهمي از قطور غزل را پيش از سعدي تحقق بخشيده است. هدف اصلي قصيده اش مديحه گويي است كه ضمن آن، از كليه وسايل متصور حد اعلاي استفاده به عمل مي آيد. قصائدش عموما در سه مضمون: ستايش شاهان و بزرگان، وصف طبيعت و هجو دشمنان و مخالفان است و مضمون قطعات او، خواهشگري، بد زباني و هجا گويي است. وی در آخر عمر زهد و تقوی پیشه کرد و از ملازمت سلطان و ارباب دولت بازآمد. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در پیرامون دانش انوری چنین می‌نویسد: انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار می‌رود و اشعارش، در بردارندهٔ دانش‌ها و معارف آن دوران است. اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌هایش، همه از استادی او در منطق، موسیقی، هیأت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حکمت حکایت دارد... انوری به ابن سینا اعتقادی تام داشت... وی همچنین کتابی در شرح اشارات ابن سینا با عنوان البشارات فی شرح الاشارات تألیف کرده بود... کتابی در حکمت یا نجوم نیز توسط انوری نوشته شده‌است که به شاه قطب‌الدین، صاحب موصل، تقدیم کرده بود. به گمان شفیعی کدکنی این کتاب، احتمالاً همان کتاب مفید است که دولتشاه سمرقندی بدان اشاره کرده‌است. یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده. او این را بویژه در شعری با عنوان: «شبی در حال مستی از بامی درافتاد و این قطعه را سرود» نشان داده‌است. در این قطعه وی افتادن خود را از پشت بام بر خلاف نظر همیشگی علمای آن زمان که آنرا مربوط به ماهیت جسم و میل و کشش درونی جسم به سوی پایین می‌دانستند این بار سقوط شی را به زمین و خواست و ماهیت زمین نسبت داده‌است.

     

    آثار:

    البشارات فی شرح الاشارات ، در شرح اشارات شیخ الرئیس ابن سینا که در منطق و حکمت نوشته است.
    رساله‏ای در عروض و قوافی
    دیوان اشعار: قریب به پانزده هزار بیت
    تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:
    تاریخ دقیق وفات انوری هنوز مشخص نشده است ولی بنا بر گفته دولتشاه سمرقندی در سال ۵۴۷هجری قمری در بلخ دانسته شده است. در کنار آرامگاه ابو حامد سلطان احمد ابن خیزرویه بلخی یکی از دانشمندان سرزمین بلخ بخاک سپرده شد.

     

    نقل قول و خاطرات:

    نمونه ای از ابیات انوری ابیوردی:

    چه نازست آنکه اندر سر گرفتی؟/ به یکباره دل از ما برگرفتی

    ترا گفتم که با من آشتی‌کن/ رهاکرده، رهی دیگر گرفتی

    دریغ آن دوستی! با من به‌یکبار/ شدی در جنگ و خشم از سرگرفتی

    مرا در پای غم کُشتیّ و رفتی/ هوای دیگری در سر گرفتی


    منابع:

    ویکی پدیا

    http://www.decorationnews.com

    http://adabi-blog.blogfa.com

    http://www.dargaz.info

    http://www.persian-man.ir

    http://www.loghatnaameh.org

    http://mandegar.tarikhema.ir

     

    تصاویر:

    انوری ابیوردی   انوری ابیوردی


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • فرهنگ و تمدن شهر باستانی نسا

    اماكن و آثار كشف شده در نسا:

    قلعه نسا ی قديم محل سلطنت و عمارت بوده  و قلعه نسای جديد محل سكونت طبقه كارگزاران و رعيت بوده است . در زمان ساخت قلعه نسای قديم يعنی قلعه سلطنتی مهرداد كرت از يك تپه طبيعی استفاده كرده اند  .

    در قرن سوم ميلادی با سقوط سلسله اشكانيان همه گنجينه‌ها و خزاين به غارت رفتند، ولی حتی باقيمانده‌های آن خزاين نيز گواه شكوه دربار پادشاهی است.
    اماكن و تالارهايی كه كشف شده‌اند شامل : عبادتگاه، محل جلوس پادشاهان  بوده است و نيز وسايل كشف‌شده را اقلامی چون سلاحها، پارچه‌ها، باقيمانده‌های تخت شاهی از عاج فيل و ظروف و ريتون‌ها تشكيل می دهند.

     

    عبادتگاه

    كاخ دارای اتاقهای متعددی بود و در امتداد آن حوضها و پاركها و در فاصله كمی از قصر هم عبادتگاه‌ها قرار داشتند. عبادتگاه برجی دارای طرح مربع شكل به مساحت30 در 20  متر بود و زير آن مقبره‌ای با يك مجسمه روی نقطه مرتفعی در داخل مقبره قرار داشت.
    اين معبد در بخش شمالی يك ساختمان بزرگ با ديوارهايی به ارتفاع 60 متر قرار دارد كه در ابتدا شامل 12 اتاق بزرگ به شكل مستطيل می‌شد با بلندی‌هايی در امتداد ديوارها و چهارستون در محور اتاق برای نگهداشتن سقف اتاقها.   

    بر روی سفالها اثر مهره‌های مختلف بر جای مانده‌اند كه ظاهرا نشان از آن دارد كه اين مكان مخزن گنج مخصوص به اموات بوده است.

    معبد مدور نيز به قطر 17 متر، مركب از 2 طبقه و 3 ورودی بود كه در طبقه فوقانی مجسمه‌های سفالی خدايان به ارتفاع 5/2 متر وجود داشت، سقف اين معبد نيز چوبی بوده و بر روی چهار ستون آجری و ديوارهای آن بنا شده بود. نور داخل سالن از طريق دريچه‌های تعبيه شده بر ديوارها تامين می‌شد و احتمالا با فرشهای گرانقيمت مفروش بوده است.

     

    تالار جشن‌ها

     از حفاری‌های انجام شده می‌توان پی برد كه در بخش مركزی كاخ، تالار جشن‌ها با سه ورودی از طرف حياط(30 در 20)  قرار دارد، صخامت تقريبی ديوارها 3 متر است كه نيمه پايينی آنها با نيم‌ستونهای آجری تزئين گرديده‌اند. بين ستونهای فوقانی طاقچه‌ها و رفهایی قرار داشتند، بر روی آنها مجسمه زنان با لباسهای بلند و كلاههای لاكی رنگ و مردان شنل‌پوش دارای ريش قرار داده شده بودند كه ظاهرا مجسمه‌های پادشاهان سلسله اشكانيان بود.

     

    گنجينه‌ها

    در عصر شكوفايی دولت پارت از سراسر امپراتوری عظيم كه از آمودريا و مرغاب تا دجله و فرات را در بر می‌گرفت ثروت بی‌حد و حساب پادشاهان و هدايای قيمتی به سوی نسای قديم پايتخت امپراتوران پارت سرازير می شد و در گنجينه‌های ويژه نگهداری اشياء قيمتی، انباشته می‌شد. گنجينه پادشاهان پارت در نسا شامل ساختمان چهارضلعی بزرگی با اتاق‌های متعدد، ايوانها و محوطه‌های كوچك داخلی بود. بلافاصله پس از پر شدن يكی از اتاق‌های اين گنجينه از اشياء با ارزش و جواهرات، آن را از همه طرف مسدود نموده و به نوعی گاوصندوق بزرگ تبديل می‌شد.
    اين گنجينه‌ها تا زمان سقوط نسا قديم پايتخت امپراتوری پارت در دهه 20 سده سوم پيش از ميلاد به دست ساسانيان دست نخورده باقی ماند. با وجود غارت گنجينه‌ها به دست ساسانيان اشياء و آثار هنری بی نظيری از طلا، نقره، عقيق، كريستال و مرمر كشف گرديده‌اند.

     

    مجسمه‌های مرمرين نسا

    از حفاريها و كشفيات باستان‌شناسی در نسا قديم نمونه‌های بی نظير هنری شامل آثار نقاشی، مجسمه‌سازی، سنگ‌تراشی، ريخته‌گری‌های هنری و تزئينات معماری به دست آمده‌اند در ميان آنها  مجسمه مرمرين از ارزش ويژه‌ای برخوردار است اين مجسمه، مجسمه نيمه عريان يك زن است كه از دو نوع مرمر يعنی از مرمر سفيد با لكه‌های قرمز كه قسمت عريان نيم‌تنه و سر مجسمه را تراشيده‌اند و پايين تنه آن از مرمر خاكستری رنگ تراشيده شده است. ظرافت اين پيكره كه توانسته است سيمای روانشناسی بسيار دقيقی را بوجود آورد شگفت‌آور است. 
    قسمتی از دستها قطع شده است. اين مجسمه احتمالا پيكره رادوگونا دختر مهرداد اول پادشاه پارت است. مجسمه ديگری كه در گنجينه نسا قديم كشف شده است اصطلاحا «الهه نسائی» ناميده می‌شود كه آن هم از جهت ارزش هنری به همان ميزان قابل توجه است.

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • آشنایی با موسیقی مقامی درگز

    موسیقی مقامی درگز از صدها سال پیش به این سو، در عزاها، جشن ها و آیین های سنتی، به شکل سرودها و نواهای همراه ساز و با آهنگی محزون نواخته می شده است. در این موسیقی، از سازهایی چون دوتار، سرنا، دهل، نی، کمانچه، آکاردیون، قارمون و دایره (دف) برای ایجاد اصوات موسیقایی و عموما طرب انگیز استفاده می گردیده است. اشعاری که همراه با نواختن این سازها خوانده می شده، به تناسب مقام سرودهایی از بزرگانی چون بابا طاهر، حافظ، مولوی، جعفر قلی زنگلی، مخدومقلی فراغی و گاهی اشعار کردی، ترکی و ترکمنی یا چهار بیتی هایی محلی بوده است.

     از پیشکسوتان و اساتید صاحب سبک در موسیقی می توان به مرحوم اولیا قلی اشاره نمود. وی در سال ۱۲۹۵ در روستای خیرآباد لطف آباد پا به عرصه وجود نهاد و در دامن پدرش غلامرضا بخشی پرورش یافت. در سن ۸ سالگی به آموختن دوتار نزد پدر پرداخت. در مجالس وی همراه سازش نزد پدرش بود در سن ۷۶ سالگی پدر دیده از جهان فرو بست، مرحوم اولیا قلی در این زمان ۲۵ سال داشت، بعد از مرگ استاد مرحوم اولیا قلی به همراه شخصی به نام بابا خان راه او را ادامه دادند، ایشان در ۵۹ سالگی در جشنواره بزرگ توس در شیراز مقام اول را کسب نمودند. تنها نوازنده ای بودند که تار ابریشم به ساز خود می بستند. اولیا قلی چندین داستان نظیر غریب و شاه صنم، طاهر و زهره، کورا و قلی، شاه بهرام، گل و صنوبر را با آواز دوتار اجرا می کردند و همچنین ایشان بیشتر اشعار مخدومقلی را که در اصل این مقام ها زیربنا آوازی داشت با موزون عاشقی، حماسی و مذهبی بکار می گرفتند. آوازها و داستان های اولیاقلی بنا به نوشته استادان موسیقی شناس تحقیقا و عمیقا موسیقی قدیمی این منطقه است. اشعار زیادی مربوط به جنگ های ترکمن ها در این منطقه و رویدادهای مربوط به نادر شاه افشار بوده است. هنوز هم صدای گرم این هنرمند به صورت کاست در بین مردم وجود دارد. اشعارش همانند روحش لطیف می باشد. اولیا قلی این هنرمند بزرگ در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ دیده از جهان فرو بست و در زادگاهش به خاک سپرده شد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • واکنش به اظهارات تاریخی غلط فرماندار قوچان

     تاریخ درگز: فراز تاریخی بلندی که طی شده و شهری به نام درگز را به میراث گذارده است بسیار گران و ارزشمندتر از آن است که همسایگان عزیز ما در اطراف، از بی اطلاعی خود گرفتار این احساس غلط بشوند که درگزی با تمدنی ۷۰۰۰ ساله را حتی هم قد و قامت خود در تمدن و پیشینه تاریخی و فرهنگی بدانند!

     

    نشریه اینترنتی شهرستان درگز: اخیرا در خبرگزاری فارس خبری را دیدیم که مورد بهت و حیرت تمامی اندیشمندان و مطلعین تاریخ منطقه پهناور خراسان بود. فرماندار جدید مردم فهیم قوچان در اظهار نظری عجیب و به دور از واقعیت شهرستان درگز و همچنین شهرستان چناران و شیروان را به وجود آمده از تمدن شهرستان قوچان نامیده!!! و بر این اساس شهر قوچان را شهری با تمدن و تاریخ کهن و غنی نامیده بود.

    ما برای تاریخ و فرهنگ همسایگان عزیز خودمان در شهرستان قوچان احترام قائلیم و تاریخ اکراد دلاور را ارج می نهیم اما خوب است شخصیتی مثل فرمانداری یک شهرستان فقط بر اساس ذهنیت ها و اطلاعات غلط و ناقص سخن نگوید تا خدایناکرده این باعث توهین به فرهنگ و تمدن دیگران نشود.

    در زمانی شهرستان درگز که زادگاه نادر شاه افشار بوده است مورد خشم و نفرت شاهان قاجار قرار می گیرد (به دلیل مشکلاتی که با نادر داشته اند) و در این دوران دیار پرافتخار ابیورد دستاویز اتفاقات مختلفی می شود. از تقدیم کردن بخشی از آن به شوروی گرفته تا کوچک کردن مرزهای درگز. در نهایت شهرستان درگز آنقدر کوچک می شود که در تقسیمات کشوری در سال 1335 جزوی از قوچان شده و به عنوان یکی از بخش های شهرستان قوچان معرفی می شود. با توجه با اینکه در سال 1339 شهرستان درگز در تقسیمات کشوری از قوچان جدا می شود و "مجددا" شهری مستقل نامیده می شود احتمالا فرماندار محترم قوچان با اطلاعات کمی که از تاریخ و تمدن دارند تصور فرموده اند که این اتفاق مبنای شهر شدن درگز است و تاریخ شهرستان درگز هم به همینجا بر می گردد!!! و در اظهاراتی که در خبرگزاری های مختلفی چون خبرگزاری فارس و پایگاه اطلاع رسانی قوچان منتشر شده است عنوان کرده اند که شهرستان و هویت درگز از قوچان به وجود امده است و... (ضمنا لازم است ذکر شود که درگز در برهه ای هم در تقسیمات کشوری زیر نظر نیشابور بوده است. و آیا این باید دلیل بشود که عده ای مدعی شوند که درگز از نیشابور به وجود آمده است؟!!!)

    با احترام به فرمانداری محترم قوچان و ویژه تر از آن همسایگان عزیزمان در شهرقوچان برآن شدیم تا توضیحاتی درباره تاریخ شهرستان درگز و رابطه آن با قوچان و شهرهای اطرافش معرفی کنیم تا در صورت مطالعه فرماندار محترم قوچان به اطلاعات تاریخی ایشان افزوده و این بزرگوار را از بی اطلاعی درباره تاریخ شهر خود و شهرهای اطراف خارج کرده باشیم.

    در همین باره مقاله ای از یکی از علاقه مندان و پژوهشگران تاریخی شهرستان درگز جناب آقای بهمن رنجبران منتشر می کنیم که کاملا آشکار و مستند درباره تاریخ و هویت خراسان و ابیورد سخن گفته اند و این نشان می دهد که قوچان زمانی از تاریخ خود را ، گوشه ای از شهرستان درگز بوده است و با تمام تاریخ کهن و قدمت محترمی که دارد شاید چند هزار سال از ابیورد قدمتی کوچکتر و کمتر داشته باشد. ما در پی این بوده و هستیم تا به صورت مستند ثابت بکنیم که تاریخ چند هزار ساله این شهر خیلی فراتر و بزرگتر از آن است که از قوچان و تاریخ آن منشا گرفته باشد و امیدواریم این مقاله بانی رشد اطلاعات تاریخی فرمانداری محترم شهرستان قوچان باشد.

    گرچه به صورت کوتاه و موجز اشاره کرده باشیم که هرکس مطالعات اندکی از جامعه شناسی تاریخی داشته باشد. شکلگیری و تولد تمدن ها و ملت ها و شهرها را مستقل از وجود دیگر ملت ها می داند. و ای کاش حداقل فرمانداران و مسئولین وزارت کشوری ما کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی و جامعه شناختی کاربردی و عملی می بودند تا علمی تر و با تخصص بیشتر به مردم منطقه خود بنگرند.

     

    توجه بازدیدکنندگان گرامی را به مقاله ای مستند درباره فرهنگ و تمدن شهرستان درگز و رابطه تاریخ آن با تمدن استان خراسان جلب می کنیم:

     

     

    بهمن رنجبران: درگز مهد و مرکز فرهنگ و تمدن خراسان

     

    سخن از درگز بزرگ است ، منطقه ای تاریخی با قدمتی کهن و تمدنی درخشان ، دارنده ده ها آثار باستانی از چند هزار سال قبل از اسلام و بعد از آن تا قرن اخیر، درگز بزرگ در اتک واقع بوده و مرکز خاوران میباشد.

    درگز بزرگ در بر گیرنده شهرباستانی باورد «ابیورد» همراه با دهها روستا و آبادی و چند شهرک، شهر درون ، کلات ، شهرستان «شهرستانه» ، شهرانائو ،« نیسا » تختگاه و آرامگاه پادشاهان پارت و اشکانیان، دستگرد و بندیان است.

    دیاکونف باستانشناس معروف، تمدن ابتدایی برخی از نقاط شمال شرق و شمال ایران از جمله تورنگ تپه استرآباد را با تمدن اولیه منطقه درگز مرتبط دانسته اند.

    بنوشته فردوسی طوسی، آرامگاه خونین سرداران ایرانی « فرود، ریو و زراسب » اینجا بوده و جنگ پشن، نبرد بزرگ ایرانیان با تورانیان دراین منطقه روی داده است. فردوسی چنین سروده است :

     

    میان سرخس است باورد و طوس

    ز باورد بر خاست آوای کوس

     

    گهواره تاریخ حماسی باستانی ما همین منطقه بوده، بی شک نیمی از افتخاراتی که ما داریم ، قهرمانان و پهلوانان درگز بزرگ بوجود آورده اند.

    آوردگاه بزرگ رستم ، طوس و فرود در این منطقه بوده است. فردوسی در شاهنامه «داستان فرود» آورده است : همینکه طوس، چرم را فتح کرده بطرف شهر ابیورد سرازیر میشود، با تژاد، پهلوان و قلعه دار زورمند گروگرد (کلات) برخورد میکندوبه نبرد می پردازد. 

    اسکندر ، استیلا طلب بیگانه ، در همه جا بدون رادع و مانع پیش میرفت ، در این منطقه با تیراندازان و پارتیزانهایی به رهبری سپیتاما روبرو میشود و با دادن تلفات زیاد ، از این منطقه چشم پوشی نموده وبرای ادامه مجبور می شود راه خود را کج نماید . 

    آرشاک از داراگرذ «درگز» اساس پادشاهی پارتها را بنیان گذاشت .

    تهاجماتی که در دوره ساسانی از جانب سکاها و هیاطله روی داده از این معبر صورت گرفته است .

    ابومسلم خراسانی با کمک سیاه جامگان این منطقه به جنگ تازیان اموی شتافت و اساس حکومت آنان را برهم ریخت .

    سرداران و دلاوران این خطه بخصوص جانی قربانیها علیه چنگیزیان بپا خاسته و با کشتن یل گوش سردار نامدار چنگیز، این منطقه را از لوث وجود بیگانگان پاک میکنند . 

    نادر افشار، سوزانده ترین صاعقه ضد بیگانه از درگز قد علم کرد ، ابتدا پوزه مخالفان ، غارتگران ، و ایلغارچیان را بخاک مالیده و با بیرون راندن استعمارگران و اشغالگران ، پرچم لگد مال شده ایران را بر فراز هیمالیا نصب کرد . 

    در انقلاب مشروطیت، درگز نقش انسانی و عدالتخواهی خود را نسبت به ملت ایران بخوبی ابرازمیکند، «رستم المجاهدین» و گروهش هر جا تخم استبداد میبینند از بین میبرند .

    شهرها و آبادیهای همجوار شهرستان درگز فعلی از جمله قوچان و حتی شهر قدیم نیشابور بنا به گواه تاریخ ، قدمت کمی داشته و بعد از منطقه درگز بزرگ بوجود آمده اند و دوره تمدنی آنان نیز، چند هزار سال پایین تر ازمنطقه درگز میباشد.

    آقای هفتواد در« تبارشناسی و سرزمین کهن ابیورد» با دلایلی مستند و معتبرتاریخی ، اغلب شهرهای شمال خراسان از جمله بجنورد و قوچان (استوا) را جزء ابیورد کهن دانسته اند.

    درگز سرزمینی با تمدن بیش از هفت هزار سال از یک طرف مرکز حکومت پارتیان و از طرفی نشان از زرتشتیان یکتا پرست دارد و کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) قدیمی ترین کتابی است که نام ابیورد در آن آمده است. از سویی به علت نزدیکی به مرو مرکز امپراطوری جهان اسلام مورد رفت و آمد شخصیت های سیاسی و علمی روزگار بوده و از مردمان اینجا مردمانی صاحب فکر و صاحب شخصیت و صاحب فرهنگ و اندیشه و تمدن ساخته است.

    درگز در اصل داراگرد (شهر دارا) بوده که تیرداد اشک دوم پادشاه اشکانیان درسال 237 قبل از میلاد مسیح آن را درناحیه آپارات (پارت – یونانی) ساخت و پایتخت خود قرارداد در دوران اسلام به داراجز و درجز و بعدها به درگز تغییر نام داد. تاریخ منطقه ای که شهرستان کنونی درگز در آن واقع گردیده ، پیشینه اش به دوران قبل از، زمان مهاجرت آریایی ها به فلات ایران می رسد.

    آثار باستانی و تمدن درگز بزرگ چون خودش کتابی مفصل میشود بناچار فقط درباره چند شهر و تعدادی مکان و تپه های باستانی بطور مختصرمطالبی ارایه میگردد. 

    در آثار باستانی و تمدنی پیش از تاریخ درگز به آثار بجا مانده همچون : شهر و منطقه ابیورد کهن ، شهر و منطقه نیسا ، شهر و منطقه انائو ،درون ، شهرستان «شهرستانه» ، بندیان ، دستگرد و به تعدادی از تپه های باستانی از جمله : قدیمی تپه ، منجوقلی تپه ، چاغیلی تپه ، تپه صاحب جان ، یارم تپه ، قراتپه ، تپه تقی ، تپه یوخارقلعه ، شاه تپه و قصبه میتوان اشاره کرد .

    نخستین قومی که در این منطقه ظاهر شده اند ، قوم داهه یا دهه بودند که بعدها اساس دولت پارتیان را تشکیل دادند . جماعت دیگری که در این ناحیه زندگی میکردند، طایفه ای از سکاهای تیز خود بودند که بنا به گفته مورخین ، کوروش بدست آنان از بین میرود.

    یکی از پسران گودرز، بابا اورد، اباوُرد یا ابیوُرد(اپیوُرد و اپاوُرد) بوده که خاکی را در دشت خاوران از کی کاووس گرفته و آن را آباد کرده بنام ابیوُرد پورگودرز از خویشان آرش کمانگیر، می کند . ابیورد کهن در برگیرنده ی جرمغان(گرمکان، جرمق، گرمه)، بجنورد(بیژن بیوُرد)، اسپهرآیین یا اسفراین، شیروان، قوچان(استوا) و درگز و پیرامون اینها بوده است .

     بیژن در شاهنامه از نوادگان گودرز است او پسر گیو است و مادرش دختر رستم (ژاله آموزگار، اساطیر ایران) واین سرزمین بنام دو پهلوان هم خانواده ی پسر و پدرآوازه داشته نخست ابیوُرد( که بزرگ تراست) سپس بیژن ابیوُرد(بیژن بیورد). نام اُرد از نامهای بزرگ مهریان و اشکانیان است و بابااُرد نام گیو بوده و گیو صفت پهلوانی ی پسر گودرزمی باشد بهر روی گیو همچون هر پهلوان دیگری دارای یک نام و چند آوازه و صفت بوده چون زال زر، رستم دستان تهمتن، شاپورنیو، آرش شیواتیر و...) باری این سرزمین بیش از هرچیز بنام ابیوُرد آوازه داشته و شهر بیژن از آبادی های این ابیوُرد بشمارمی رفته شهر بیژن در پیرامون بجنورد کنونی بوده است این سرزمین سالیان سختی را گذرانده تا بوزنجُرد و بیجنورد و بجنورد شده. سخن دیگر در باره ی واژه ی ابیورد اینکه نام بابا (پاپا) ، بابی و بابو از نامهای کهنی بوده که مهريان كهن و بويژه اشكانيان به فرمانروایان و پیران خاندان میداده اند و بسیاری از فرمانروایان ابیورد لقب بابا داشته اند همچون، باباعلی پدرزن نادر. نام نخستین این شهر از اُرد(اورد) گرفته شده با اضافه شدن بابا که بابا اُرد می شود و بابا همچون کی در نام کی کاووس و کی آرش است پس اُوردبابا و بابااُورد است پس از آمدن اعراب سامی نفوذ زبان و لهجه ی عربی نامها را دگرگون می کند و اعراب که به بابا ،«ابا، ابو و ابی » می گفتند، نام بابااورد را به «ابی اورد و ابا اورد» دگرگون کردند که چون نام اُرد بگونه ی اَرد هم تلفظ می شده بگونه ی ابیورد و اباورد در نوشته های مسلمانان در آمده است .

    نام بابا برای مهریان پدر و آباشناس نامی نیک بوده بگونه ای که چون کسی در کیش مهر به خوان هفتم می رسد او را پاپا و بابا(پیر پدر) می گفتند که رستم خود یک پیر و پدر و بابای مهری است(بابارستم). از ابیورد کسانی هستند که نام کوچک آنان بابا است. بابا سودایی، باباسعید یا بابوسعید پسر بابو بوالخیر پیر وپدرصوفیان مهنه ای نیزچنین بوده است . بیژن در نام بجنورد: این بیژن همان بیژن دلداده ی منیژه است که با پدرش گیو و توس و فریبرز در ناپدید شدن کیخسرو به پند او گوش نمی کنند و در زیر برف جاودان بارنده گير كرده و بخواب می روند تا روزگاری دیگر بیدار شوند و ایران را بیابند و درفش کاویانی سرخ و زرد و بنفش را برافرازند.

     

    بـاوُرد پــور گـودرز، از دوده ی کــی آرش 

    وزکی قبــاد و کشواد ،بود آن سواره ی گــرد

    آن آرشی که افکنــد تیــر از کمـان درگــز

    در جنگ زوی تهماسپ وآن آشتی به از برد

    شهنامـه­ گـوی ما گفت چون رفت تاج دارا

    بـار دگــر یکی شیـر، آن را بچنــگ آورد

    ازتخمـه­ ی کی آرش ، بود آن دلیـر مهـری

    آرش کــــیان این خـــاک ، آن آرزو بـرآورد

    مهـــر بـزرگ بادا، یار همـه ی دلیــــران

    و ز تهمتـــن درودی ، بر مهـریان باورد

     

    اوده مرادف در باره تمدن و آثارباستانی ابیورد چنین نوشته است :

    در حفاری های ابیورد ، محله های پیشه وران کشف شده است در این محلات آثار ریمها و تراشه های آهن مشاهده میشود در بخش مرکزی شهر و در حوالی دژ انواع اشیاء فلزی از جمله زیورآلات زنانه ، زنگوله ها ، گل کمربندها و تعداد زیادی انواع سکه در دوره های مختلف و قطعات یراق اسب یافت شده است که گویای وجود کارگاههای مسگری و زرگری میباشد . در اراضی ابیورد چندین منبع آب ، جویها و چاه که گویای چگونگی تامین آب مصرفی شهری میباشد کشف شده است . ظروف و اشیاء سفالی جالب و گوناگون و اشیاء فلزی و کنده کاریهای سکه ها در این شهر سیمای گذشته شهر را به عنوان یکی از مراکز مهم بازرگانی و صنعتی در خراسان می شناساند .

    ویژگیهای طبیعی و اقلیمی ابیورد موجب مسکونی شدن آن در، ازمنه کهن گردیده است . علاوه برآن جریان توسعه و روند بی وقفه بهره برداری ، ابیورد را به یکی از سکونت گاههای عمده خراسان در قرون وسطی تبدیل نمود ، این وضعیت در آثار باستانی و معماری ابیورد به وضوح دیده میشود. هم اکنون در پرتو پژوهشهای ویژه ای که در ابیورد از آغاز قرن بیستم بعمل آمده است ، حدود سیصد 300 اثر باستانی متعلق به اعصار مختلف از نئولیت تا اواخر قرون وسطی شناسائی شده است .

    بر اساس اطلاعات بدست آمده از تحقیقات باستان شناسی ، آغازآبادانی ابیورد به هزاره های 6 – 5 پیش از میلاد بر میگردد. هم اکنون چهار اثر تاریخی مربوط به این دوره به نامهای قدیمی تپه ، منجوقلی تپه ، چاغیلی تپه و قصبه شناخته شده است که گروه شرقی آثار تمدن جیتون را تشکیل می دهد .

    وفور منابع آب و اراضی حاصلخیز این منطقه امکان پرداختن به زراعت ، دامپروری و شکار را فراهم می نمود . این سه عنصر در اقتصاد مردم در عصر نئولیت محور اصلی مجموعه نظام اقتصادی را تشکیل می داد که چندین هزارسال حفظ شده بود . اقتصاد زراعتی پایه ریزی شده بر اساس روش آبیاری خلیجی موجب حیات طولانی قصبات قدیمی میشده است . در کار زراعت به پرورش گندم نرم توجه خاصی مبذول میگردید . بخش عمده گوشت غذایی از تکثیر احشام و شکار جیران و بزوحشی و غیره تامین میشد . تولیدات خانگی به تهیه ظروف منقوش گچ بری سفالی و ابزار مختلف کار از سنگ و استخوان محدود بود . وجه تمایز معماری عصر نئولیت یکنواختی آن است که در ساخت خانه های یک اتاقه با حیاط کوچک نمود یافته بود . مصالح اصلی ساختمانی که در ساخت ساختمان بکار رفته ، خشت به شکل بلوک و در مراحل بعدی آجر مستطیل شکل بوده است .

    مرحله بعدی عمران ابیورد به اعصار نئولیت و مفرغ « 2 – 5 هزار سال پیش از میلاد» بر میگردد. آمار قصبات در مقایسه با دوره پیش به شش برابر افزایش می یابد . قریه های بزرگی مانند : آلتین تپه ، نمازگاه تپه ، ییلقین لی تپه و قاراتپه بوجود آمد . در این زمان بهره برداری از مس و مفرغ و اختراع چرخ کوزه گری و توسعه بعدی مهارتهای کشاورزی ، موجب رشد سریع در عرصه های پیشه وری ، تجارت ، هنر و شهرسازی گردید .

    در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد بخشی از ساکنین دامنه های کوپت داغ و ابیورد در سه محور عمده نقل مکان میکنند: سارازم در سغد ، شهر سوخته (سیستان) و وادی کویته (پاکستان).

    دامنه های کوپت داغ، ابیورد و قصبات واقع در آن در اواسط هزاره ی دوم پیش از میلاد آشکارا روند آغاز بوجود آمدن دستگاههای حکومت را به نمایش می گذارد .

    ویژگی هزاره اول پیش از میلاد، ظهور نخستین امپراطوری نیرومند شرق کهن ، یعنی امپراطوری هخامنشی است . هم اکنون بیش از 60 قصبه منسوب به دوره مذکور در اراضی ابیورد شناسایی گردیده است. مطالعه توپوگرافی این آثار تاریخی تایید کننده آن است که از نظر تیپولوژی آنها به املاک روستایی و قطعه های کوچک متمرکز درامتداد منابع آب تقسیم میشوند . با توجه به مقدار کافی اراضی کشاورزی مناسب ، این قصبات در سراسر ولایت ابیورد پراکنده شده اند . اصلی ترین جنبه این عصر آن بود که ابیورد به عنوان یکی از ساتراپهای امپراطوری هخامنشی وارد عرصه تاریخ جهان شد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • آشنایی با سایت استراق سمع الکترونیکی ماهواره ای کبکان

     پایگاه جاسوسی امریکا: سایت کبکان که در نوع خود بی نظیر است در اوایل دهه 1350 توسط آمریکا و دو آژانس اطلاعاتی آن یعنی ناسا و سی آی ای بر بالای کوه الله اکبر در شهرستان درگز تاسیس شد.

     

    سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (سیا) از سال 1350 هجری شمسی به بعد، برای کنترل کامل اتحاد جماهیر شوروی، اقدام به استقرار ماهواره های جاسوسی در مدار زمین نمود که این ماهواره ها، ایستگاه های گیرنده زمینی شان در خاک ایران قرار داشتند. ایستگاه های شنود در آستارا، چالوس، بهشهر و کبکان در مرزهای جنوبی اتحاد شوروی، با صرف میلیون ها دلار به وجود آمدند. سیستم های جاسوسی و شنود مستقر در پایگاه های کبکان و بهشهر، به قدری پیچیده و پیشرفته بودند که استانفورد ترنر (رئیس وقت سیا) در توصیف آنها گفته بود که این ایستگاه ها برای قرن 21 ساخته شده اند!

    پایگاه کبکان مرکز اصلی پایگاه های شنود مستقر در شمال ایران بوده است. در آن دوران، قوی ترین رادار ساخت دست بشر در شمال ایران نصب شد. این رادارها، کار خود را از سال 1350 آغاز کرده بودند و به نحوی استقرار یافته بودند که تمام سطح جنوب شوروی را تحت پوشش خود قرار می دادند و برد آنها، به شعاع باورنکردنی 5000 کیلومتر بود! سیستم های موجود در پایگاه کبکان دارای تلسکوپ های عظیم و رادارهای بسیار پیشرفته و گیرنده های بسیار حساس بودند که در محوطه پایگاه، هفت دستگاه عظیم تلسکوپی قرار دارد. علاوه بر این هفت گیرنده پرقدرت تلسکوپی، یک بالب و یک رادار عظیم نیز از دیگر تجهیزات پایگاه هستند.

    بزرگترین تلسکوپ موجود در پایگاه، طوری تعبیه شده است که در تمام جهات گردش می کند. این دستگاه عظیم، ردگیری ماهواره های جاسوسی آمریکا بر فراز شوروی را عهده دار بوده است. یک کره بزرگ سفید رنگ، به قطر یکصد متر که از نوعی برزنت ساخته شده است، در فاصله کمی با این تلسکوپ قرار گرفته است که بر قطر عمودی آن، یک آنتن ظریف دیده می شود. داخل این حباب بزرگ، مملو از نوعی گاز مخصوص است و این گاز توسط دستگاه های بزرگ تهویه، خنک می شود.

    درون حباب، اطاقک های کوچکی قرار دارد که یک نفر می تواند درون آنها نشسته و با گوشی های ویژه ای که درون اطاقک تعبیه شده است، امواج رادیویی گرفته شده توسط حباب را گوش کرده و در صورت نیاز، ضبط نماید. کسانی که درون حباب می آیند، می بایست از ماسک های ویژه ای استفاده کنند، زیرا هوای درون حباب غیرقابل استنشاق است. برای ورود به داخل حباب، می بایست از 3 درب قطور فلزی که دارای قفل های رمزی بوده به ترتیب و پشت سرهم قرار گرفته اند، عبور کرد. تصور می شود گاز ویژه ای که درون حباب قرار دارد، در جذب فرکانس های صوتی و مکالمات رادیویی، تأثیر زیادی داشته باشد. در اطراف حباب، چند دستگاه کوچک و بزرگ قرار دارند.

    بطور کلی پایگاه جاسوسی کبکان، وظایف زیر را بر عهده داشته است:
    1. حفظ ارتباط با ماهواره های جاسوسی بر فراز شوروی
    2. کنترل آزمایشات موشکی و هسته ای در خاک شوروی
    3. کنترل امواج رادیویی و خطوط مخابراتی و مخابرات ماهواره ای کل خاک شوروی
    4. کنترل پروازهای موشکی مرکز فضایی شوروی (بایکونور در قزاقستان) که در 650 مایلی از پایگاه جاسوسی واقع است.
    5. تهیه عکس با استفاده از ماهواره از مراکز استراتژیکی و سیلوهای موشکی روس ها

    تلسکوپ بزرگ سایت کبکان: این تلسکوپ جز بزرگ ترین تلسکوپ های موجود در ایران است و برای دیده بانی و جاسوسی تصویری و ردیابی و رصد فعالیت های نظامی شوروی در قلب پروزه ایبکس توسط  Nasa/CIA مورد بهره برداری بود بعد از خروج آمریکایی ها از ایران در بهمن 57 این تلسکوپ غول پیکر نیز از کار افتاده و بلااستفاده مانده است. حدس زده می شود آینه بزرگ این تلسکوپ بیش از 1 متر باشد که برای مقاصد دیده بانی دوربرد و تعقیب و رهگیری ماهواره های جاسوسی آمریکا و تصویربرداری از داخل خاک شوروی سابق مورد استفاده بوده است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • مسابقات قرآن و اذان در شهرستان درگز برگزار شد

     فرهنگی: سرپرست اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان درگز گفت: آزمون سی و ششمین دوره مسابقات قرآن و ششمین دوره مسابقات اذان، ابتهال و همخوانی قرآن کریم در این شهرستان برگزار شد.

     

    مسابقات قرآن و اذان در درگزعلی‌اکبر نعمتی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در درگز اظهار کرد: این آزمون در رشته‌های حفظ، قرائت و ترتیل قرآن کریم در دو مقطع زیر 16 سال شکوفه‌ها و بزرگسالان بالای 16 سال ویژه خواهران و برادران برگزار شد.

    وی با بیان اینکه نونهالان قرآنی درگز با این مسابقات هم‌چون بهاری شکوفا شدند، افزود: آزمون خواهران در محل سالن کتابخانه امام رضا (ع) و برادران در مسجد صاحب‌الزمان (عج) درگز برگزار شد.

    این مقام مسئول محلی ادامه داد: ششمین دوره مسابقات اذان، ابتهال و همخوانی قرآن کریم نیز در دو مقطع فوق مخصوص برادران در مکان مذکور برگزار شد.

    نعمتی با اشاره به اینکه این مسابقات زیر نظر اساتید برجسته در چهار رشته فوق قرار دارد، اضافه کرد: تعداد شرکت‌کنندگان در این مسابقات حدود 300 نفر بودند که کوچک‌ترین شرکت‌کننده 9 سال سن و بزرگ‌ترین آن‌ها 61 سال داشتند.

    وی با تاکید بر اینکه ملاک فقط گرفتن جایزه نیست، خاطرنشان کرد: هدف از برگزاری این مسابقات ارتقاء دادن سطح کیفیت قرآن و نشر معارف آن است.

    سرپرست اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان درگز با اعلام اینکه این مسابقات به مدت دو روز برگزار شد، گفت: تعداد شرکت‌کنندگان خانم نسبت به آقایان در مقطع نونهالان کمتر بود.

    نعمتی با بیان اینکه کیفیت برگزاری این دوره از مسابقات از دوره‌های قبل بهتر بود، خاطرنشان کرد: سطح کیفیت این مسابقات را نباید با شهرستان‌هایی همچون مشهد، نیشابور و سبزوار سنجید.

    وی با اشاره به اینکه هر سال سطح کیفیت داوری در این شهرستان ارتقا پیدا کرده است، گفت: در درگز با کمبود اساتید برجسته روبه‌رو هستیم و هر سال فقط وعده رفع این مشکل به ما داده می‌شود.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • طعم شيرين سيب درگز زير دندان طمع دلالان!

     کشاورزی درگز: مشکلات کشاورزان درگز در بخش کشت و فروش سیب درختی صادراتی این شهرستان از زبان خبرنگار روزنامه خراسان در شهرستان درگز

     

    حسین مقصودی: سومين سال متوالي است که محصول سيب درختي باغ داران بخش ميانکوه درگز به دست دلالان و برخي تاراج گران مي افتد. با اين که سيب درختي ميانکوه بازار جهاني دارد و قابل تبديل به کمپوت و ساير محصولات بسته بندي شده است، اما متاسفانه سرمايه گذاري و تدابير لازم براي حفظ و افزايش اين محصول در برنامه مسئولان استان مشاهده نمي شود.

    بعضي از باغ داران اين منطقه که در فروش سيب درختي باغ هايشان به مشکل برخورده اند، مدعي هستند که به دليل نبود بازار عرضه و سردخانه، مجبور به تحويل محصول سيب درختي شان به دلالان هستند و هر بار سرشان کلاه رفته و محصول آنان به يغما برده شده است. در ادامه گزارش به سراغ چند باغ دار اين منطقه رفتيم.

     

     

    تاراج ۵۰۰ تن سيب درختي از باغ داران

     

    يکي از باغ داران مي گويد: به دليل ترس از فاسد شدن سيب درختي مجبوريم آن را با آمدن اولين مشتري به منطقه در قبال چک بفروشيم اما هنگام سر رسيد چک متوجه مي شويم که خريداران، از ما کلاهبرداري کرده اند و چک نقد نمي شود.

    وي که مايل به درج نامش نيست، افزود: در سال ۹۰ بيش از ۵۰۰ تن سيب درختي مرغوب و باکيفيت منطقه توسط چند دلال حرفه اي با پرداخت مبلغ اندکي نقد و بقيه به صورت چک فروخته شد، اما خريداران هيچ نام و نشاني از خود باقي نگذاشتند و پس از بررسي هاي لازم معلوم شد آنان به کشور عراق گريخته اند و پي گيري هاي ما تا اين لحظه براي دستگيري آن ها بي فايده بوده است.

    «بنديان»يکي ديگر از باغ داران ميانکوه هم مي گويد: سال گذشته محصول مرغوب و باکيفيت سيب درختي خود را به يک گروه خريد که در ابتدا خود را سخاوتمند نشان مي دادند، در قبال ۲ چک ۲ ماهه تحويل داديم اما بعد از گذشت زمان چک، وقتي به بانک مراجعه کرديم حساب آن ها خالي بود و تا امروز هم پولي به دست ما نرسيده است. اين باغدار تلاشگر ميانکوهي ادامه داد: در سال ۹۱، به شخصي که کارگاه بسته بندي ميوه داير کرده بود، محصول خود را در قبال چک تحويل داديم و هنگام سررسيد چک، حساب وي نيز خالي بود. با اين که از او شکايت کرديم ولي با گذشت بيش از يک سال هنوز به حق خود نرسيديم. بعد ازاين اتفاق، من براي احداث مرکز بسته بندي ميوه اقدام کردم و قرار شد تا به من وام پرداخت شود که تا اين لحظه موفق به دريافت وام نشده ام.

    «خان گلدي زاده» از باغداران منطقه ميانکوه مي گويد: نبود سردخانه مناسب و امکانات نگهداري و ترس از اين که محصول سيب مان از بين برود باعث شده تا محصول را با هر قيمتي که دلالان و مشتريان بخواهند، بفروشيم.

    يکي ديگر از کشاورزان درگز نيز مي گويد: سيب درختي ميانکوه از مرغوبيت بالايي برخوردار است. باغ داران اين منطقه نيازمند حمايت هستند و اولين نياز آنان نيز وجود يک سردخانه مجهز است. «عليزاده» افزود: دوري مسافت تا شهر و هزينه هاي بين راهي باعث مي شود تا بيشترين سود را مغازه داران ميوه فروش به دست بياورند و سيب هاي درختي ما را با قيمت دلخواه خود بخرند و گاهي با نرخ ۲ برابر به فروش برسانند.

     

     

    خسارت ۵۴ ميليارد ريالي باغداران

     

    مدير جهاد کشاورزي درگز سطح زير کشت درختان سيب منطقه ميانکوه را ۴۹۱ هکتار اعلام کرد. مهندس «سهراب قلي نژاد» ادامه داد: به طور ميانگين امسال ۱۲هزار کيلوگرم در هر هکتار برداشت شده است. وي علت کاهش توليد در سال جاري را بارندگي هاي زمان گل دهي ذکر کرد و افزود: اين بارندگي ها موجب کاهش ۳۰درصدي خسارات به باغ هاي سيب شده است که در مجموع امسال ۵۴ ميليارد ريال به باغ داران خسارت وارد شده است. مدير جهاد کشاورزي درگز کيفيت سيب هاي قرمز را از سيب هاي زرد بهتر دانست و افزود: امسال سيب هاي زرد به دليل نوعي آفت(ونگار) کيفيت نسبتاً پايين تري دارند. وي افزود: نبود سردخانه و بازار مناسب عرضه سيب درختي از مهم ترين مشکلات باغ داران منطقه است و لازم است برنامه ريزي و چاره انديشي لازم براي عرضه مناسب و مورد رضايت باغ داران انجام شود.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • تاملی بر حادثه خونبار جاده درگز/ اگر تدبیر می شد شاید...

     اخبار درگز: عصر جمعه دلگیر هفته ای که گذشت، بار دیگر در جاده شهرستان درگز (معروف به جاده مرگ) حادثه خونینی رخ داد که شنیدن آن دل هر انسانی را به درد می آورد

      

    جاده درگز ؛  جاده مــــــرگ نام گرفت


    به گفته سجادپور - کارشناسان پليس راه، علت سانحه خونبار در محور قوچان - درگز را، نقص فني در سيستم ترمز تريلي هوو تشخيص دادند. جانشين رئيس پليس راه استان خراسان رضوي روز گذشته در گفت وگو با خراسان ضمن بيان اين مطلب به تشريح چگونگي وقوع اين تصادف دلخراش رانندگي پرداخت و گفت: تريلي کشنده هوو که بار چغندر داشت از باجگيران به سمت درگز در حرکت بود. راننده آن در دو راهي معروف به امام قلي به دليل شيب جاده از ترمز استفاده کرده است اما به دليل ايراد در کاسه نمد، روغن ترمز بيرون مي ريزد و لنت هاي خودرو چرب مي شود. سرهنگ لطيف افزود: در همين حال استفاده مکرر از ترمز موجب مي شود تا سيستم ترمز به درستي عمل نکند. اين در حالي بود که راننده تريلي با ديدن سواري پژو به سمت چپ منحرف مي شود تا با او برخورد نکند اما از سوي مقابل نيز اتوبوس که حدود ۴۰ مسافر داشت در حرکت بود که قسمت جلوي اتوبوس از تريلي رد مي شود و تريلي با وسط اتوبوس برخورد مي کند. اين مقام انتظامي تصريح کرد: با وقوع اين سانحه باز هم راننده تريلي قادر به کنترل هوو نبوده است. او در همان حالت به مسير خود ادامه مي دهد و راننده يک پرايد نيز خودرو خود را از پشت اتوبوس عبور مي دهد و به حاشيه جاده که کوهستاني بود برخورد مي کند ولي در اين هنگام پرايد ديگري که از مقابل در حرکت بود با تريلي تصادف مي کند و زير آن قرار مي گيرد. سرهنگ لطيف ادامه داد: در حالي که پرايد مذکور زير تريلي «هوو» قرار گرفته بود، تريلي مسافتي را طي مي کند و سپس از پل حاشيه جاده سقوط مي کند که در پي اين حادثه ۲ تن از سرنشينان پرايد به همراه راننده و شاگرد تريلي جان خود را از دست مي دهند. وي افزود: اين در حالي است که ۳ تن از سرنشينان اتوبوس نيز به دليل شدت صدمات وارده جان باخته اند. وي با اشاره به انتقال مصدومان اين حادثه دلخراش به مراکز درماني اضافه کرد: در اين سانحه ۸ نفر جان باخته و تعداد زيادي از مسافران نيز مجروح شده اند.

     

    تریلر ˈهووˈ که در جاده کم عرض و نامناسب درگز به سمت قوچان در حرکت بود، به دلیل نقص فنی ترمز بریده و با انحراف به چپ با یک اتوبوس مسافربری و یک خودرو پراید برخورد کرده و فاجعه ای را رقم می زند که منجر به کشته شدن هشت نفر از هموطنانمان و مجروح و مصدوم شدن 25 نفر دیگر می شود.

    این چنین حوادث تاسف بار جاده ای را تاکنون مردم کشورمان به کرات در نقاط مختلف این سرزمین شاهد بوده اند. 

    این در حالی است که سالهای 2010 تا 2020 میلادی به عنوان دهه ایمنی جاده ها در جهان نامگذاری شده است، اما جاده های ایران بی رحمانه همچنان قربانی می گیرند. 

    به گفته کارشناسان در طول 20 سال گذشته نیم میلیون نفر از هموطنانمان بر اثر حوادث جاده ای جان خود را از دست داده اند و شمار زیادی نیز بدین طریق مصدوم و مجروح شده اند. 

    دبیر کنگره بین المللی تصادفات جاده ای که چندی پیش در مشهد برپا بود، معتقد است: گاهی اوقات مرگ شانس بزرگ برای قربانیان حوادث جاده ای محسوب می شود، چراکه بسیاری از ضربات و عوارض ناشی از تصادفات جاده ای مانند قطع نخاع، سردردهای مقاوم به درمان، صرع، اختلالات یادگیری و حافظه هیچ درمانی ندارند. 

    با درک گستردگی ابعاد حوادث جاده ای و تبعات سنگین مالی، معنوی و اجتماعی آن برای خانواده ها و بستگان آنان به این حقیقت تلخ می توان رسید که همه مردم ایران به نوعی داغدار حوادث جاده ای هستند. 

    بر اساس آمارهای جهانی ایران جزو پنج کشور دارای بالاترین تلفات تصادفات جاده ای در جهان شناخته شده است. 

    به گفته نماینده سازمان بهداشت جهانی در آسیا و خاورمیانه، هم اکنون کشورهای مصر،هند، ایران و دو کشور آفریقایی به ترتیب بالاترین آمار تلفات جاده ای را در جهان به خود اختصاص داده اند. 

    بر اساس این ارزیابی ها میزان تلفات جاده ای ایران 35 کشته به ازای صد هزار نفر جمعیت برآورد شده است و این رقم با کشور مصر که دارای بیشترین تلفات جاده ای است، فاصله چندانی ندارد.

    هم اکنون مصر با 42 کشته و سوییس با 5/4 کشته به ازای صد هزار نفر جمعیت به ترتیب بالاترین و پایین ترین میزان تلفات سوانح جاده ای را در جهان به خود اختصاص داده اند.

    به گفته کارشناسان کاهش تلفات جاده ای در کشور و رسیدن به استانداردهای جهانی در این خصوص نیازمند برنامه ریزی دقیق و اساسی بر روی سه حلقه اصلی در تصادفات جاده ای شامل ˈانسان، جاده و خودروˈ می باشد که رسیدن به این هدف راهی بس طولانی خواهد بود.

    از سوی دیگر گویا راهکارهای مقطعی و کوتاه مدت کاهش تلفات جاده ای نیز از سوی دست اندرکاران به خوبی مورد توجه قرار ندارد که نمونه آن را می توان در حادثه تاسف بار محور درگز که به ˈجاده مرگˈ شهرت یافته، مورد مشاهده قرار داد. 

    مسوولان از تردد سالانه 140 هزار وسیله نقلیه سنگین ترانزیت در جاده درگز خبر می دهند. 

    آنان راهکار اساسی پیشگیری از حوادث جاده ای دراین مسیر را بهره برداری از جاده جدید می دانند اما معتقدند که راهکارهای مقطعی و تدابیر اصولی برای پیشگیری و کاهش این حوادث قابل اجرا است. 

    یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود دراین خصوص گفت: در ساعات پیک تردد باید از عبور و مرور تریلرهای ترانزیت در مسیر درگز برای تامین امنیت و ایمنی مردم جلوگیری شود.

    به گفته وی، در حال حاضر قانون اجازه توقف تریلرها را نمی دهد اما با مدیریت و هماهنگی های پلیس، مسوولان شهرستان درگز و همچنین نماینده مردم این شهرستان در مجلس، این اقدام شدنی است.

    نماینده مردم شهرستان درگز در مجلس شورای اسلامی در این خصوص به ایرنا گفت: در حال حاضر حجم بالای تردد در جاده کم عرض و غیر استاندارد درگز، میزان ناامنی و حوادث پیش بینی نشده در این جاده را به شدت بالا برده است و مردم این شهرستان هر روز شاهد از دست دادن عزیزانشان از این طریق هستند.

    حسین محمد زاده افزود: سالانه 220 هزار وسیله نقلیه در جاده درگز تردد می کنند که از این میزان 140 هزار وسیله نقلیه سنگین ترانزیت، 70 هزار وسیله نقلیه سواری و 10 هزار اتوبوس مسافربری است.

    احداث جاده جدید در محور درگز از راهکارهای کاهش تلفات جاده ای در این مسیر ترانزیتی است اما قبل از بهره برداری از احداث جاده می توان با توقف تریلرهای ترانزیت در ایام خاص از بروز حوادث در این مسیر پیشگیری کرد. 

    حسین محمدزاده افزود: بدنبال این حادثه مجمع نمایندگان استان خراسان رضوی در مجلس شورای اسلامی مکاتبه ای را با استاندار خراسان رضوی و پلیس راه استان انجام داده است تا دیگر شاهد بروز چنین تلفاتی نباشیم. 

    رییس مجمع نمایندگان خراسان رضوی در مجلس شورای اسلامی افزود: سالانه افزون بر 100 نفر به دلیل تصادف در مسیر جاده ترانزیت شهرستان درگز کشته و همچنین تعداد زیادی از هموطنانمان بدین طریق مصدوم و مجروح می شوند. 

    وی با اشاره به عملیات احداث جاده جدید شهرستان درگز، گفت: احداث جاده جدید شهرستان درگز که هم اکنون در حال اجراست علاوه بر ایمنی مردم منطقه و سهولت در تردد تریلرهای ترانزیت ، کاهش مسافت همچنین توسعه اقتصادی استان را نیز موجب می شود. 

    به گفته وی، با احداث این جاده مسیر 153 کیلومتری درگز به دو راهی جعفرآباد قوچان به کمتر از 90 کیلومتر کاهش می یابد و گردنه ها و شیب های تصادف زا نیز از بین می رود. 

    عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت: در صورت تخصیص به موقع اعتبارات این پروژه که حدود 300 میلیارد تومان برآورد شده است می توان تا سه سال آینده شاهد بهره برداری از جاده جدید شهرستان درگز بود. 

    فرماندار شهرستان درگز گفت: مردم شهرستان درگز هرساله هزینه های سنگینی را از بابت تصادفات رخ داده در محور درگز به دوش می کشند، در حالی که هم اکنون هیچیک از تریلرهایی که در این مسیر تردد می کنند، متعلق به شهرستان درگز نیست. 

    جواد جوادی افزود: هم اکنون راهکار اصلی کاهش تلفات جاده ای در این مسیر ، احداث جاده جدید است اما تا پیش از بهره برداری از آن باید به دنبال راهکارهای مقطعی بود.

    وی گفت: هم اکنون هماهنگی ها برای جلوگیری از توقف تریلرهای ترانزیت در ایام خاص و ساعت های پیک تردد در این جاده برای کاهش حوادث جاده ای در حال انجام است.

    وی از مسوولان راه و شهرسازی برای پیشگیری از وقوع حوادث و تلفات جاده ای در محور درگز کمک خواست و گفت: روشنایی محور درگز در بخش تیوان، آماده سازی گارد ریل ها، نصب تابلوهای راهنما و نصب چراغ چشمک زن باید در این در جاده ترانزیت مورد توجه بیشتری قرار گیرد. 

    جانشین رییس پلیس راه استان خراسان رضوی نیز به خبرنگار ایرنا گفت: بدنبال تصادف در محور قوچان به درگز تیم های ویژه متشکل از متخصصان فنی از طرف پلیس راه برای بررسی علت حادثه به محل اعزام شدند. 

    سرهنگ ˈیعقوب ظریفˈ افزود: بعد از بررسی های انجام شده علت این حادثه نقص فنی و بروز اشکال در سیستم ترمز و کاسه نمد چرخهای خودروی هوو اعلام شد و مدل این خودرو مربوط به هفت سال قبل بود. 

    وی اضافه کرد: سیستم ترمزی خودروهای هوو نامناسب و دارای اشکال فنی است و در برخی موارد منجر به بروز حوادث در محورهای مواصلاتی می شود. 

    سرهنگ لطیف گفت: خودروهای خارجی که دارای اشکالات فنی است باید اجازه ورود به داخل کشور نداشته باشند و راهنمایی و رانندگی از پلاک کردن آنها خودداری کند. 

    جانشین رییس پلیس راه خراسان رضوی گفت: محور قوچان به درگز یکی از محورهای مواصلاتی پر تردد و ترانزیتی استان است و پلیس راه در این قبیل محورها از جمله در ایام پیک سفر و تردد به طور ویژه حضور دارد. 

    وی اضافه کرد: حتی در مواقع لزوم علاوه بر گشتهای پلیس راه این قبیل مناطق، گشتهایی از پلیس راه استان به آن مناطق اعزام می شوند. 

    وی خاطر نشان کرد: اگر حضور پلیس راه در محورهای مواصلاتی و از جمله این قبیل جاده ها کم رنگ می بود، شاهد افزایش حجم تخلفات و تصادفات در آنها می بودیم. 

    وی در پایان گفت: در زمان بروز حادثه در محور قوچان به درگز که مصادف با روزهای پیک تردد و سفر بود، حداقل 10 گروه گشت پلیس راه از این دو شهرستان و قرارگاه پلیس راه استان در این محور حضور داشت.

    معاون راهداری اداره کل راه و شهرسازی خراسان رضوی نیز در این باره به خبرنگار ایرنا گفت: جاده اصلی جدید ترانزیتی قوچان – درگز در دست ساخت بوده و تاکنون دو قطعه از آن احداث شده است. 

    ˈابراهیم صنیعیˈ افزود: با توجه به حجم بالای ترافیک در مسیر فعلی قوچان – درگز و احتمال بروز سوانح رانندگی به این نتیجه رسیده ایم که محور فعلی جوابگوی نیاز نیست لذا مطالعات لازم برای احداث جاده اصلی از جنوب درگز و حوالی کوه های الله اکبر به سمت قوچان آغاز شده است. 

    وی بیان کرد: عرض جاده اصلی درگز – قوچان مطابق با ترافیک موجود در نظر گرفته شده است و مبنای ساخت جاده ها نیز ترافیک آنها می باشد لذا براساس میزان تردد کامیون های ترانزیتی در این مسیر، دو بانده کردن جاده اصلی توجیه فنی ندارد. 

    او اظهار داشت: عرض جاده اصلی در دست ساخت جوابگوی نیاز محور براساس حجم بالای تردد کامیون های ترانزینی و سایر وسایل نقلیه در سالهای آینده خواهد بود. 

    وی گفت: ساخت جاده اصلی در مسیر درگز – قوچان 65 کیلومتر از مسیر فعلی درگز- امام قلی- قوچان خواهد کاست و به لحاظ ترانزیتی نقش مهمی در سبد هزینه دولت خواهد داشت. 

    او افزود: طول جاده اصلی در دست ساخت در مسیر درگز – قوچان 95 کیلومتر است و با توجه به محدودیت اعتباری ساخت آن به طول خواهد انجامید. 

    معاون راهداری اداره کل راه و شهرسازی خراسان رضوی علت بروز سانحه اخیر برخورد تریلی هوو با دستگاه پراید در محور قوچان – درگز را نقص فنی جاده ندانست و گفت: براساس اظهارات فرمانده پلیس راه نقص فنی ترمز تریلی و ناتوانی راننده در کنترل آن سانحه مزبور را باعث شده است. 

    صنیعی افزود: جاده ای که از امام قلی به درگز منتهی می شود یک محور فرعی قدیمی است لذا با توجه به افزایش تردد وسایل نقلیه در این مسیر در طول سالهای گذشته به این نتیجه رسیده ایم که مسیر موجود جوابگوی نیاز نیست و برای رانندگان خطرآفرین می باشد. 

    وی اظهار امیدواری کرد که با همراهی مسوولان استانی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعتبارات مربوط به ساخت محور اصلی درگز – قوچان تخصیص یابد تا از بروز سوانح آینده در این مسیر جلوگیری شود. 

    شهرستان درگز در فاصله 258 کیلومتری شمال شرقی خراسان رضوی واقع است، جاده فعلی این شهرستان به طول بیش از150 کیلومتر از پایانه مرزی لطف آباد تا شهرستان قوچان را در بر می گیرد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • مظلوميت ورزش زورخانه اي در درگز

    زورخانه درگزحسين مقصودي - روزنامه خراسان: ورزش زورخانه اي و باستاني درگز که از سابقه ديرينه و درخشاني برخوردار بوده به دليل کم توجهي و نبود امکانات ضروري مظلوم واقع شده است. يکي از باستاني کاران درگزي در گفت وگو با خراسان مي افزايد: شهرستان درگز داراي يک زورخانه به نام ورزشکار مشهور کشور و استان «حميد توکل» است که با تلاش و همت دست اندرکاران ورزش درگز احداث شده و اگرچه در بدو تاسيس بسيار فعال و پررونق بود اما هم اکنون رونق چنداني ندارد و نيازمند توجه ويژه است.

    محمد طغرايي افزود: متاسفانه اين ورزش انسان ساز حامي خاصي ندارد و بايد توجه ويژه اي به آن شود.

    وي افزود: براي رونق اين ورزش در مرحله اول نياز است خود مسئولان و پيشکسوتان در گود زورخانه حضور يابند و به آن رونق بخشند.

    در مرحله بعد بايد اين ورزش در مراسم مختلف در مدارس به نمايش درآيد تا ديگران نيز به اين ورزش علاقه مند شوند.

    همچنين رئيس اداره ورزش و جوانان درگز نيز گفت: مشکلات مالي در همه هيئت هاي ورزشي وجود دارد و مختص ورزش باستاني نيست و نبايد مشکلات را بزرگ نمايي کرد.

    «علي لطفي» افزود: هم اکنون بين ۲۰ تا ۶۰ باستاني کار در درگز فعاليت دارند که ميانگين حضور آنان در زورخانه حدود ۲۵ نفر است که رقم نسبتا قابل قبولي است و با مشکلاتي که وجود دارد استقبال نسبي مي شود.

    مدير زورخانه باستاني درگز نيز مهم ترين مشکل زورخانه را کمبود اعتبارات ذکر کرد و افزود: چرخ هيئت باستاني درگز نيز مانند بسياري از هيئت ها با کمک هاي مردمي به چرخش درمي آيد.

    «جواد شکري» يکي از دلايل کاهش استقبال مردم از زورخانه  را دوري مسافت زورخانه از مرکز شهر ذکر کرد و افزود: لازم است مسئولان برنامه ريزي کنند که باستاني کاران در مراسم مختلف در مدارس حضور يابند و با اجراي برنامه هاي مختلف جوانان را به اين ورزش مفيد جذب کنند.

    وي نبود مربي براي زورخانه را يادآور شد و افزود: وجود مربي براي بيش از ۶۰ نفر عضو اين باشگاه ضروري است.

    شايان ذکر است خبرنگار ما در بازديدي که از زورخانه داشت شاهد کم رونقي زورخانه بود و به نظر مي رسد مجموعه مشکلات مطرح شده اين رشته ورزشي در درگز نيازمند پي گيري و توجه بيشتر مسئولان است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • جشنواره موسیقی مقامی استان خراسان درشهرستان درگز...

     هنرمندان درگز: جشنواره موسیقی مقامی استان خراسان رضوی در شهرستان درگز برگذار شد...

      

    بابک اخلاقی دبیر برگزاری جشنواره موسیقی مقامی استان خراسان در شهرستان درگز درباره این جشنواره می گوید: در این جشنواره هنرمندان موسیقی مقامی با سازهای دوتار و سازهای قشمه، سورنا، و دیگر سازهای ذهی و بادی و مقامی از شهرستان های مختلف شرکت کرده بودند که طی این جشنواره، هنرمندان حاضر در رشته های مختلف مقامی به هنرنمایی پرداختند و سازها و آواز خود را در مقابل تشویق حاضرین و قضاوت هیات داوری جشنواره قرار دادند.

     

    جشنواره موسیقی مقامی شهرستان درگز

     

    طبق نظر هیات داوری برگزیده های برتر این جشنواره به شرح زیر هستند:
    در رشته دوتار ترکمن: سعادتقلی سعادتی جوان، براتعلی صبری نژاد، عیوب واعضی، جناب آقای رحمدل از برگزیدگان این رشته موسیقی مقامی بودند

    در رشته دوتار کرمانجی نیز رمضان نوروزی از برگزیدگان داوران این جشنواره بوده است.

    تاجعلی امجدی، مهدی شیخ کانلو و علی کوهستانی برگزیده گان در رشته های سازهای بادی جشنواره هستند

     

    بابک اخلاقی در ادامه از حضور و اجرای برنامه های زیبا و هنرمندانه گروه دوتار نوازی علی آباد قوچان، گروه مقامی محلی لاین و گروه رقص محلی سبزوار و ذهی و بادی نوازان شهرستان درگز تشکر و قدردانی کرد و از آنها به عنوان مایه و زیبایی اصلی این جشنواره یاد کرد.

    به گزارش دبیر جشنواره موسیقی مقامی در این مراسم از برخی از پیشکسوتان موسیقی مقامی شهرستان درگز نیز تقدیر و تشکر می شود که جناب آقای آی محمد یوسفی، جناب آقای حیدرعلی عاشق و جناب آقای شکرعلی براتی از پیشکسوتانی بوده اند که در این مراسم مورد تجلیل و نکوداشت قرار گرفته اند.

    شایان ذکر است که در این جشنواره از گروه دوتار نوازی اولیاقلی که توسط فرزند او جناب آقای براتعلی یگانه تاسیس شده بود دعوت و با تقدیم تندیس و لوح تقدیر به عنوان اساتید جشنواره از آنها یاد شد.

    در ادامه هیات داوران جشنواره موسیقی مقامی استان خراسان، جناب آقای مهدی کوهستانی را به عنوان پدیده این جشنواره معرفی کرد. مهدی کوهستانی با سن و سال کم اما با هنرمندی شایسته ای موسیقی کوبه ای "دُهُل" می نوازد و سوز آواز دُهُل این هنرمند مورد توجه و تایید هیات داوران جشنواره موسیقی مقامی بوده است.

    دبیر جشنواره موسیقی مقامی خراسان رضوی در ادامه این گزارش از مهمان های ویژه این برنامه نهایت تشکر و قدردانی را داشت. استاد بخشی مجتبی قیطاقی، محمد جواد سام نژاد از آهنگ سازان و رهبر ارکست صبای خراسان، مهدی کیان منش از آهنگ سازان و تنظیم کننده های استان خراسان و همینطور جناب آقای دکتر آرش قراگوزلو پژوهش گر هنر و از اساتید دانشگاه از جمله از اساتید و میهمان های ویژه ی این مراسم بودند که در بخش های مختلف برنامه های جشنواره حضور و ظهور داشتند.

     

    در ادامه تصاویری را از گوشه و کنار این جشنواره ملاحظه می کنید: (به زودی تصاویری جدید اضافه خواهند شد)


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • مصاحبه حسین محمدزاده درباره وضعیت جاده درگز

     جاده درگز: رییس مجمع نمایندگان خراسان رضوی در مجلس شورای اسلامی گفت: سالانه افزون بر 100 نفر به دلیل تصادف در مسیر جاده ترانزیت شهرستان درگز کشته و همچنین تعداد زیادی از هموطنانمان بدین طریق مصدوم و مجروح می شوند.

      

    سالانه افزون بر 100 نفر در جاده ترانزیت شهرستان درگز کشته می شوند

     

    حسین محمدزاده

    حسین محمدزاده روز شنبه در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا افزود: در ایام تاسوعا و عاشورا امسال به غیر از تصادف تاسف بار سه خودرو تریلر، اتوبوس و پراید که منجر به کشته شدن هشت نفر و مجروح شدن 25 نفر در جاده درگز شد، سه تریلر دیگر در این مسیر واژگون شده اند که هریک تلفات خود را داشته اند.

    وی اظهار داشت: سالانه بیش از 140 هزار تریلر ترانزیت از جاده شهرستان درگز عبور می کنند که حوادث مختلفی را رقم می زنند و این در حالی است که هیچیک از این تریلرها متعلق به شهرستان درگز نیستند.

    نماینده مردم شهرستان درگز در مجلس شورای اسلامی گفت: از سالهای گذشته تاکنون مردم شهرستان درگز بهای گزافی را از بابت تصادفات رخ داده در این مسیر ترانزیتی به دلیل تردد بی شمار تریلرها می پردازند.

    محمد زاده با اشاره به عملیات احداث جاده جدید شهرستان درگز، گفت: این جاده که دروازه ورودی لطف آباد درگز به سبزوار می باشد و قسمت اعظم آن در ارتفاعات الله اکبر واقع شده است، کریدور شمال و جنوب استان خراسان رضوی بوده و این محور ترانزیت را به شبکه راههای اصلی کشور متصل می کند.

    وی خاطر نشان کرد: احداث جاده جدید شهرستان درگز علاوه بر ایمنی مردم منطقه و سهولت در تردد تریلرهای ترانزیت، توسعه اقتصادی استان را نیز موجب می شود. 

    وی اظهار داشت: با احداث این جاده، مسیر 153 کیلومتری درگز به دو راهی جعفرآباد قوچان (چکنه) به کمتر از 90 کیلومتر می رسد و 40 درصد از مسافت مسیر کاسته شده و گردنه ها و شیب های بالای 15 و 18 درجه نیز از بین می رود.

    وی افزود: کاهش مسیر فواید بسیاری از جمله صرفه جویی در وقت و کاهش هزینه های سوخت را در بردارد که اگر کاهش سوخت 140 هزار تریلر سالانه در این مسیر را محاسبه کنیم، میزان قابل توجهی را شامل می شود.

    محمد زاده ادامه داد: بدنبال پیگیری های اینجانب با همکاری مسوولان شهرستان از یک و نیم سال گذشته تاکنون طرح تهیه و نقشه مصوب شده و اکنون عملیات اجرایی آن توسط قرارگاه خاتم الانبیاء آغاز شده است که در همین جا از اقدامات دولت نهم و دهم و همچنین همراهی ها و نگرش واقع بینانه وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم قدردانی می شود. 

    به گفته وی، هم اکنون این طرح در زمره پروژه های ویژه کشور قرار گرفته است و از محل فروش سهام شرکت های دولتی در سال جاری، 50 میلیارد تومان برای احداث این جاده اختصاص داده شده است که در سالهای بعد نیز هر سال 105 میلیارد تومان تخصیص می یابد.

    وی خاطر نشان کرد: در مسیر قطعه الله اکبر شش تونل به طول شش کیلومتر قرار دارد که یکی از آنها بزرگترین تونل راهی کشور است.

    به گفته وی، اگر اعتبارات این پروژه کلیدی که در مجموع بیش از 300 میلیارد تومان را شامل می شود به موقع اختصاص یابد، در مدت سه سال کاری عملیات اجرایی این مسیر جاده ای پایان می یابد.

    عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت: تا پیش از بهره برداری از جاده جدید پلیس راه خراسان رضوی می توان در ایام خاص تریلرهای ترانزیت را متوقف کرد تا شاهد حوادث خونین در این مسیر نباشیم. 

    محمد زاده افزود: در این راستا مجمع نمایندگان استان خراسان رضوی در مجلس شورای اسلامی مکاتبه ای را با استاندار خراسان رضوی و پلیس راه استان انجام داده است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • مادرها فرشته اند از درگز، در جشنواره استانی تئاتر معلولین

     تئاتر درگز: رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی سبزوار از برگزاری اولین جشنواره استانی تئاتر معلولین(پویش) در شهرستان سبزوار خبر داد.

      

     

    به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  به نقل از پایگاه خبری تحلیلی بصیر سبزوار، محمد مشکانی گفت: اولین جشنواره استانی تئاتر معلولین با هدف تعالی هنر نمایش، شناسایی، جذب و پرورش استعدادها و ارائه آثار ارزشمند با محتوای مبتنی بر ارزشهای انسانی در شهرستان سبزوار برگزار می گردد.

     

    مشکانی با اشاره به این سخن مقام معظم رهبری که فرمودند: هیچ تفکری تا با هنر آمیخته نشود در تاریخ ماندگار نخواهد شد، اظهار کرد: هنر های نمایشی می تواند بهترین و زیباترین پیام های زمانی و انسانی را باساختار دراماتیک و جذاب به صورت تاثیر گذار به تماشاچی منتقل کند و یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی در ارتباط با هنر تئاتر رویکرد مناسب به مسائل دینی و ارزشهای والای انسانی بوده است.

     

    وی افزود: آثار برگزیده اولین جشنواره تاتر معلوین در دو بخش صحنه ای و خیابانی وداوران این جشنواره را محمود پاک نیت ، مهوش صبر کن و علی روحی اعلام نمود.

     

    مشکانی خاطر نشان کرد: تئاتر "حلالم کن مادر" به کارگردانی جوان از شهرستان مشهد، "راز آن شب بارانی"به کارگردانی هادی وکیلی از تربت حیدریه، "مرداب نشینان" به کارگردانی کریمی از مشهد، "بدون خداحافظی" به کارگردانی درویش رحیمی از تربت جام، "خواستگاری سنتی" به کارگردانی حسن عنایت پور از سبزوار، "قاب خاطره" به کارگردانی بیاتی از فیروزه، "مادرها فرشته اند" به کارگردانی آتش فزا از درگز، "رویای سکوت" به کارگردانی سکاکی از نیشابور، "فرشته ها می میرند" به کارگردانی محمد شهریاری از تربت حیدریه، "دوستت دارم عزیزم" به کارگردانی قاسمیان از خراسان شمالی، "جشم آرو" به کارگردانی حسن عنایت پور از سبزوار و "آرش" به کارگردانی وکیلی از تربت حیدریه در تالار کاشفی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سبزوار به روی صحنه می رود.


    وی گفت: این جشنواره به میزبانی اداره بهزیستی و با همکاری فرمانداری، شورای اسلامی شهر، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا وسیما دفتر سبزوار، مرکز هنرهای نمایشی استان خراسان رضوی، اداره آموزش وپرورش، هلال احمر و تیپ 47 سلمان برگزار می شود.


    گفتنی است این جشنواره از امروز آغاز شده است  و تا شنبه 11 آبان ادامه خواهد داشت.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • سندی از رهبران مشروطه درباره انتخابات دوره دوم درگز

     تاریخ درگز: امضای مرحوم سيد عبدالله بهبهانی يكی از رهبران مشروطه به عنوان شيخ عبدالرحيم حجه الواعظين مجتهد درگزی

     

    پس از تنظيم و تصويب قانون اساسی كه در روزهای آخر عمر مظفرالدين شاه قاجار به صحه او رسيد و بعد در گذشت، حقوق دانان متوجه شدند كه آن قانون كامل نيست، و احتياج به تدوين متمم دارد، لذا متمم قانون اساسی را نوشتند، كه محمد علی شاه قاجار در سال 1325 هـ . ق با تأكيد رهبران مشروطه آن را صحه گذاشت .

    رهبران مشروطه با توجه به زير پا گذاشتن بعضی مقررات قانونی اساسی از سوی محمد علی شاه قاجار بفكر افتادند كه انتخابات دوره دوم هر چه زودتر برگزار و انجام شود، تا نمايندگان منتخب سريعاً به تهران بيايند و مجلس شورای ملی افتتاح شود، و به انجام وظايف به پردازند .

    در بین اسناد ملی ایران تلگرافی است به امضای مرحوم سيد عبدالله بهبهانی يكی از رهبران مشروطه به عنوان شيخ عبدالرحيم حجه الواعظين مجتهد درگزی، كه در آن تأكيد شده انجمن محلی زودتر تشكيل و نمايندگان منتخب سريعاً به تهران اعزام گردند .


     
    متن تلگراف آيت الله بهبهانی يكی از رهبران مشروطه به شيخ عبدالرحيم حجه الواعظين درگزی مشهد، / جواب نمره 6

    توسط جناب مستطاب شريعتمدار مروج اله حكام آقای آقاشيخ عبدالرحيم حجه الواعظين سلمه الله، خدمت جناب مستطاب حجه الاسلام آقای حاج ميرزا حبيب الله و ساير علماء اسلام و حجج اسلام دامت بر كاتهم و اعضای محترم انجمن رضوی دائم بقائهم، از قرار اظهارات كتبی و تلگرافی كه متوالياً از درجز ملاحظه ميشود، طايفه صوفيه به تحريك مغرضين مخل انتخاب آن جا بوده و باعث اغتشاش و فساد آنجا شده اند، با اينكه ميرزا آقا رئيس صوفيه بواسطه اين حركات به مشهد احضار شد اكنون كه جناب شريعتمدار حجه الواعظين كه از بستگان مخصوص خادم شرع مطهر است با جمعی از محترمين در جز در انجمن رضوی حاضر شده مسلماً كمال توقير و تقويت رااز جناب معزی اليه در انجام مقاصد شان كه آسايش عموم رعايای درجزاست خواهند فرمود، كه با كمال اميدواری به دعاگويی وجود اعليحضرت اقدس شاهنشاهی اسلام پناه خلدالله ملكه مشغول باشند و عاجلاً با اقدامات مجدانه انجمن محترم منتخب آنجا معين و هر چه زودتر با بقيه منتخبين آن سامان روانه فرمايند، الداعی عبدالله الموسوی البهبهانی 4 شهر ربيع الاول 1325 ه.ق.

     

    بهمن رنجبران 


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • ابوالقاسم بشر ياسين ابیوردی (مشاهیر درگز)

     مشاهیر درگز: شیخ ابوالقاسم بشریاسین ابیوردی ازعرفای بزرگ، استاد و پیرابوسعید ابوالخیر بوده که شاید تاکنون به شرح حال این پیر ربانی ابیورد پرداخته نشده است. 

     

     

     

    ابوالقاسم بشرياسين ابیوردی متوفی ( 385 ) ه. ق

     

    ابوالقاسم بشرياسين، عارف و محدث ابیوردی  سده 4ق /10م  از جمله مشاهیر و علماء عصر و بزرگان مشایخ دهر بوده است . بشریاسین ، اهل ميهنه ابیورد بوده و در آنجا خانقاهی نیزداشته است. وی از نخستین آموزگاران روحانی و عرفانی و پير ابوسعيد ابوالخيربوده است.

    ابوسعید ابوالخیر هنگامیکه در میهنه به نزد ابوالقاسم بن بشر بن محمد یاسین نخستین پیر خویش میرفت با تصوف آشنا شد و تعاليم صوفيانه را از وی  فرا گرفت  و آنچه از وی ديده و آموخته بود، بعدها در ديدگاههای عرفانی و صوفيانه‌اش تأثير فراوان گذاشت.

    او از نخستين كسانی است كه رباعيات عرفانی سروده و ابيات و اشعار را به جای اذكار رايج در بين صوفيه، ‌به پيروان خود تعليم و تلقين میکرده است.

    ابوسعيد خود گويد بسياری از اشعاری را كه در مواعظ خويش بر زبان می آورده، از بشر میدانست و میگفت كه علم حقيقی علمی است كه بر سراير كشف شود به وی كراماتی نيز نسبت داده‌اند و كسانی چون حسين بن محمد زولهی از وی روايت نقل كرده‌اند .

    ابوسعید ابوالخیر تا آخر عمر تحت تأثیر اسلوب رفتار و گفتار او بوده است. مقداری از شعرهائی را که بوسعید میخوانده ، از سروده های شیخ ابوالقام بشر یاسین بوده است. بوسعید نخستین اصول مسلمانی را از وی آموخته و سخن گفتن با خدا ، به زبان شعر را از او یاد گرفت.  

     

    درباره شیخ ابوالقاسم بشر یاسین در لغت نامه دهخدا چنین آمده است :

    ابوالقاسم ] اخ [ بشریاسین ] شیخ [ یکی از اکابر شیوخ متصوفه ، وی به میهنه میزیست و ابوسعید ابوالخیر درک صحبت وی کرد وبه سال 385 ه.ق درگذشت و مدفن وی هم به میهنه است .

    روايتی از نخستين ديدار ابوسعيد در دوران كودكی با ابوالقاسم بشرياسين نقل شده كه درآن بشر رسيدن ابوسعيد را به مقام ولايت پيش‌بيني كرده است . ارادت ابوسعيد به ابوالقاسم بشر ياسين چندان بود كه حتی پس از درگذشت وی نيز هرگاه كه به گورستان میرفت، نخست مزار او را زيارت ميكرد.
    نظريات ابوالقاسم بشر ياسين در تعليمات صوفيه و ادبيات عرفانی تأثيری بسزا داشته است.

    شیخ گفت: در ابتدای کار در پیش شیخ ابوالقاسم بشر یاسین بودم مرا گفت:  ای پسر ! خواهی که با خدای سخن گویی؟

    من گفتم: چرا نخواهم

    گفت: هر وقت که در خلوت باشی این گوی :

     

    بی تو جانا قرار نتوانم کرد

    احسان تو را شمار نتوانم کرد

     

    گر بر تن من زبان شود هر مویی

    یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

     

    ما این همی گفتیم تا به برکات وی در کودکی راه سخن گفتن با حق تعالی بر ما گشاده گشت.  

     

    منابع و مآخذ:

    ابوروح لطف اللـه ، حالات و سخنان شيخ ابوسعيد ابوالخير به كوشش ايرج افشار

    جامی عبدالرحمن نفحات الانس به كوشش مهدی توحيدی‌پور    

    محمد بن منور اسرار التوحيد فی مقامات الشيخ ابی سعيد به كوشش محمدرضا شفيعی كدكنی

    حمداللـه مستوفی ، تاريخ گزيده به كوشش عبدالحسين نوايی

     

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • درباره معنا و فلسفه نام قوم قرقلو یا قرخلو بیشتر بدانیم

     قرقلو یا قرخلو: درباره معنا و فلسفه نام قوم قرقلو یا قرخلو بیشتر بدانیم 

     

     

    قــرخـلـو یـــا قــرقـلـــو

     

     

    معنای لغوی: در کتب تاریخی این لغات (قرخلو-قرقلو-قریخلو-قریقلو)معمولا به این چهارشکل ثبت شده است . قرقلو به کسره ق اول وکسره ر و سکون ق دوم در زبان ترکی به معنی کشندگان ، کشتار کنندگان و کشتارگران و کسانیکه می کشند معنی می شود.

     

    قرقلو: به ضمه ق اول و ضمه ر و سکون ق دوم در زبان ترکی یعنی نگهبانان- قرقبانان- مرزبانان- مرزداران و قرق کنندگان معنی می شود .

    میرزا مهدی خان استرآبادی اظهار می کند قریقلویا قریخلو(چهل قوم)شاخه ای از قبیله افشاریه می باشد که در عهد شاه اسماعیل اول به خراسان مهاجرت کردند و ییلاق وقشلاق خویش را از چشمه ساریه نام حباب کبکان در جنوب رشته کوههای الله اکبر بنا کردند میرزا مهدی خان آنها را قریقلو یا قریخلو نام برده است.

    سید احمدآقا تبریزی میگوید که شاه عباس اول برای اینکه ازبکها را از آن ناحیه بیرون کند قبایل قریقلوی افشاررا به آن ناحیه کوچ داد. هرچند این امکان وجود دارد لکن چنین به نظر می رسد که افشاریه از آغاز قرن شانزده میلادی در خراسان بوده اند زیرا خواندمیر از شخصی به نام شاهرخ بیگ افشار سخن میراند که در سنه ی 920هجری(1515-1514) میلادی از هرات ماموریت یافت که به ایالت قندهار رفته بین یجوجی و قریقلو(قرخلو-قرقلو)را ثابت کند یعنی اسکان دهد.

    از اینکه دهکده کبکان در ییلاق(چراگاه تابستانی افشار) دارای زمستانی سرد بود از این رو قرقلوی افشار عادت داشتند که هر پاییز از کوههای الله اکبر عبور کنند و به سوی شمال سرزمین های پست تر و گرم تر قشلاق و یا چراگاه زمستانی درگز کوچ کنند در اینجا می بینیم که خواند میر کلمه ی قرقلو یا قرخلو را به کار برده است .(لو) در ترکی معنی انتساب را می رساند و منتسب به کلمه ی قبل از خود می باشد

     

    قرخلو: یعنی قرخ به کسره ی ق و سکون ر و سکون خ به معنی چهل و لو انتساب آن یعنی چهل قوم یا چهل تیره می باشد. قرخلو به کسره ق و کسره ر و سکون خ خواند ه می شود و در محاوره ها و لهجه های مختلف قرقلو- قریخلو- قریقلو نیز به کار رفته است و مورخان و کاتبان نیز بیشتر از این  کلمات استفاده کرده اند،گفته ی میرزا مهدی خان درباره چهل قوم که بایستی قرخلو یعنی کسره ی  ق و سکون ر و خ خوانده شود صحیح تر است از اینکه این طایفه چهل قوم می باشند و به این خاطر در زبان ترکی به نام قرخلو خوانده شده اند.

     

    قرخلو (قرقلو) تيره ای از ايل افشار است. ايل افشار را از جنس تركمان می‌شناسند كه مسكن و ماوای قديم آنها تركستان بوده است. سعيد نفيسی اعتقاد دارد كه جماعتی از افشار از تركان غربی و خويشاوند نزديك خزرها، قبچاق ها و بلغارها و بنجاكها بوده و از حول و حوش قرن پنجم ميلادی در ماوراء قفقاز بسر می برده اند. بر اساس اين عقيده، تيره ها و طوايف مزبور، در حدود قرن هشتم هجری از مستقر خويش مهاجرت كرده و به سوی شام رفته اند. اينان نزديك دويست سال پس از هجوم مغولان و در قرن دهم هجری، از شام به ايران آمده اند و در آذربايجان توطن گزيده اند بر اين اساس ايل قرقلو در قرن دهم در يامچی مسكن گزيده اند.

    كسروی ورود ايل افشار (قرقلو) را در زمان سلجوقيان میداند. او معتقد است كه "شلمه" نامی از ايل افشار در زمان سلجوقيان در خوزستان فرمانروایی ميكرد.رشيدالدين فضل الله همدانی مورخ معروف، افشارها را قبايل ترك كه در دشتها پراكنده اند ميداند و ميگويد «اوشار» موسس قبيله در جناح چپ ارتش جوش اوغوز كه از سران معروف ترك به شمار می آيد جنگيد. از نظر اين مورخ ايل افشار (قرقلو) شعبه ای از تركهای اوغوز محسوب مي شوند. 

    لكمارت اشاره ميكند كه در قرن سيزدهم ميلادی افشارها در برابر مغولها به طرف باختر روی آورده و ابتدا در آذربايجان و سپس در ساير نقاط ايران پراكنده شده اند.  

    برخی از محققان ايل افشار (قرقلو) را از قبايل پارت اشكانی دانسته اند كه در زمان تسلط تركمانان در شمال خراسان بر اثر اختلاط و آميزش با تركها، زبان تركی را اخذ كرده اند. برخی نام آنها را از اويشرخان، اوشار، يا آووشارميدانند كه در دوره فتوت از شيعيان و صوفيان صافی و مريدان شيخ صفی الدين اردبيلی بوده اند و در تاسيس دولت بزرگ صفوی در ركاب شاه اسماعيل جانفشانی ها نموده اند. اين ايل در آغاز دو شاخه اصلی داشته قاسملو و قرقلو كه شاه اسماعيل قرقلو را از آذربايجان به شمال خراسان كوچانيد و در ابيورد و باخزر و جنوب مرو مسكن داد.

     

    طایفه قرخلو یکی از طوایف ایل افشار و ایل افشار جزء هفت ایلی است که به قزلباش معروف بودند (افشار- شاملو- روملو- استاجلو- تکلو- ذوالقدر- قاجار) که در به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی نقش عمده ای داشتند.طایفه قرخلو از نژاد ترکهای آریایی ترکستان وشمال خراسان می باشند که در حمله مغول ها از شمال به آذربایجان کوچیدند و بیش از صد سال در شمال آذربایجان ساکن بودند.چون جوانان این طایفه درشمشیرزنی واسب سواری وچالاکی سرآمدبودند لذا شاه اسماعیل صفوی این طایفه را جهت حراست ازحمله ترکمانان و ازبکان به شمال خراسان کوچاند. درآنجا بود که نادرشاه افشار فرزند امام قلی بیگ قرخلو رئیس طایفه قرخلو بدنیا آمد.درزمانیکه ایران در اوج نابودی قرار داشت و غرب ایران را دولت عثمانی تصاحب کرده و شرق و مرکز ایران را افغان ها اشغال نموده وشمال ایران در دست روسها بود وسلطان حسین صفوی تاج وتخت رابه افغان ها بخشیده وفرزندش شاه طهماسب صفوی در ایالت قزوین به این در و آن در می زد.نادر، دلاورطایفه قرخلو بود که قد برافراشت و افغانها را قلع و قمع و عثمانیها را ازغرب ایران خارج و با یک اشاره او روسها شمال را تخلیه کردند و در بدترین شرایط که ایران رو به اضمحلال کامل می رفت که بین بیگانگان تقسیم واز صفحه روزگار محو شود نه تنها بوسیله نادر شاه از بیگانگان ستانده شد بلکه خود نیز به کشورستانی پرداختند وایران را به یکی از قدرتمندترین کشورآسیا بلکه دنیا تبدیل نمودند.وفرزندان و نوادگان او با احتساب دوران قدرت یافتن نادر جمعا نزدیک به 70سال در ایران افغانستان خراسان و شرق ایران تا قتل آخرین شاهزاده افشار(نادرمیرزا)به سال1218توسط فتحعلیشاه قاجار حکمرانی نمودند. طایفه قرقلو یا قرخلوهمیشه در شمال شرق و در زمان قبل از حکومت صفوی در شمال غرب ایران مرزبان قدرتمند ایران بودند اسلاف نادرتا چندین نسل حکمران قلعه کلات و دژ محکمی مقابل تاتارها و ازبکها بودند.

    طایفه بزرگ قرخلو همیشه با نثار خون خود وچکاچاک شمشیرهایشان قرقبان این مرزوبوم و جان نثار وطن بوده اند و نقش بسزایی درتاریخ سیاسی ایران داشته اند.

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی شهاب‌الدین محمد زیدری نسوی (مشاهیر درگز)

     محمد بن احمد بن علی بن محمد خرندزی زیدری نسوی ملقب به  شهاب‏ الدین: نورالدین شاعر، مورخ نیمه اول قرن هفتم هجری ، نویسنده (صاحب کتابهای: سیره جلال الدین ونفثه المصدور) و منشی مخصوص سلطان جلال الدین خوارزمشاه بود

     

    شهاب‌الدین محمد زیدری نسوی

     

    شهاب الدین محمد نسوی ، تحصیلات خود را در خراسان انجام داد و ابتدا جزوکارکنان وملازم و همراه حاکم شهرنسا بوده و به معاونت حکمرانی نسا میرسد و اندکی بعد در سال 621 از جانب والی نسا، نصرت الدین حمزه با هزار دینار مامور دربار سلطان خوارزمشاه میشود در ری به خدمت سلطان جلال الدین میرسد و در اندک مدتی مورد توجه سلطان قرار گرفته  و به جای ضیاء الملک نسوی به منصب دبیری وکتابت انشای سلطان منصوب و تا آخرعمر سلطان یعنی تا سال 628 که سال مرگ جلال الدین است در خدمت او بود. نسوی توانست با داشتن منصب دبیری، حکمرانی ولایت خود یعنی نسا را نیز از آن خود بکند.

    نسوی عربی و مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفته و با دواوین عربی و فارسی بسیار انس داشت ،بطوریکه نوشته اند قرآن را ازحفظ بوده است ، نسوی با اشعار گویندگان معاصر و نزدیک به عصر خود مانند : ابوالمظفر ابیوردی ، ظهیر فاریابی ، نظامی گنجوی ، افظل الدین کاشانی و کتب نثر ادبی مشهور و معروفی مثل: تاریخ یمینی و منشآت بدیع الزمان ومقامات حریری و ترجمه تاریخ یمینی و کلیله و دمنه بهرامشاهی را خوانده و از آنان آگاه بوده است...

    شهاب الدین زیدری نسوی در رمضان سال ۶۲۸ ه.ق از سوی جلال الدین نزد ملک مظفر شهاب الدین غازی به میافارقین رفت و در آنجا ماند و پس از چهار سال اقامت در آن ناحیه کتاب نفثه المصدور در سال ۶۳۲ ه.ق خطاب به یکی از اعیان خراسان به نام سعدالدین جعفر بن محمد نامی نوشت. نسوی در سال 639 کتاب سیره جلال الدین را تالیف کرد .

    شهاب‌الدین محمد منشی، از خاندانهای سرشناس و معروف نسا بوده و پدرش احمد نسوینیز از متعینین نسا میباشد . نسوی درباره خانواده اش چنین گفته است: خانواده ما از خانواده‌های اعیانی خراسان بوده؛ و در خراسان قلعه‌ای به نام خرندز داشتند.

    این قلعه در مجاورت شهر زیدر از توابع نسا در نزدیکی عشق‌آباد کنونی بوده است . نسوی تا ۶۱۶٫ق در خرندز در نزد پدر می‌زیست.

    از دو اثری که از نسوی در دست است این‌گونه استنباط می‌شود که وی از علوم عصر خود آگاهی داشته و علوم متعارف معاصر خود را کسب کرده، و در ادبیات فارسی و عربی و مقدمات علوم اسلامی تبحر داشته است. از میان معاشران و کسانی که با آنان مراوده داشته می‌توان از نصره‌الدین حمزه بن محمد، برادرزاده عمادالدین محمد، نام برد. به نوشتۀ نسوی،نصره‌الدین با علوم مختلف آشنا بود.  

    پس از مرگ سلطان محمد خوارزمشاه، عمادالدین محمد ــ عموی نصره‌الدین که در خوارزم تحت نظر بود ــ به نسا بازگشت و ولایت و حکمرانی آنجا را به دست گرفت. شهاب‌الدین محمد نسوی نیز در نزد اختیارالدین زنگی، پسر عمادالدین ، به خدمت مشغول شد. این زمان مصادف با نبرد سلطان جلال‌الدین با مغولان در بیابان نسا بود و ظاهراً نسوی در این زمان تازه از خرندز به نزد اختیارالدین رفته بود. پس از مرگ اختیارالدین، پسرعم او؛ یعنی نصره‌الدین، جانشین او شد و نسوی را نایب خود ساخت.

     اختلافات نصره‌الدین با غیاث‌الدین پیرشاه، برادر سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه، سبب شد که نصره‌الدین، نسوی را به سفارت به نزد غیاث‌الدین فرستد. این سفارت آغاز خروج نسویاز نسا و مقدمۀ پیوستن او به درگاه سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه بود. نسوی پس از وقایعی که بر او حادث شد، در آذربایجان به خدمت سلطان جلال‌الدین پیوست و مدتی پس از آن در سال‌های ۶۲۲ تا ۶۲۴ .ق دیوان کتابت و انشا به او تفویض شد. به گزارش خود نسوی، وی، پس از انتصاب، در نزد سلطان مقامی رفیع یافت. از جمله یادآور می‌شود هنگامی که سلطان جلال‌الدین برای بار دوم به فتح گرجستان رفت، در کنار رود ارس به بیماری سختی دچار شد و از حرکت بازماند. به این لحاظ سلطان فرمان داد که به همراه والیان «سرماری»ــ در جنوب دریاچۀ گوگچه ــ به سرماری رود تا در آنجا مکتوبات سلطان را که می‌رسد با حضور او بگشایند و وی رسولانی را که از «ملوک شام و روم و گُرج»، می‌رسد بپذیرد. همچنین در ماموریتهای مهم غالبا وی از سوی سلطان عهده‌ دار آن می شد.

    نسوی در آخرین روزهای اقامت سلطان جلال‌الدین در نزدیکی شهر آمد (میافارقین) در کنار او بود. وی گزارش داده است: شبی که سپاه سلطان گرفتار حمله ی مغولان شد، چون به کار کتابت مشغول بود، تا صبح بیدار مانده بود و در اواخر شب پس از اندکی خواب، غلامش او را بیدار کرد و فریاد برآورد که «برخیز که رستخیز برخاست». نسوی شرح واقعه گریز خود و جان بدر بردنش را شرح داده است. وی سه روز در غاری پنهان گشته ، بعد به شهر آمِد رفته است. به دلیل شهربندان بودن شهر، دو ماه در آمِد سکونت گزید. سپس به اربل رفت و پس از مشقات فراوان به آذربایجان بازگشت. به نوشته ی او، در این ایام بلیّات فراوان دید و مدتی بعد به آمِد بازگشت و در اینجا از مرگ سلطان جلال‌الدین اطمینان یافت.نسوی در میافارقین، در درگاه ملک مظفر ایوبی مقیم شد و در حدود ۶۳۲ تا ۶۳۹٫ق در آنجا به نگارش کتاب «نفثه‌المصدور» و بخش‌هایی از  کتاب «سیرت جلال‌الدین» مشغول گردید. وی در ۶۳۹٫ق فصول پایانی «سیرت جلال‌الدین» را می‌نوشت. در حدود همین سال‌ها به خدمت برکه‌خان خوارزمی درآمد و سمت وزارت او را یافت. حسام‌الدین برکه‌خاناز امرای سلطان جلال‌الدین بود که پس از مرگ سلطان، در بلاد روم کرّ و فری نمود و از سوی سلطان کیقباد سلجوقی، آماسیه را به اقطاع گرفت. مینوی، به نقل از مصطفی جواد از حاشیه ی شرح‌حال غیاث‌الدین پیرشاه و به استناد نسخ خطی «الدرالمکنون»، گزارش دومی را نیز مبنی بر پیوستن نسوی پس از مرگ سلطان جلال‌الدین، به خدمت ملک مظفرغازی پسر ملک عادل صاحب آمِد، ارائه داده است. براساس این گزارش، نسوی پس از مرگ برکه‌خان، به نزد الناصر الاصغر یوسف بن العزیز الایوبی، صاحب حلب، رفته و در آنجا مقامی بلند یافته است. او از جانب الناصر به سفارت به نزد مغولان نیز رفته است. بر اساس این روایت، نسوی پس از بازگشت در 647٫ق در حلب درگذشت.

    آثار نسوی

    مهم‌ترین اثر نسوی، «سیرت جلال‌الدین مینکبرنی» است. وی با جوینی و جوزجانی، سه تن مورخی بودند که درهنگام حمله مغول، در خراسان و ماوراءالنهر می‌زیستند و بسیاری از وقایع این دوران را شاهد بوده یا از افراد نزدیک به واقعه کسب اطلاع کرده‌اند. سیرت جلال‌الدین خوارزمشاه در حقیقت سرگذشت پسر سلطان محمد خوارزمشاه و شرح یازده سال از این دوران، یعنی از آغاز حمله مغول تا مرگ سلطان جلال‌الدین، و خاطرات شخص نسوی از رویدادهای این دوران است. در این میان، مؤلف در مواردی به سابقه بعضی از وقایع در دوره‌های پیش از آن، یعنی زمان حکمرانی سلطان محمد اشاره نموده و اطلاعات ارزشمندی در این‌خصوص عرضه کرده است . دقت مؤلف در ضبط وقایع ، نزدیکی او به دربار سلطان جلال‌الدین، ارزیابی‌اش از وقایع، دید انتقادی و نیز قلت آثار در خصوص حکومت خوارزمشاهیان، سبب شده است که اثر او جایگاهی خاص در میان منابع این دوران به دست آورد.

    اصل کتاب را نسوی به زبان عربی نوشته است ، در قرن هفتم  این کتاب به فارسی ترجمه شده است. از این ترجمه ظاهراً نسخه منحصربه ‌فرد آن ، در کتابخانه مکرمین خلیل ینانج استاد تاریخ دانشگاه استانبول موجود می‌باشد، که در اختیار مجتبی مینوی قرار گرفته و وی این ترجمه را با تعلیقات ارزشمندی به چاپ رساند. متن عربی کتاب ظاهراً تا سالیان زیادی ناشناخته ماند. جز آنکه برخی نویسندگانی چون ابن خلدون و ابوالفداء از بخش‌های کوتاهی از آن استفاده کردند. در ۱۸۹۱٫م هوداس فرانسوی، معلم زبان‌های شرقی، نسخه منحصربه ‌فرد این کتاب، موجود در کتابخانه ملی پاریس، را تصحیح کرد و به چاپ رساند. نسخه مورد استفاده هوداس، استنساخ سال ۶۶۷ .ق، یعنی ۲۸ سال پس از تألیف اصل کتاب بوده است. درسال1953 م نیز حافظ احمد حمدی با تکیه بر چاپ پاریس، مجدداً این اثر را در مصر به چاپ رساند. متن عربی را در سال 1324ش، محمدعلی ناصح، رئیس انجمن ادبی ایران، از روی چاپ هوداس به فارسی ترجمه کرد.  

    سیرت جلال الدین مینکبرنی ، گرچه شرح زندگینامۀ جلال‌الدین خوارزمشاه است، ولی نسوی در کنار آن، حسب حال خویش را نیز بازگو کرده است. از مقدمۀ شهاب‌الدین نسوی بر کتاب «سیرت جلال‌الدین» این گونه بر می‌آید که او دراین کتاب قصد نگاشتن خاطرات خود را نداشته، اما در حقیقت حضور نسوی در بطن رویدادهای اواخر دوره جلال‌الدین خوارزمشاه و نیز تأکید وی بر گزارش احوال خویش، این اثر او را نیز به شرح رویدادهای زندگی‌اش و حسب حال او تبدیل کرده است.

    کتاب «سیرت جلال‌الدین»، از آن جهت که شرح زندگی جلال‌الدین ارشد اولاد سلطان محمد خوارزمشاه است، نوعی زندگی‌نامه‌نویسی (بیوگرافی)، و از سوی دیگر از آن جهت که دربردارنده خاطرات نسوی است، خاطره‌نویسی و حسب‌حال‌نویسی (اتوبیوگرافی) شهاب‌الدین نسوی محسوب می‌شود. در این صورت آثار نسوی را می‌توان جزء قدیمی‌تری حسب‌حال‌نویسی‌ها و خاطره‌نویسی‌ها تلقی کرد. نسوی درنگارش کتاب «سیرت جلال‌الدین» ظاهراً درآغاز قصد نوشتن یک تاریخ عمومی را داشت، ولی آن‌گونه که خود اشاره کرده است با دیدن کتاب «الکامل» ابن اثیر و دقت او در شرح رویدادها، به‌ ویژه وقایع دوره خوارزمشاهیان، تصمیم گرفت فقط به شرح سرگذشت جلال‌الدین خوارزمشاه بسنده کند. وی تأکید کرده که در شرح این رویدادها فقط آن وقایعی را نوشته که دیده یا از اشخاص شاهدِ آنها شنیده است. شرح رویدادهایی که درکتاب سیرت جلال الدین ، به نوعی مرتبط با زندگی نسوی بوده این کتاب را به اثری ارزشمند درباره دوره خوارزمشاهیان و زمان سلطان جلال‌الدین تبدیل کرده است.

    انگیزه‌های نسوی در نگارش کتاب سیرت جلال‌الدین خوارزمشاه را می‌توان به شرح زیر بیان کرد:

    1ــ شرح رویدادهای سلسله خوارزمشاهیان با هدف عبرت‌آموزی و کسب تجربه برای خوانندگان.

    2ــ گزارش وقایع دوره سلطان جلال‌الدین بطوریکه توسط دیگر مورخان نگاشته نشده است.

    3ــ نبود نویسندگان علاقه‌ مند و توانمند برای نگارش رویدادهای این دوره.  نسوی وصف این موقعیت را آنجا که انگیزه تاریخ‌نویسی خود را بیان ‌کرده به روشنی آورده و نوشته است: «و تصدی این تصنیف را من متعین گشتم بر مثال جمعی که در کشتی نشینند، و به غواص نکباء کشتی در معرض غرق و فنا آید و رفتار همه قرین بلا و رفیق عنا شوند و موج دریا او را تنها به ساحل اندازد. هر آینه جز وی، کسی شرح احوال کشتی نتواند کردن. والا حقیقت است که من مرد این کار و حریف این بازار نیستم».

    4ــ حضور نسوی در وقایع مهم دوره سلطان جلال‌الدین. نسوی به دلیل مسئولیت مهمی که داشته در اغلب سفرها و مأموریت‌ها همراه سلطان بوده است. همچنین عموم فرامین و نامه‌ها را او می‌نوشت، به همین دلیل مطلع‌ترین فرد از اوضاع اداری و سیاسی دوره سلطان جلال‌الدین محسوب می‌شد. وجود این اطلاعات انگیزه لازم را برای نسوی در خصوص ثبت این اخبار فراهم آورده است.

    5ــ توانایی نسوی در کتابت و انشا که انگیزه لازم را برای او به وجود آورده است.

    6ــ و ظاهراً شرح رویدادهای زندگی خود؛ زیرا نسوی در تاریخ‌ نگاری خویش، اغلب خاطرات خود را نگاشته است. به نوشته مینوی، مولف هرچند نیّت آن را نداشته است که ترجمه حال خویشتن را بنگارد، ولی در دو اثرش آنقدر از خود سخن گفته است که از خلال عباراتش بتوان وی را شناخت.

    نفثه‌‌المصدور

    اثر دیگر شهاب‌الدین نسوی، «نفثه‌المصدور» نام دارد. نفثه‌المصدور در لغت به سخنی اطلاق می‌شود که از شکوه، اندوه، ملال دل وتمایلات درونی برمی‌خیزد و گوینده با ادای این سخن راحت وآسوده می‌گردد.  به عبارتی دیگربه معنی گله و شکایت است.

    نسوی «نفثه‌المصدور» را با هدف گزارش اخبار مشقات حادث بر او نگاشته است. در حقیقت نسوی در این اثر بخشی از رویدادهای عمرخود را نگاشته و خاطرات خود را از ایام سختی که به واسطه حملات مغولان و مرگ سلطان جلال‌الدین بر او حادث شده شرح داده است. به همین لحاظ این اثر را می‌توان نوعی خاطره‌نویسی نسوی و شرح سوانح عمر او دانست.

    نفثه المصدور به شرح احوال جلال الدین منکبرنی، آخرین پادشاه خوارزمشاهیان می پردازد و نیز حاوی شرح وقایعی است که برمولف پس از مراجعت از سفارت به دربار الموت (۶۲۷ ه.ق) به دستور سلطان جلال الدین و پیوستن وی به سلطان در تبریز و تا مرگ جلال الدین گذشته است. نفثه المصدور از امهات کتب تاریخ و ادب فارسی شمرده می شود و دارای نثری منشیانه، آمیخته به آیات و احادیث و اشعار و امثال عربی و فارسی است.

    نسوی «نفثه‌المصدور» را در حدود ۶۳۲ .ق و پیش از تألیف کتاب «سیرت جلال‌الدین» و چهار سال پس از مرگ سلطان جلال‌الدین، و زمانی که در میافارقین و در درگاه ملک مظفر ایوبی مقیم بود، نگاشته است.  وی اثر خود را خطاب به یکی از اعیان خراسان به نامسعدالدین تحریر نموده است. ظاهراً این سعدالدین همان سعدالدین جعفر بن محمد پسرعم نسوی است که در کتاب «سیرت جلال‌الدین» به آن اشاره کرده است. نسوی در کتاب «نفثه‌المصدور» شرح احوال خود و سختی‌ها و دربه‌ دری‌هایش را از اواخر حکمرانی سلطان جلال‌الدین، یعنی از سال ۶۲۷ .ق و زمان بازگشت از الموت به قزوین، تا چهار سال پس از مرگ سلطان، یعنی تا سال ۶۳۲ .ق، نوشته است. نسوی این دوره خاطرات خود را چند سال بعد در سیرت جلال‌الدین به نوعی دیگر تکرار کرده است.

    کتاب «نفثه‌المصدور» بر خلاف «سیرت جلال‌الدین» به فارسی نگاشته شده است. این کتاب از نظر نثر ادبی نیز جایگاهی ارزشمند دارد. «نفثه‌المصدور» یکی از شاهکارهای بدیع نثر فنّی و از نمونه‌های عالی نثرمصنوع و مزین و منشیانه نیمۀ اول قرن هفتم است. در حقیقت شیوه نسوی در نگارش «نفثه‌المصدور» بیشتر آراستن سخن به بدایع لفظی کلام بوده و بیان معنی در نظر وی در درجه دوم ارزش و اهمیت قرار داشته است. 

     

     

    منابع و مآخذ

    شهاب‌الدین محمد خرندزی زیدری نسوی، سیرت جلال‌الدین مینکبرنی، مصحح مجتبی مینوی محمد جوینی، تاریخ جهانگشا، به کوشش محمدبن عبدالوهاب قزوینی

    ابن‌اثیر، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمۀ ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی

    خواندمیر، تاریخ حبیب‌السیر، تصحیح جلال‌الدین همایی

    ابن‌بطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحدشهاب‌الدین نسوی، نفثه‌المصدور 

    شهاب‌الدین نسوی، سیرت جلال‌الدین مینکبرنی

    لمبتون و دیگران، تاریخنگاری در ایران ،ترجمۀ یعقوب آژند

    گیب و دیگران، تاریخنگاری در اسلام، ترجمه و تدوین یعقوب آژند

    دولتشاه سمرقندی، تذکره الشعرا، به کوشش محمد رمضانی

    منهاج سراج ، تاریخ طبقات ناصری

    ابن اثیر، الکامل فی التاریخ

    عطاملک جوینی ، تاریخ جهانگشای

     

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی استاد اسماعیل جلایر کلاتی (مشاهیر درگز)

    ✓ اسماعیل جلایر کلاتی: نقاش، قلمدانکار، خطاط و نگارگرمعروف دوره ناصری، از مشاهیر کلات و خاوران میباشد که گویا تا کنون معرفی و شناسانده نشده است

     

    اسماعیل‌ جلایر، نقاش رنگ و روغن، قلمدانكار و خطاط.نگارگر مشهور دوره‌ ناصری‌ ،دراواخر سده سیزدهم و اوایل سده چهاردهم هجری است اسماعیل جلایر نقاشی را در مدرسه دارالفنون آموخت و سپس در همین مدرسه به استادی رسید. او را از پیش قراولان شیوه نقاشی خط جدید می‌دانند.

    اسماعیل جلایر  در تصویرسازی و چهره‌پردازی مهارت داشت در نقاشی‌ با آبرنگ‌، رنگ‌ روغن‌ و سیاه‌ قلم‌، و در نقطه‌ پردازی‌ و شبیه‌سازی‌ ماهر بود، چنانكه‌ فن‌ سیا ه‌ قلم‌ و پرداز را، بعد از میرزابابا  ، به‌ كمال‌ رساند. همچنین‌ از روی‌ خط‌ خوش‌نویسانی‌ چون‌ میرزا غلامرضا خوش‌نویس‌، نقاشی‌ می‌كرد و از تلفیق‌ خط‌ و نقاشی‌ قطعات‌ زیبایی‌ می‌آفرید . حاشیه‌ برخی‌ از تابلوهای‌ جلایر، احتمالاً تحت‌تأثیر شیوه‌های‌غربی‌ آن‌ دوره‌، مزین‌ به‌ گل‌ و گیاه‌ و درخت‌ و مناظر طبیعی‌ است‌ .وی‌ در چهره‌نگاری‌ نیز می‌كوشید حالات‌ درونی‌ فرد را نشان‌ دهد .

    اسماعیل جلایر نقاشی را در مدرسه دارالفنون و زیر نظر زبده‌ترین استادان زمان خود آموخت. در اغلب رشته‌های هنری ، از قبیل: آبرنگ و سیاه‌قلم و نقطه‌پردازی و شبیه‌سازی پراستعداد بود. آثار رنگ و روغن خود را با رنگ‌ها شاد و زنده تصویر می‌کرد و بعضی اوقات از رنگ سیاه و سفید استفاده می‌کرد و رنگ و روغن را به روش سیاه قلم می‌ساخت. وی زمینه آثار خود را با گل و برگ‌های شاد و زنده و ابتکار مخصوص پر می‌کرد. در خطاطی نیز روشی خاص داشت. و از روی خطوط میرزا غلامرضا خوشنویس‌باشی مشق و با قلم مو نقاشی می‌کرد. به‌خاطر اعتقاد باطنی خاصی که به حضرت علی (ع) داشت موضوعات هنری خود را از بین اقطاب و اخوان صفا و قلندران پاکباخته انتخاب و ترسیم می‌کرد. وی شاگردان بسیاری را تربیت کرد. از آن جمله:

    علی اکبر مصور معروف به حجار. از آثار وی: تابلوی "ذبح اسماعیل" در اندازه بزرگ که تصویر خیالی ابراهیم و اسماعیل و شماری چند از فرشتگان را نقش‌بندی کرده است و با نبوغ هنری خود جنبه ملکوتی چشم‌گیری به آن تابلو داده است . و این اثر عالی جزء آثار فاخر تزئینی می‌باشد. مجلس چایخوری مانند ، قصه معروف یوسف و زلیخا ، با رقم: اسمعیل - غرض نقشی است کز ما باز ماند"؛ دو. تابلوی زیبا ، به خط نستعلیق استادانه شش دانگ با نام و القاب امین‌السلطان اتابک ، با رقم:‌"اسماعیل" شمایل آبرنگ امیرالمؤمنین با حسنین ، با: "رقم کمترین فدویان اسماعیل جلایر"؛ تصویر رنگ و روغن میرزا حسین‌خان سپهسالار بر روی اسب که صورت تصویر را در شیوه امپرسیونیسم و با تکه رنگ‌های گوناگون تصویر کرده است ، با رقم: "عمل نقاش دولت علیه ایران اسمعیل‌بن المرحوم حاج زمان خان جلایر". در "احوال و آثا نقاشان" به پانزده اثر دیگر وی نیز اشاره شده است.

    شیوه او شبیه‌سازی و پرداز بود و گاه چشم‌اندازی از طبیعت را می‌کشید. جلایر آثار رنگ و روغنی خود را با رنگ‌های شاد و زنده تصویر می‌نمود و بعضی اوقات از رنگ سیاه و سفید استفاده می‌کرد و رنگ و روغن را به‌روش سیاه قلم اجرا می‌کرد، او زمینه آثار خود را با گل و برگ‌های شاد و زنده و ابتکار مخصوص پر کرده و جلوه اثر را دو چندان مینمود.

    اسماعیل جلایر را می‌توان از پیشگامان شیوه نقاشی خط امروزی دانست که از سبک‌های مطرح نقاشی مدرن ایرانی و خوشنویسی معاصر می‌باشد. شیوه خط - نقاشی که پیش‌تر به ندرت در ایران معمول بود، در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید و جلایر یکی از نخستین هنرمندانی است که خط را وارد نقاشی کرد. او خود خوشنویس و خطاط زبردستی نبود، ولی خط نستعلیق را خوش می‌نوشت و از روی خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی مشق می‌کرد و خط را به شیوه نقاشی و با طراحی و قلم مو و رنگ بسیار خوش می‌نوشت و آن را حک و اصلاح می‌کرد و با قلمو بر دل نقاشی می‌نشاند. سپس در میان خطوط و نوشته‌ها، گل و بوته و پرنده و حیوانات و مناظر و دورنماهای دقیق طرح می‌انداخت و بدین‌سان، از تلفیق خط و نقاشی، تابلوهایی زیبا خلق می‌کرد.

     اسماعيل‌ جلایر از احفاد سلسله جلايريان‌ بود كه‌ نياكانش‌ در كلات‌ خراسان‌ حكمرانى‌موروثى‌ داشتندو جزو خوانين ‌آنجا شمرده‌مى‌شدند. پدر وی‌ حاجى‌ محمد زمان‌خان‌ كلاتى‌ ، در جوانى‌ برخلاف‌ شئون‌ خانى‌ و سيره خانوادگيش‌، رغبتى‌ به‌ تحصيل‌ علوم‌ دينى‌، عبادت‌، رياضت‌ و تصوف‌ پيدا كرده‌، به‌ مكه‌ و مدينه‌ مشرف‌ شد و سرانجام‌، دست‌ ارادت‌ به‌ دامن‌ محمداسماعيل‌، ذبيح‌الله‌ ازغديی از مشايخ‌ سلسله ذهبيه‌ زد و از پيروان‌ و مريدان‌ او شد.حاجى‌محمد زمان‌ نام‌ فرزندش‌ را به‌ مناسبت‌ نام‌ مرشدش‌، اسماعيل‌ نهاد و او تحت‌ تعليمات‌ و القائات‌ پدری‌ صوفى‌منش‌ و عارف‌ مسلك‌ پرورش‌ يافت‌. چنانكه‌ ، تأثير اين‌ فضای‌ پرورشى‌ و تعاليم‌ تربيتى‌، در آثار كاملاً متمايز اسماعيل‌ جلاير کاملا آشکار است . 

     

    تاريخ‌ ورود اسماعيل‌ جلاير به‌ دارالفنون‌ به‌ درستى‌ معلوم‌ نيست‌ دوستعلى‌خان‌ معيرالممالك‌ مى‌نويسد:

    «در زمانى‌ كه‌ شاهزاده‌ اعتضاد السلطنه‌، وزارت‌ علوم‌ را به‌ عهده‌ داشت‌، آقا ميرزا اسماعيل‌ جلاير در مدرسه دارالفنون‌ صاحب‌ كارگاه‌ بود، هم‌ پرده‌ مى‌پرداخت‌ و هم‌ شاگردان‌ را تعليم‌ نقاشى‌ مى‌داد» . با توجه‌ به‌ عبارت‌ غيرصريح‌ معيرالممالك‌، چون‌ اعتضادالسلطنه‌ در 1275ق‌ به‌ وزارت‌ علوم‌ منصوب‌ شده‌ بود، مى‌توان‌ چنين‌ گمان‌ برد كه‌ اسماعيل‌، پس‌ از چند سال‌ از آغاز انتصاب‌ شاهزاده‌ به‌ وزارت‌، وارد دارالفنون‌ شده‌ است‌ . در روزنامة ايران‌ (ص‌ 3)، در فهرست‌ نام‌ شاگردان‌، از او به‌نام‌ «ميرزا اسماعيل‌ ولد حاجى‌ محمد زمان‌» جزو شاگردان‌ رشته نقاشى‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌، مى‌توان‌ چنين‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ او پيش‌ از ورود به‌ دارالفنون‌ ازهنر نقاشى‌ بهره‌ داشته‌، و تصوير آبرنگ‌ ناصرالدين‌ شاه‌ را در آن‌ دوره‌ پرداخته‌ است‌ و به‌ سبب‌ داشتن‌ استعداد هنری‌ به‌ دارالفنون‌ معرفى‌ شده‌، و هنوز در 1288ق‌ جزو شاگردان‌ محسوب‌ مى‌شده‌ است‌ .

     با توجه‌ به‌ اين‌ تاريخها و وقايع‌ مى‌توان‌ چنين‌ گفت كه‌ او در حدود سال‌ 1262ق‌، متولد شده‌، در حوالى‌

    1280ق‌ همراه‌ پدر به‌ تهران‌ آمده‌، در 24 سالگى‌ وارد دارالفنون‌ شده‌، و در حدود 60 سالگى‌ درگذشته‌ است‌.

     
     

    آثارجلایر کلاتی

    بیشترین و ممتازترین اثر او شمایل‌های گوناگون بود که در اندازه و سبکهای مختلف ارائه شده بود. در زمینه ایمان و اعتقاد باطنی به علی امام اول شیعیان ارادت خالصانه داشته و اغلب موضوعات هنری را از بین اقطاب و اخوان صفا و قلندران پاکباخته انتخاب و ترسیم می‌نمود.

    او در یکی از آثار خود به لاتین امضاء کرده که معلوم می‌کند در نگارش متن لاتین نیز دست داشته است.

    از او تابلوهای فراوانی به جای مانده است، که یکی از این آثار هم اکنون در نگارخانه مجموعه کاخ گلستان در معرض دید عموم است، و آن تصویر رنگ و روغنی «درویش نورعلیشاه» است.

    مشهورترین‌ تابلو مذهبی‌ وی‌ تابلو رنگ‌ و روغن‌ ذبح‌اسماعیل‌ است‌ كه‌ در كاخ‌ ـ موزه‌ گلستان‌ نگهداری‌ می‌شود. دو تابلو دیگر با این‌ مضمون‌ با رقم‌ اسماعیل‌ وجود دارد . دیگر قطعه‌های‌ رنگ‌ و روغن‌ وی‌ عبارت‌اند از: تصاویر حضرت‌ علی‌ و حسنین‌ علیهم‌السلام‌ با رقم‌ «اسمعیل‌»؛ تصویر میرزا علی‌اصغرخان‌ امین‌السلطان‌ بر روی‌ صندلی‌، منظره‌ زیبایی‌ از طبیعت‌؛ تصویر امپرسیونیستی‌ میرزا حسین‌خان‌ سپهسالار با رقم‌ «عمل‌ نقاش‌ دولت‌ عَلیه‌ ایران‌ اسمعیل‌ بن‌ المرحوم‌ حاج‌ زمان‌خان‌ جلایر»؛ بزم‌ ماشاءاللّه‌ بیگ‌ و مجلس‌ چای‌خوری‌ دختران‌ دور یك‌ سماور با رقم‌ «اسمعیل‌ ـ غرض‌ نقشی‌ است‌ كز ما بازماند» .

    جلایر چندین‌ نقاشیخط‌ و خط‌ همراه‌ با نقاشی‌ دارد كه‌ خط‌ اغلب‌ آنها نستعلیق‌ و ابیاتی‌ از سعدی‌ است‌ كه‌ از این‌ میان‌ می‌توان‌ به‌ نقاشیخطی‌ با زمینه‌ نارنجی‌ و ابیات‌ معروف‌ سعدی‌ در نَعْت‌ پیامبر اكرم‌ صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌ (بلغَ العُلی‌'بكماله‌...) در چهار سطر با رقم‌ جلایر در دو جا به‌ صورت‌ «راقمه‌الحقیر اسماعیل‌ جلایر» و «اسماعیل‌المصور الكاتب‌ الجلایر ابن‌المرحوم‌ حاج‌ محمد زمان‌» اشاره‌ كرد .

    از دیگر شاهكارهای‌ جلایر، مرقعی‌ است‌ شامل‌ هشت‌ قطعه‌ نقاشی‌ سیاه‌ قلم‌ از اقطاب‌ صوفیان‌ ایران‌، شمس‌تبریزی‌، اوحدی‌، بایزید، معصوم‌ علیشاه‌، نورعلیشاه‌، مشتاق‌ علی‌شاه‌، و باباطاهر، و دو قطعه‌ نقاشی‌ گل‌ و بوته‌ و خوشه‌ انگور با رقم‌ «راقمه‌الحقیر اسماعیل‌ جلایر ابن‌الحاجی‌ زمان‌خان‌» به‌ تاریخ‌ 1286 (موجود در كتابخانه‌ كاخ‌ـ موزه‌ گلستان‌)؛ همچنین‌ نقاشی‌ سیاه‌ قلمی‌ از ناصرالدین‌ شاه‌ سوار بر اسب‌ (موجود در موزه‌ هنرهای‌ معاصر). دیگر تابلوهای‌ سیاه‌ قلم‌ جلایر، كه‌ در مجموعه‌های‌ خصوصی‌ نگهداری‌ می‌شوند، عبارت‌اند از: شمایل‌ حضرت‌ امیر و حسنین‌ و ابوذر غفاری‌، مشتاق‌ علی‌شاه‌ كرمانی‌ و باباطاهر، یك‌ كلاهدوز با دستگاه‌ نمدمالی‌، میرزا هدایت‌ وزیر دفتر (وزیر دارایی‌ ناصرالدین‌ شاه‌) و ناصرالدین‌ شاه‌ در جوانی‌ .



    برخی‌ از نقاشیهای‌ آبرنگ‌ جلایر عبارت‌اند از:

     تابلو ناصرالدین‌ شاه‌ بر روی‌ صندلی‌ با رقم‌ «اسمعیل‌ جلایر، سلخ‌ ربیع‌الثانی‌ سنه‌ 1279»، و تابلو آبرنگ‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام‌ و حسنین‌ با «رقم‌ كمترین‌ فدویان‌ اسمعیل‌ جلایر»، كه‌ در مجموعه‌های‌ خصوصی‌ نگهداری‌ می‌شوند . در این‌ اثر سلمان‌ فارسی‌ در بالای‌ سر حضرت‌ تصویر شده‌ است‌. در این‌ تابلو جلایر با رنگ‌مایه‌ (تونالیته‌)های‌ گوناگون‌، خلاقیتهایی‌ به‌كار برده‌ كه‌ بیشتر یادآور ابتكارات‌ نقاشان‌ ماهر و مشهور مغرب‌ زمین‌ است‌. خلق‌ حالات‌ روان‌ شناسانه‌ در چهره‌سازیهای‌ جلایر اعجاب‌ برانگیز است‌. فضای‌ كلی‌ اثر با تركیبی‌ از عناصر نقاشی‌ غرب‌ و چاشنی‌ نقاشی‌ ایرانی‌ ایجاد شده‌ است‌.علاوه‌ بر تابلو مذكور، تابلوهای‌ دیگری‌ مانند تصویر شبیه‌سازی‌ غلامرضاخان‌ ندیم‌باشی‌ . تصویری‌ از پنج‌تن‌ آل‌عبا  و نقاشی‌ گرگ‌ و چوپان‌ مورخ‌ 1320، از شاهكارهای‌ جلایر به‌شمار می‌آیند. از اسماعیل‌ جلایر نقاشیهایی‌ بر روی‌ قلمدان‌ روغنی‌ نیز باقی‌مانده‌ است‌ .
    تصاویر برخی‌ از كتابهای‌ درسی‌ دارالفنون‌، مانند جواهر التشریح‌، نیز رقم‌ «اسماعیل‌ جلایر» را دارد .
    علی‌اكبرِ مصور از شاگردان‌ جلایر بود كه‌ در نقاشی‌ و حجاری‌ و مجسمه‌سازی‌ مهارت‌ داشت‌.و   كمال‌الملك‌  نیز مدتی‌ شاگرد اسماعیل‌ جلایر بوده‌ است‌ . 

     

    منابع‌ و مآخذ :

    آتابای‌ بدری ‌، مرقع های‌ كتابخانه سلطنتى‌ تهران‌،   

    اختیار مریم‌ ، «از كارگاه‌ و بازار تا دانشگاه‌: كارآموزی‌ و تولید هنر در دوره‌ قاجار»،

    ادیب‌ برومند عبدالعلی‌ ، موزه‌ هنرهای‌ ملی‌ ،

    اديب‌ برومند عبدالعلى‌ ، هنر قلمدان‌،   

    بامداد مهدی‌ ، شرح‌ حال‌ رجال‌ ايران‌، تهران‌، كتابفروشى‌ زوار؛

    دانش‌ ، «كتب‌ خطی‌ فارسی‌ در كتابخانه‌ موزه‌ عراق‌ در بغداد»،

    درویلم‌ فلور، نقاشی‌ و نقاشان‌ دوره‌ قاجار، ترجمه‌ یعقوب‌ آژند،  

    ذابح‌ ابوالفضل‌ ، هنر قلمدان‌ ، به‌كوشش‌

    ذابح ‌ابوالفضل‌ ، راهنمای‌ موزه‌ هنرهای‌ تزئینی‌ ایران‌ ، با ترجمه‌ انگلیسی‌ كلود كرباسی‌  

    راهنمای‌ موزه هنرهای‌ تزيينى‌ ايران‌، تهران‌، وزارت‌ ارشاد اسلامى‌؛ روزنامة ايران‌،  

    فتحى‌ نصرت‌الله‌ ، «صورتگر بزرگ‌ عهد قاجار»،  

    كريم‌زاده تبريزی‌ ، محمدعلى‌، احوال‌ و آثار نقاشان‌ قديم‌ ايران‌،  

    محفوظ حسينعلى ‌، «كتب‌ خط فارسى‌ در كتابخانه‌ موزه عراق‌»،  

    معصوم‌ عليشاه‌ ، طرائق‌ الحقائق‌، به‌كوشش‌ محمدجعفر محجوب‌،  

    معير الممالك ‌، دوستعلى‌، رجال‌ عصر ناصری‌،   

    محفوظ‌ حسینعلی ‌، قلمدان‌ و سایر صنایع‌ روغنی‌ ایران‌ ؛

    نصرت‌اللّه‌ فتحی ‌، «تصاویر و عكسهای‌ قدیم‌: نقاشیهای‌ اسماعیل‌ جلایر»،   

    هدايت‌ رضاقلى ‌، مجمع‌ الفصحا، به‌كوشش‌ مظاهر مصفا،


    بهـمـن رنجـبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • متنی ترکی درباره شهر نسا قدیم

    ✓ تاریخ درگز: متنی تاریخی با زبان ترکی درباره شهر نسا که توسط جناب آقای بهمن رنجبران گردآوری شده است.

    نسأ شهرنینگ موردنده   

     

    محمد ” نظری دن ” سیز لره بللی بولشی یالی خلق آرا بیرلشن ملت لر غورامه سینینگ ، علمی و فرهنگی بو لیمی (یونسکو) طرفیندان اشکانیلار پایتختی و یا هم پایگاه سی بولان بوگونکی گوزل ترکمنستان اولکه سینده یرلشن. «نسا» شول غورامه نینگ آیراتین یازو سانینه گیریپ جهانی میراث لارینگ بیری دیپ تانلیپ دیر. شول سبابدن سونگقی وقتلارده نسا شهرنینگ تاریخی و مدنی ارزشینی بللایش أوتری ترکمنستانینگ ” میراث مرکزی ” آرقه لی عشق آباد شهرینده بر علمی کنفرانسی گچیریلشی گوزده توتیلیپ ترکمنستانلی و داشاری یورتلی عا لم لار و علاقه مند لردن ایسلاگ بولدی که تا نسا اورده علمی و تحقیقی ایشلری اونگه آلیپ باریب ترکمنستانده گچیریلجک علمی کنفرانسه غاتنا شسا لار. من هم“نسا شهرنینگ اسلام دان سونگقی دورداکی اینگ مهم علمی و ادبی شخصیت لری “عنوانی آستیندا بیرمقاله نی تیارلاییش لیگه اورنیپ اوبجن له دیم. تا أدیپ بیلسم ترکمن لرینگ اوران سانی کوپ تاریخی علمی و فرهنگی میراث لاریندان بیری سنینگ بیر غیره سینی تا نیدش لیگه اورنیغان بولسام دییپ فکر أتدیم و اونی سیز لرینگ خدمتینگزه گوندریارس. “نسا” شهری و اونینگ قلعه سی باره ده و آیراتینم بول ارگینگ آدی گچمشی، تاریخی و دورلی زمانلارده توتان اورنی باره ده، حاضر کی زمانده با ر معلو مات لاره غارانینگده ، اوران کوپ دورلی تویسلی سوزلر و معلومات لاره دووش گلمک بولیار. بیر ناچه لرینگ فکرینه گورا بول شهرینگ ایسکی و قدیمی آدی ” میتری دات کرت ” بولان ” فری ” آدلی عالم بول شهرینگ آدینی پارتونسا دییپ ، نسانی) دورلی تویسلی میوه لی آبادان یر وجای) آدینده گورکزیار . ینه دام یاقوت حموی ” بول شهرینگ گلیپ چقیشی باره ده روایت ادیپ آیدیار:” مسلمان لار بول شهری آلیش اوتری هجومه گیریپ چوزانده حیران غالیپ گوریار لار که نسا ده یاشه یان لارینگ اهلی سی عیال لار بولیپ و ارکک لر بولسه اوروش باشلامانقا شهردن چیقیب گیدیپ دیر لار. یونه بول روایت علمی بار لاغ اورنینه اییه بولوپ بیلمیار. نامه اوچین دیینگده بولسه ؟ اسلام دان اونگکی زمانللار ده دام بول شهرینگ آدی ” نسا ” بولوپ و” نسا ارگی “و نسا شهری آدینداه تانیلیار اکن. کابیر چشمه لرینگ گورکزیشنه گورا نسا شهرنینگ هایسی یرده یرلشن لیگی باره ده دام دورلی تویسلی گورکزمه لره دووش گلمک بولیار. مثال تویسده افغانستانلی تاریخچی “احمد علی کهزاد ” افغانستان در پرتو تاریخ ” آدلی کتابینده نسانینگ یرلشن جایی بارده بویله یازیار:”نساشهرنینگ جایی دوغرسینده کوپ سوز لر بار. کابیر چشمه لرینگ گورکزمگینه گورا “نسایا افغانستانینگ اورته گون دوغار یاریم بولیمینده یر لشن بولسه گره گ … دوغری راغی کابل دریاسی و اندوس )سند) دریاسی اورته سینده آخدار یلیپ وتاپیلسه گره گ.”

    ینه دام شول عالمینگ یازیشینه گورااسکندر مقدونی نینگ حربی کارنامه لارینی شهر تلندیرجی ایشلرنیگ بیری هم اسکندر نسا شهرینه گیریشی بیلن بول شهر نینگ ریسی (باشلغی )” اکوفیس “بیلن دوشیشق گچیریار. شهر باشلیغی اسکندر دن ایسلگ بیلدیریار که ” بکوس یونانی شرابینگ رب النوعی ( یونانی شرابنگ خدایی) اوتری بول شهرده یاشه یان لارینیگ ارکین لیگینه حورمات غوییپ واولارینیگ یاغدای لارینه پاسکل چیلیک اتمز لیگنی ایسله یارواسکندرهم اونگا بویون بولیار.
    ینه بیر یرده،احمدعلی کهزاد،نسایانیسایاحاضرکی افغانستانینگ گون دوغارینده یرلشن،یرلردن کا بیر منطقه لاردان مثال تویسده:”ننگرهار،لغمان،ولاییتنه دگیشلی الیشینگ والینگار دریاسی نینگ اتگینده ویاهم کنرولایتی نینگ “چغه سرای”دیین یرینده نورستانه دگیشلی داغ لارینگ ایچینده یرلشن بولسه گرک دییپ فکربیلدیریار”.معلوم بولیشی یالی ،بول حرمتلی تاریخچی عالم”نیسا”آدلی مقاله سینده تورکمنستانینگ غونگشی لیغینده یرلشن حاضرکی افغانستانه غاراشلی توپراق ده بللی بیر آنیق یره که نسانگ بارلیغینی گورکزیان بولسا ،گرگلی نشانه لاری بیلن آد توتیب گور کز ماندیر. ” اوستا ” کتابینداگوزل ییرله ر . که سانی اون آلتی 16 بولک بولک آیراتین یرله ر بولیپ و نیسا یا آده بییر منطقه نینگ آدی یازیلیپ دیر. اوغانستانلی تاریخچی حرمتلی احمد علی کهزاد ” تاریخ افغانستان “عنوانلی اثرینگ برنجی تومینده بول 16 سانی بولک آیری آیری گوزل یری له ری بویله تانید یار .
    ” اون آلتی سانی آیری آیری بولک اوستایی یرله ربیرینجی باب ” ونیداد ” ترتینه گورا. 1: ایریانم ویجو 2- سغده 3- مورو4- بخدی5- نیسایا 6- هرویو7- ویکرته8- اوروا 9- خنتا 10-هره ویتی 11- هیتومنت 12- راغا 13- کخره 14- و ارنا 15- هپتا هندو 16- رانگه یارانغه” یوقاری ده گورکزلشی یالی ، باشینجی اوستایی بولک یر” نیسایا ” علاقه سی دیر که اونگ یرله شن یری مورو یا ده ماری ( مرو ولایتینگ مرغاب حوزه سی) و بخدی ( بلخ) بیلن بیریرده بلله نیلیپ دیر. بول یر اویستانینگ بللایشی یالی و آدی هم بیر آز اویدگه ییش بیلان تا یاقوت حموی زمانینه قدر میمنه حوالی سینده شهرته اییه بولیپ دیر. یاقوت حموی هم شول یری ” نسا ” یا میمنه آدینده یادلاپ دیر. شویله لیکده اوستانینگ گور کزیشنه گورا و هم تاریخی اثر لرینگ شاهد لیق بریشنه غاراب احمد علی کهزاد نیسایا یا نسانی بخدی و مورو ( مرو و بلخ) او رته سینده یرله شن دییپ دفکر بیلدیر یار یوقاری داکی بریلان معلوماته گورا یازیجی کهزاد ایلکی بیلان نیسایا عنوانلی مقاله سینده و یاهم نسا باره ده اوغانستان نینگ گون دوغار بولگینده ییر له شن دییپ سوز یور تیارده و یونه اونونگ آنیق یرله شن جایینی بلاپ بیلمان و ینه باشغه بیر اثرینده (تاریخ افغانستان) نینگ بیرنجی جلدی نینگ ” اوستایی ییرلرینگ ایچینده حاضیرکی اوغانستان و ترکمنستانینگ “بلخ مرو” و لایت لری اورته سینده یرله شن بیر گوزل و بیر جای دییپ فکر یوریتیار. اشکانی لر یاده هم پارت لارینگ اینگ قدیمی و اسکی یاشه یان ییرو جای لاری تا شول گونه چنلی تا پیلان” نسا یا ” پارتونیسا ” شهری که حاضیر کی ترکمنستان اولکه سنینگ گوزه ل پایتختی “عشق آباد” شهرینگ غولاینده یرله شن دیر. بول اورده ایلکی بیلن 1930 نجی میلادی ییلده روس عالم آرقه لی بولان ییر غازمه لار و اوندان سونگ ترکمنستانلی و ایتالیانلی عالم لاری آرقه لی 1990 نجی ییل ده باشلانان ییر غازمه بارلاغ سبابلی اله گیلان معلومات لار، گور کزیار که نسا شهری ایکی آیری آیری بولیمدن عبارت بولیپ دیر. شهرینگ دمیر غزیق بولیمی” یانگی ویا تازه نسا “آدلانیپ و جنوبی آیری بولیمی بولسه” کهنه نسا”آدینی اوزینه آلیپ دیر بوگون کی گوزه ل ترکمنستانینگ چاگینده اشکانی لار طرفیندان غورشالان شهر لار وعمارت لار ( 6 الی 3) نجی میلادی عصر لارده اوز اصلینده محکم شهرلار حساب بولیپ یونه وقت گچشی بیلان اورتادان گیدش لیگه دوش گلیار لار و شول سانده ” نسا ارگی” 454 میلادی ییلده ییر تتره ییش آرقه لی ویران بولیار. یونه پارت لار و یا هم اشکانی لارینگ اورته گلیش جایی شول منطقه لاردان عبارت بولیپ اشکانی لارینگ زمانینده، خرابه دونان شهر لار وجای لار غایتادان غورالیپ و یا هم تازه شهر لر بنا بولیار.
    شول آخیر وقت لارده ترکمنستان اولکه سنینگ عشق آباد بیلن ” فیروزه ” اورتا سینده ” باقر ” اوبه سینه دگیشلی بولان ییر غازمه لار آرقه لی بولان بارلاغ لار نتیجه سی گورکزیار که اشکانی لار پایتختی بولان ” نسا ” کوشکی گچمیشده نا تویسلی شهرت و شوکته اییه اکنی . حرمتلی اسدالله معطوفی ” تاریخ فرهنگ و هنر ترکمان اثرینده اشکانیلارینگ پایتختلار نینسا ، دارا ، صد دروازه، واساک ” دییپ تانیدیپ، کوپلتدیپ یازیار:” منطقه ده شول آخیرقی بولان ییر غازمه بار لاغ لار نتیجه سینده ییرآستیندان باشغه دام ناچه سانی شول وقت لاره دگیشلی شهرلار تاپیلیپ تاریخچی لار وباستان شناسلار فکر لارینه گورا بول شهر لار ” بلخی – یونانی ” توپارینه دگیشلی بولیپ و اول سانده ” کهنه قلعی ” ،” خیرآباد تپه ” و ” دال ورزین تپه یادام دال ورجین دپه ” ( دوشنبه شهرینه دگیشلی  آنو ” و ” شهر نو” نگ غولاینده یرلاشان ) دییپ آد توتیپ و نسا کوشکینگ زمانینه دگیشلی بولسه گرگ …. ” دییار. نسا زمانینه دگیشلی معطوفی نینگ آد توتان شهر لاریندان ایکی سانسی ( خیرآباد دپه و دال ورجین دپه) حاضرکی اوغانستانینگ دامیر غازغینده یرلشن بلخ ولسوال لیغنینگ اطرافینده بولیپ و کوپ اوزاق زمانلاردان باری شول آدلاردا یادلانیپ وتانیلیپ گلیار. آیراتینم دال ورجین و خیرآباد دپه لرینده ییر غازمه آرقالی تاپیلان سفال نارسه لار که نمونه لاری اوغانستان موزیملیرینده دنیانینگ باشغه موزیملارینده ساقلانیار و اولارینگ یوزینده یازیلان یازو لار جداهم اوزاق زمانلاری گورکزیب و ممکن هم نسا کوشگینک زمانداش شهرلریندان بولسه گرگ .هرحالده نسا شهری اسلام دن اونگ و یا هم اسلام دن سونگ هربیر آدده، تانیلسه دام بول شهر قدیمی و کهنه تاریخه اییه بولیپ ” پارت لارینگ زمانینده شول لارینگ ارگی حساپ لانیپ و اوزاق وقتلار بوینچا شول منطقه آراسینده اولی اقتصادی اهمیته اییه بولیپ دیر نسا شهری اسلام زمانینده ایلکنجی گزک اسلام لشگر لارنینگ سرداری ” ابن عامر ” طرفیندان 31 نجی هجری ییلده فتح بولیپ و شول زمانلارده هم اولی شهرته اییه اکنی . “نسا “نینگ تاریخی گچمیشینه غرانینگده بول ییرده کوپ سانلی عالملارو بیلیملی لار دنیا اینیپ و شول جای ده تربیه گوریپ، بیلیم آلیپ دیرلارواگرده بیز یکه اولارینگ آدلارینی توتیپ تانید جاق بولساق بیر کته و اولی کتاب یازیش آرقه لی بول ایش ممگن بولسه گرگ و بول کیچی مقاله ده ، اول زمانده گچن عالم و بیلیملی لردن آدتوتیپ و گینگ تویسده تانید جاق بولساق ،ممکن ایش بولمسه گره ک .امید اتیارین گلجکده عالم لارمیز نسانیگ تاریخی ارزیشنی گوزده توتیش بیلان نسا ده دنیا اینیپ و اول ییرده پرورش گوریب و اوزلریندان اولی اولی میراث لار غالدیران دانشمند عالم و بیلملی لری بیر آیراتین کتاب آرقه لی گینگ تویسده تانیدشلیغه بیل باغلاب علاقهمند لره هودرلاسه گرک.

     

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • پروژه محور درگز-دوغایی بدون تأخیر به بهره‌برداری می‌رسد

    ✓ جاده درگز: مدیرکل راه و شهرسازی خراسان‌رضوی: پروژه محور درگز-دوغایی بدون تأخیر و در مدت ۴۲ ماه مندرج در قرارداد تکمیل و به بهره‌برداری برسد.

     

    جاده شهرستان درگز

     

    محمدرضا قلندر ظهر امروز در جلسه راهبردی احداث محور اصلی درگز-دوغایی از ابتدای مهرماه اظهار کرد: پروژه احداث محور درگز به دوغایی از مهم‌ترین پروژه‌های مورد تأکید وزارت راه و شهرسازی است که اهمیت آن نیز متاثر از اهمیت این مسیر ترانزیتی است.

    وی با اشاره به فعالیت چهار پایانه مرزی در خراسان‌رضوی خاطرنشان کرد: دو پایانه مرزی باجگیران و لطف آباد در منطقه مرزی درگز واقع شده و عبور سالانه 140 هزار خودروی سنگین ترانزیتی از محور قوچان- درگز علاوه بر ایجاد مشکلات ترافیکی و ایمنی، در روال زندگی ساکنان این منطقه نیز مشکل ایجاد می‌کند.

    مدیرکل راه وشهرسازی خراسان‌رضوی تصریح کرد: وجود محور قدیمی و با ظرفیت ترافیکی پایین برای دستیابی به پایانه‌های مرزی منطقه بزرگترین مانع در راه رونق صنعت ترانزیت و شکوفایی اقتصاد منطقه است، لذا ایجاد یک محور مناسب برای کاربری ترانزیتی، کاهش بار ترافیکی و افزایش ظرفیت گذر، در کوتاهترین زمان ممکن لازم وضروری به نظر می‌رسد.

    قلندر مسیر فعلی اتصال دو شهر درگز و دوغایی به طول 150 کیلومتر و عبور از مناطق کوهستانی سخت، مسیری نامناسب چه برای کاربری ترانزیتی و چه برای کاربری سیاحتی عنوان کرد و گفت: مسیر جدید طراحی شده برای اتصال درگز به سه راهی دوغایی با عبور از گردنه‌های الله اکبر و خادمانلو در نهایت از مسیر تبارک به سه راهی دوغایی می‌رسد و بدین طریق این محور 66 کیلومتر کوتاهتر می‌شود که علاوه بر کوتاه شدن زمان سفر، صرفه جویی قابل توجهی در هزینه‌های جاری ترانزیت کالا به ویژه مصرف سوخت به همراه دارد.

    رئیس شورای هماهنگی راه و شهرسازی خراسان‌رضوی محور درگز، خادمانلو، تبارک، دوغایی، سلطان آباد، سبزوار، تهران را از جمله مهم‌ترین محورهای شریانی کشور برشمرد که تأثیر فراوانی در رونق اقتصادی منطقه و اتصال مراکز تجاری و صنعتی مرکز و جنوب کشور با مرزهای شمالی و کشورهای همجوار دارد که در حال حاضر در دو محور درگز-دوغایی و سبزوار-سلطان آباد-دوغایی در حال اجرای بهسازی و ارتقای کیفیت مسیر است.

    وی اعتبار مصوب پروژه قطعه دوم درگز، خادمانلو، تبارک، دوغایی را 253 میلیارد تومان اعلام کرد و افزود: این پروژه بزرگترین پروژه ریالی وزارت راه و شهرسازی است که تاکنون مستقل از شرکت «ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور و به صورت استانی اجرا شده و تمام هزینه‌های آن نیز از محل فروش سهام شرکت‌های دولتی تأمین می‌شود و با تأمین 50 میلیارد تومان در امسال عملیات اجرایی آن آغاز می‌شود.

    مدیرکل راه و شهرسازی خراسان‌رضوی، طول کل قطعه دوم محور درگز-دوغایی را نزدیک به 5.13 کیلومتر عنوان کرد که 5 هزار و 263 متر از این مسیر متشکل از پنج تونل کوچک و بزرگ است، گفت: کوتاهترین تونل این مسیر دارای 153 متر طول و طولانی‌ترین آن 3 هزار و 545 متر به عنوان طولانی‌ترین تونل کشور است.

    وی حجم عملیات خاکی احداث این پنج تونل را 3 میلیون و740 هزار متر مکعب و حجم عملیات بتن ریزی و قالب بندی را 125 هزار متر مکعب اعلام کرد و افزود: 412 هزار متر مکعب حفاری تونل، 55 هزار متر مکعب بتن ریزی لاینینگ، 2 هزار و 200 تن قاب گذاری آهنی و میلگردی، 172 هزار متر مکعب قالب بندی تونل از جمله عملیات مورد نیاز جهت اجرای این قطعه است و اجرای 60 هزار مترمکعب زیراساس، 2میلیون و 800 هزار متر مربع آسفالت در دستور کار پروژه قرار دارد.

    قلندر اجرای سریع این پروژه را از دستورات مؤکد وزیر راه و شهرسازی و مورد حمایت همه جانبه وزارتخانه اعلام کرد و گفت: پس از تحویل سریع زمین از جانب مدیریت ساخت و توسعه راه‌های اداره کل به پیمانکار برای آغاز به کار پروژه، ارائه برنامه زمان‌بندی دقیق، استقرار سامانه قوی کنترل پروژه و ارائه گزارشات دوره‌ای مستمر از جانب پیمانکار به اداره کل از پیش شرط‌های آغاز عملیات اجرایی است.

    وی افزود: اداره کل نیز با انتصاب یک مدیر پروژه قوی، بر روند اجرای برنامه‌های زمانی و مراحل عمرانی نظارت دقیق می‌‌کند و باید تلاش کرد همزمان با تکمیل عملیات عمرانی پنج دستگاه تونل، کل قطعه 5.13 کیلومتری تکمیل و بهره‌برداری شود.

    قلندر با اشاره به هدف پروژه در احداث یک محور اصلی سه خطه دارای مسیر کندروی خودروهای سنگین و دو منظوره ترانزیتی و سفری، ابراز امیدواری کرد: پروژه بدون تأخیر و ظرف مدت 42 ماه مندرج در قرارداد تکمیل و به بهره‌برداری برسد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی برهانی نسوی بزرگ شاعری از تاریخ شهرستان درگز

    ✓ مشاهیر درگز: معرفی یکی از مشاهیر و نامداران تاریخی شهرستان درگز که شاید معرفی وی تا کنون مغفول واقع شده باشد. برهانی نسوی شاعری بزرگ و تواناست که در دستگاه سلجوقیان به مقام ادیب مختاری معروف می شود.

     

    بهمن رنجبران: با تحقیق در باره زندگی مشاهیردرگز، به شاعر بزرگی از نسا به نام برهانی نسوی برخوردم. برهانی نسوی شاعری بزرگ و توانا بوده و مقام امیرالشعرا، ملک الشعرا و اديب مختاری، دستگاه سلجوقیان را داشته است. به نظر این شاعربزرگ تاکنون درفهرست مشاهیر و مفاخر نسا و درگز، معرفی نشده است.


    مختصری از زندگینامه برهانی نسوی

    امیر الشعراء برهانی نسوی (تولد 409،وفات 465 قمری)

    امیر الشعرا ابوعبدالله محمد بن عبدالملک برهانی نسوی از شاعران‌پارسى‌گوی قرن پنجم هجری ‌، كه ‌در دربار سلجوقيان‌ به‌ ويژه ‌نزد الب‌ارسلان ‌و ملكشاه‌مقرّب‌ ومعزّز بود . اصل‌برهانى‌را از شهر نسا دانسته‌اند. برهانی نسوی اميرالشعرای ‌دربار سلجوقى، بخصوصامیرالشعرای دوره‌ی آلب ارسلان سلجوقی(421-466 هـ.ق.)‌بود  

    عبدالملك برهانی نسوی  به دو زبان فارسی و عربی، سخن می‌سروده و در دوره‌ی آلب ارسلان سلجوقی، مرتبه‌ی اميرالشعرايی يافته است.

     امیر معزّی  ، شاعر شهیر، پسر اوست که به پدر فخر کرده و خود را جانشین و وارث مهارت و استادی او شمرده است . امیر معزّی را در آغاز شاعری «پسر برهانی » می نامیدند (نظامی عروضی ، ص 66ـ68). برهانی در قطعه ای مشهور پسرش را به ملکشاه سلجوقی سپرد.

    برهانی، در آغاز پادشاهی ملكشاه و در سال 466 يا اندكی بعد از آن در شهر قزوين، پس از تحمل بيماری، از سرای فانی رخت بربسته است.

    عبدالملک بُرهانی نسوی ، از شاعران خراسان در قرن پنجم . با توجه به بیتی از امیر معزّی که در آن عمر برهانی را 56 سال دانسته است، می توان سال تولد او را حدود 409 تخمین زد (معین ، ص 7ـ 8)

    برهانی ملک الشعرای دستگاه سلجوقیان ، و معاصر و مداح الب ارسلان بود . او سبک منوچهری را، در تتبع اشعار عرب و آوردن مضامین تازیِ بسیار در شعر فارسی ، دنبال کرد و امیر معزّی این شیوه را به کمال رساند. عبدالملک مورد علاقه و اعتماد الب‌ارسلان بوده است. و تخلص برهانی گرفته شده است از لقب آلب‌ارسلان یعنی برهان‌المؤمنین.

    از  برهانی، کتاب و اثر مستقلی در دست نیست و از وی تنها دو بيت عربی و دو قطعه‌ی فارسی به روزگار ما رسیده است. اوحدي‌بليانى ،برهانى ‌را شاگرد اديب‌مختار زوزنى‌دانسته‌است‌.


    از برهانی جز یک قصیده، که اشتبا‌ها به منوچهری نسبت داده شده است، چند بیت از تشبیبِ قصیده‌ای در مونس الاحرار، بیت معروفی در توصیه پسرش به ملکشاه، و یک قصیده که در دیوانهای خطی و چاپی منوچهری به اشتباه وارد شده، اثر و سروده دیگری در دست نیست

    در باره عبدالملک برهانی در لغت نامه دهخدا چنین آمده است :

    برهانی . ] ب ُ ] (اِخ ) امیرالشعراء.ازشاعران اوایل عهد سلجوقی و معاصر و مورد علاقه ٔ الب ارسلان و پدر معزی شاعر معروف است. برهانی در قطعه ای مشهور پسرش را به ملکشاه سلجوقی  سپرد و خود درآغاز دولت ملکشاه (جلوس 465 هَ . ق .) به سال 465، درقزوین درگذشت . اشعاری از او در تذکره ها و کتب ادبی ثبت است . (از فرهنگ فارسی معین ).

    برهانى‌با شاعرانى‌چون‌ ‌لامعی گرگانی  ، سوزنی سمرقندی  ، جمالی مهریجردی و عمعق بخارایی همدوره و همعصربودند واز جمله ممدوحان اویند و با لامعى‌مناظره‌ و مشاعره نیز‌داشته است .

    تخلّص برهانی احتمالاً مأخوذ از لقب او، برهان امیرالمؤمنین ، است ؛ ملکشاه ؛ کمال الدوله ابورضا فضل الله بن محمد زوزنی ، صاحب دیوان انشاء و اشراف که به احتمال قوی برهانی قصیدة «سلامٌعلی ' دارِ اُمّالکواعب » را در ستایش او سروده و آن یگانه قصیدة کاملی است که از او به جا مانده است

    برهانی نسوی ‌با سرودن‌قطعه‌ای که بعدها‌ شهرت‌ ويژه‌ای ‌يافت‌، فرزند خود را به‌ملكشاه ‌سپرد و سلطان‌نيز مستمريی ویرا‌ برای فرزندش‌ برقرارساخت‌.
     

    آن بیت چنین بوده است:

    من رفتم وفرزند من آمد خلف صدق

    او را به  خدا و به  خداوند سپردم

     

     

    تقی اوحدی درباره برهانی نسوی در «عرفات» چنين گفته است:

    «استاد برهانی، به غايت عالی طبيعت ، خوش فهم ، نكته سنج ، نديم ، هزّال ، حاضرجواب، بلندهمت بوده و در همزبانی‌ها وصحبت و شيوه‌ی اختلاط بسيار كامل افتاده. اميرمعزی، نوباوه‌ آن شجر است نظامی اگر چه صحبت او را درنيافته اما از امير معزی مردمی و احسان بسيار نقل ميكند و بعد از آن ميگويد كه استاد برهانی در اوقات وفات امير معزی را به خدمت ملكشاه برده سپرد با اين قطعه كه نظام الملك در وقت شهادت تضمين كرده كه آخرش اين است: مصراع «او را بخدا و بخداوند سپردم» و با اسم وی مشهور گشت .و برهانی، همان اديب مختار است:

     

    هر آن روزی كه باشم در خرابات

    همی ‌يارم چو موسی در مناجات

    چو از بند خرد آزاد گردم

    هراسانم ز تهديد مجازات

     

    برهانی نسوی، بر اثر تیرى كه در شكارگاه شاه به او اصابت كرد، در قزوین درگذشت. از وى اشعارى چند باقى مانده است، معزى مى‏گوید: پدرم در دم واپسین در آن قطعه كه سخت معروف است- مرا به سلطان ملكشاه سپرد. در این بیت:


    من رفتم وفرزند من آمد خلف صدق
    او را به خدا و خداوند سپردم

     

    سوابق شهرت و خدمت برهانی به دولت سلجوقی، معزّی را در آغاز كار شاعری، به دربار ملكشاه رهبری كرد و به اعتبار فرزندی اميرالشعرا -برهانی- مورد نوازش و مساعدت بزرگان واقع گشت تا آن‌كه، اميرالشعرای دربار سلجوقي شد. چنان‌كه خود در اين دو بيت بدان معنی، اشاره ميكند:

     

    خسروا شاها گر آمد عمر برهانی به سر

    تـا قيامت وارث عمر چنــان چاكـــر تويی

    جان او هر ساعتی گويد كه ای فرزند من

    پيش سلطان جهان، حق مرا حقور تويی

     

     

    اطلاعاتی كه راجع به تاريخ زندگانی برهانی در تذكره‌ها موجود است، منحصر به همان داستانی است كه نظامی عروضی از پسرش – اميرمعزّی- شنيده و در «چهار مقاله» نقل كرده است. برهانی نسوی تقريبا از نهصد سال پيش به اين طرف همواره معروف بوده است.

     نظامى‌عروضى‌به ‌نقل‌از فرزند وی ‌معزی‌، او را «مردی ‌جلد و شهم‌ ». معرفى‌كرده‌است‌ معزی ‌نسب ‌خانواده خود را به‌سامانيان‌مى‌رساند.

    بسياری ‌از سلاطين ‌و وزيران‌هم‌عصر، ممدوح ‌برهانى‌بودند ، كه ‌برجسته‌ترين‌آنان‌ الب‌ارسلان ‌و ملكشاه ‌سلجوقى‌ است‌. نظامى‌عروضى به‌نقل‌ از معزی ‌آورده‌است‌كه ‌: «الب‌ارسلان‌را در حق‌او اعتقادی ‌بود». معزی ‌نيز خود از حرمت‌بسيار پدر نزد سلطان‌سخن‌ گفته‌است‌ ؛ همين‌امر، بسياری ‌را بدين‌ نتيجه‌ رسانده ‌كه‌ برهانى‌، تخلص‌خود را از لقب آلب‌ارسلان‌، يعنى‌«برهان‌اميرالمؤمنين‌»برگرفته‌است‌.برهانى‌نزد ملكشاه ‌نيز تقرب‌داشت‌ و در سفرهايی بسيار همراه‌ او بود  .

    برهانی نسوی ‌از شاعران‌معروف‌ دوره خود بود، اما از مجموع ‌سروده‌های ‌وی ‌، ابياتى‌ پراكنده ‌و محدود باقى‌مانده‌است‌ كه ‌در مجموعه‌ايی خطى‌نك: اقبال‌، «د» و نيز توسط برخى‌مانند معزيی و رادويانى ‌ص‌10-11 نقل‌شده‌است‌.

     نظامى‌عروضى‌ در چهارمقاله آورده‌است‌كه: ‌معزی ‌پايگاه ‌شاعری ‌پدرش‌را بسياربالاترازخود مى‌دانسته‌ است‌ و اين ‌سخن‌از معزی ‌است‌ كه‌: «آنچه‌از او آمد، از من‌همى‌نيايد»

    قطعه‌ی معروفی كه برهانی نسوی، هنگام وفات خود سروده و پسرش، امیرمعزی را بدين‌وسيله جانشين خويش معرفی كرده در برخی متون تاريخی به ديگران نسبت داده شده ، در این رابطه بررسیهایی شده که پرده‌ی ترديد و ابهام از روی آن برداشته شده تا گوينده‌ی قطعه، به طور قطع و مسلّم، معين شود:

     

     

    در این باره نظامی عروضی چنین گفته است :

    در سال پانصد و ده، كه سنجر برای استفاده از خرمی بهار طوس در دشت طرق (تروق) مقام كرده بود با قصيده‌ای برای تحصيل صله به درگاه سنجری آمد و شعر خويش را بر اميرالشعرا –معزی- عرضه داشت و از آسيب زمانه و گرفتاریهای‌ روزگار، پيش او گله آغاز كرد، معزی، برای دلداری و اميدوار ساختن نظامی، از آغاز كار شاعری و بی ‌سر و سامانی خود شرحي ايراد نمود كه نظامي در كتاب «چهار مقاله» آن را نقل كرده است: «پدر من اميرالشعرا برهانی نسوی رحمة‌الله در اول دولت ملكشاه به شهر قزوين، از عالم فنا به عالم بقا تحويل كرد و در آن قطعه كه سخت معروفست مرا به سلطان ملكشاه سپرد در اين بيت:

     

    من رفتم و فرزند من آمد خلف صدق

    او را خدا و بخداوند سپردم

    پس جامگی و اجرای پدر به من تحويل افتاد و شاعر ملكشاه شدم ....»

    نويسندگانی كه ماخذ گفتار ايشان درباره‌ی معزی، «چهار مقاله» ی نظامي عروضي بوده، غالبا با اندكي اختلاف، اين داستان را نقل كرده‌اند. مثلا نويسنده‌ي مقدمه‌ي «ديوان اميرمعزي» كه نسخه‌ي آن به سال 713 نوشته شده و در كتابخانه‌ي ديوان هند لندن موجود است، همين داستان را به طور خلاصه، نقل مي‌كند و مير محمد تقي كاشاني، قسمتي از اين حكايت را با اندك اختلافي در «خلاصة الاشعار» خود ذكر كرده است.

     

    در باره شعر فوق چنین میتوان نوشت :

    در جلد دوم «لباب الالباب» محمد عوفی كه فعلا تنها مأخذ ما از آن كتاب، همان چاپ برون است، در آغاز باب دهم، كه راجع به شعرای آل سلجوق میبا‌شد، مقداری افتادگي دارد و نخستين ترجمه‌ی حالی كه در اين قسمت ذكر شده به نام و عنوان «ابوالحسن علی بهرامی سرخسی» چنين آغاز مي‌شود:

    «... به جوهر ذات تو قايم شد و نزديك آمد كه منزل احبا را وداع و ندای اجل را سماع كند كه اين چند بيت به دست پسر به حضرت فرستاد:

     

    يك چند باقبال تو ای شاه جهانگير

    گرد ستم از چهره ايام  ستردم

    طغرای نكونامی و منشور سعادت

    نزد ملك العرش بتوقيع تو بردم

    آمد چهل و شش ز قضا مدت عمرم

    در خدمت درگاه تو صد سال شمردم

    بگذاشتم اين خدمت ديرينه بفرزند

    وندر سفر از علت ده روزه بمردم

    رفتم من و فرزند من آمد خلف صدق

    او را بخدا و بخداوند سپردم

     

    و اشعار تازی او مطبوع است و او پيوسته در مصاحبت اسمعيل بن غصن بودی و اين دو بيت تازی در مدح او گفته است:

    سَقاني تحتَ غصن الورد وِرداً

    يُكسّبُك الصائع ابنُ غُصنٍ

    غزالٌ لويُباری البدر اَربی

    علي البدر اكمنير بالف حُسنٍ

     

    حمدالله مستوفی در «تاريخ گزيده» ضمن حوداث روزگار پادشاهي ملكشاه چنين مي‌نويسد:

    «... نظام الملك را هم در آن چند گاه در سهنه، فداييان ملحد در ثاني عشر رمضان سنه خمس و ثمانين (485) شهيد كردند و اين اولين خوني بود كه فداييان در ايران كردند و اين ابيات گفت:

     

    سی سال باقبال تو ای شاه جوانبخت

    گرد ستم از چهره ايام ستردم

    چون شد ز قضا مدت عمرم نو و شش

    منشور نكونامی و طغرای سعادت

    پيش ملك العرش بتوقيع تو بردم

    بگذاشتم اين خدمت ديرينه به فرزند

    او را بخدا و بخداوند سپردم

     

    تقی اوحدی  در «عرفات» چنين می‌نويسد:

    «استاد برهاني، به غايت عالي طبيعت، خوش فهم، نكته سنج، نديم، هزّال، حاضرجواب، بلندهمت بوده و در همزباني‌ها و صحبت و شيوه‌ي اختلاط بسيار كامل افتاده. اميرمعزي، نوباوه‌ آن شجر است نظامي اگر چه صحبت او را درنيافته اما از امير معزي مردمي و احسان بسيار نقل مي‌كند و بعد از آن مي‌گويد كه استاد برهاني در اوقات وفات امير معزي را به خدمت ملكشاه برده سپرد با اين قطعه كه نظام الملك در وقت شهادت تضمين كرده كه آخرش اين است: مصراع «او را بخدا و بخداوند سپردم» و با اسم وي مشهور گشت و اين انتحال به سبب اظهار حال و شهرت آن مقال بوده و در آن زمان و يقين كه شعر برهانی است چه سخن نظامي، سند است كه از امير معزي شنيده و محمد عوفي آن را از اديب مختار نقل كرده و غالبا برهاني، همان اديب مختار است:

    هر آن روزی كه باشم در خرابات

    همي ‌يارم چو موسی در مناجات

    چو از بند خرد آزاد گردم

    هراسانم ز تهديد مجازات

     

    از آن‌چه اوحدي در اينجا گفته، دو موضوع استنباط مي‌شود: يكي آن كه نظام‌الملك نيز قطعه‌ای در اين زمينه گفته و از سخن برهانی در آن تضمين ساخته است. ديگر آن‌كه اديب مختار كه در «لباب الالباب» گوينده‌ی قطعه منظور، معرفي شده همان برهانی پدر امير معزی است 

    دو بيت عربی و دو قطعه‌ی فارسی از گفتار او باقیمانده، بقيه‌ی اشعارش شايد مانند سخنان بسياری از گويندگان قديم نابود شده باشد.

     

    منابع و مآخذ

    اقبال‌آشتيانى‌، عباس‌، مقدمه‌بر ديوان‌معزی

    اوحدی‌بليانى‌، محمد، عرفات‌العاشقين‌

    صفا، ذبيح‌الله‌، تاريخ‌ادبيات‌در ايران‌

    جاجرمى‌، محمد، مونس‌الاحرار

    رادويانى‌، محمد، ترجمان‌البلاغة،

    معزی‌، محمد، ديوان‌، به‌كوشش‌عباس‌اقبال‌آشتيانى‌

    محمد معین،«برهانى‌و قصيدة او»،

    نظامى‌عروضى‌، احمد، چهار مقاله‌،

    محمدبن بدرالدین جاجرمی ، مونس الاحرار فی دقائق الاشعار ،

    نفيسى‌، سعيد، تاريخ‌ نظم‌ و نثر در ايران ‌و در زبان‌فارسى

    هدايت‌، رضاقلى‌، مجمع‌الفصحا

    محمد بن بدرالدین جاجرمی، مونس الاحرار فی دقائق الاشعار


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • زهره قائمی مسئول عملیات ترور صیاد شیرازی به هلاکت رسید.

    ✓ تبریک به ایرانیان تبریک به درگزی ها: زهره قائمی از اعضای شورای مرکزی گروهک تروریستی منافقین و مسئول عملیات ترور سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بود، به هلاکت رسید.

        

    شهید صیاد شیرازی

     

    طی حمله‌ای که عصر روز ۱۰ شهریور توسط گروهی از شیعیان جنوب عراق به پادگان اشرف صورت گرفت، ۵۲ تن از اعضای گروهک تروریستی منافقین به هلاکت رسیدند. در میان معدومین این گروهک افرادی همچون زهره قائمی (مسئول عملیات ترور سپهبد شهید علی صیاد شیرازی) و گیتی گیوه‌چیان‌زاده از اعضاء رده بالای این گروهک تروریستی به چشم می‌خورند.

    گفتنی است که زهره قائمی از خودفروختگان گروهک تروریستی منافقین بود که مسئولیت عملیات ترور سپهبد شهید علی صیاد شیرازی را بر عهده داشت. وی از محافظان مسعود رجوی و معاون مریم قجر عضدانلو (رجوی) بود که در شورای مرکزی این گروهک تروریستی نیز حضور داشت. وی پس از مجروح شدن طی یک درگیری در سال ۲۰۰۹ با هلی کوپتر به بیمارستان ارتش آمریکا در بغداد منتقل شده و تحت درمان قرار گرفته بود. پس از استقرار منافقین در کمپ لیبرتی، وی به همراه تعدادی دیگر از اعضای فرقه رجوی در پادگان اشرف مستقر بود و مسئولیت این پادگان را بر عهده داشت.

    عصر روز ۱۰ شهریور ماه، گروهی از مجاهدین مسلح به انتقام خون شهدای انتفاضه شیعیان کربلا و نجف و جنوب عراق که توسط این فرقه تروریستی به خاک و خون کشیده شده بودند، با ورود به این پادگان؛ به روی اعضای این گروهک آتش گشودند.

    برخی از تحلیل‌گران و نیز منابع نزدیک به این گروهک تروریستی معتقدند؛ سران این گروهک تروریستی عمدا اعضای سالخورده و رده بالای خود را در این پادگان مستقر کرده بود تا در دسترس مجاهدین عراقی قرار گیرند. رفتارشناسی این سازمان نیز این احتمال را دور از ذهن نمی‌داند که رجوی عامدانه و آگاهانه با بر جای گذاشتن اعضای شاخص خود در اشرف آنان را مشمول پاکسازی و تصفیه درون سازمانی دیگری نموده است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • رشد ۴۷ درصدی صادرات از گمرک لطف‌آباد درگز

    ✓ جواد جوادی: فرماندار درگز با اعلام این که ترانزیت خروجی کالا از این گمرک در مدت یاد شده نسبت به مدت مشابه سال قبل، 47 درصد رشد داشته است افزود: از ابتدای امسال تاکنون تعداد 19 هزار و 937 دستگاه کامیون حامل 375 هزار و 723 تن کالای ترانزیتی شامل ماشین آلات خدماتی، قطعات اتومبیل، اتومبیل سواری و لوازم خانگی به خارج از کشور ترانزیت شده است.

     

    بسید جواد جوادی - فرماندار درگزه گزارش خبرگزاری تسنیم از درگز، سید جواد جوادی در جلسه شورای اداری این شهرستان که در محل فرمانداری درگز تشکیل شد اظهار کرد: پایانه مرزی لطف آباد به لحاظ میزان ورود و خروج کالاهای ترانزیتی، چهارمین پایانه مرزی کشور و نخستین پایانه مرزی استان محسوب می‌شود.

    فرماندار درگز عنوان کرد: عمده کالاهای صادراتی از این پایانه شامل مصالح ساختمانی ، میوه و تره بار با وزن تقریبی حدود 81 هزار تن بوده است.

    جوادی گفت: ترانزیت خروجی کالا از این گمرک در چهار ماه ابتدایی امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، 47 درصد رشد داشته است.


     

    گمرک لطف آباد


    به گزارش خبرگزاری مهر، فرماندار درگز از رشد 65 درصدی صادرات کالا از گمرک مرزی لطف آباد در چهارماه نخست سالجاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته خبر داد.

    جواد جوادی با اعلام این خبر اظهار کرد: عمده کالاهای صادراتی شامل مصالح ساختمانی، میوه و تره بار با وزن تقریبی حدود 81 هزار تن بوده است.

    فرماندار درگز با اعلام این که ترانزیت خروجی کالا از این گمرک در مدت یاد شده نسبت به مدت مشابه سال قبل، 47 درصد رشد داشته است افزود: از ابتدای امسال تاکنون تعداد 19 هزار و 937 دستگاه کامیون حامل 375 هزار و 723 تن کالای ترانزیتی شامل ماشین آلات خدماتی، قطعات اتومبیل، اتومبیل سواری و لوازم خانگی به خارج از کشور ترانزیت شده است.

    جوادی حجم ترانزیت ورودی کالا به کشور را در همین مدت 208 هزار و 500 تن شامل پنبه و الیاف مصنوعی اعلام کرد که در مقایسه با سال گذشته، 41 درصد رشد داشته است.

    وی بیان کرد: از ابتدای امسال تاکنون تعداد 19 هزار و 937 دستگاه کامیون حامل 375 هزار و 723 تن کالای ترانزیتی شامل ماشین آلات خدماتی، قطعات اتومبیل، اتومبیل سواری و لوازم خانگی به خارج از کشور ترانزیت شده است.

     

    فرماندار درگز حجم ترانزیت ورودی کالا به کشور را در همین مدت 208 هزار و 500 تن شامل پنبه و الیاف مصنوعی اعلام کرد که در مقایسه با سال گذشته، 41 درصد رشد داشته است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • جنگ کرنال و فتح هندوستان توسط نادر

    ✓ نادر شاه افشار! اسنادی مربوط به ترک و ترکمن بودن نادر شاه افشار و مستنداتی از جنگ های مختلف نادر شاه و نامه نگاری ها و ارتباطات بین المللی



    بهمن رنجبران:

    * جنگ کرنال و نامه نادرشاه به سلطان محمود عثمانی 

    * نادر شاه در نامه به سلطان محمود عثمانی خود را ترکمن میخواند

    * نادرشاه ، سلطنت هندوستان را به محمد شاه گورکانی به علتداشتن دوحه ترکمانی ، تفویض میکند 


    جنگ کرنال

    جنگ کرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷، ۱۵ ذی‌القعده ۱۱۵۱، ۱۳ فوریه ۱۷۳۹) جنگی است کهنادرشاه افشار طی آن هندوستان را فتح کرد. دلیل وقوع این جنگ، فرار افغان‌هاییاغی به هندوستان، و عدم تسلیم ایشان توسط محمدشاه، پادشاه هند بوده‌است.پس از شکست اشرف افغان در ادامه نبرد دامغان و مورچه خورت اصفهان و فرار آنانبه هرات و قندهار، به تعقیب افغانها پرداختند و پس از درگیری در قندهار، آنها رامنهدم و شهر را تصرف کردند. بقایای افغانهای مهاجم به دهلی گریخته و به محمدشاه گورکانی پناه بردند.نادر با اعزام فرستادگانی به دربار هند خواستار استردادفرماندهان و افسران افغان به دربار ایران شد. پس از رسیدن فرستادگان نادر بهدهلی و اعلام استرداد پناهندگان افغان به ایران محمد شاه با مشورت امیران و وزیران درگاهش رأی به عدم استرداد پناهندگان به ایران داده شد و با فرستاده نادر بهتندی برخورد نمود و نهایتاً او را به قتل رساند و به این ترتیب زمینه و بهانه لازم راجهت لشکرکشی و حمله نادر را به هند فراهم نمود .چون مشاوران او هرگز تصورنمی‌کردند که سربازان نادر بتوانند افغانستان را کامل فتح کرده و قصد دهلی کنند و از طرفی با وجود لشکریانبیشمار هندی و ذخایر مالی اطمینان داشتند که نادر بهفکر حمله به هند نخواهدبود. اما مقدر چنین بود که شاه ایران، با حدود دوازده هزارسرباز ورزیده حملات خود را به هند آغاز کند و پس از  [...]

    برای مطالعه ادامه این مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نقدی بر نوشته های کلیم الله توحدی درباره نادر شاه افشار

    ✓ نادر شاه افشار: نقدی درباره نوشته های جناب آقای کلیم الله توحدی درباره اصلیت نادرشاه افشار



    نامه یکی از  بازدیدکنندگان بخش تاریخی سایت


    جناب آقاي کیانوش انصاري - نویسنده محترم سایت شهرستان درگز
    با سلام و احترام

    محمد مرادي: در مقدمه نوشته خودم با احترام و ادب باید بگویم که در نوشته من نه تعصب قومی و قبیله ای وجود دارد و نه اینکه غم دیگری دارم به عقيده من اگر به اشتباهاتی که در نوشته های تاریخی و جناب آقای توحدی و همفكران محترمشان با قاطعيت جواب داده نشود همچنان به نگاشته های اشتباه تاریخی خود ادامه خواهند داد و اين نوشته‌ها براي آينده حكم سند را خواهند داشت. در آن صورت تاريخ در خصوص اصالت قومي ايل جليل افشار با قاطعيت نه بلكه با ترديد سخن خواهد گفت. هم اكنون نيز پاره‌اي از نويسندگان در خصوص اصالت افشارها همان نظرات آقاي توحدي را در آثار خود منعكس مي‌نمايند. براي مثال به كتاب سنت و مدرنيته دكتر صادق زيبا كلام مراجعه نماييد (صص31و32) ايشان با اين كه استاد علوم سياسي هستند و شايد در بيشتر مسائل تاريخي مطالعات اوليه را دارند و تاريخ را بيشتر از منظر سياست مطالعه كرده باشند، لذا افشارها را كرد خوانده‌اند. روزي امثال آقاي توحدي به اين نويسندگان مطرح كشور استناد خواهند كرد و سعي خواهند نمود تا حرف خود را به كرسي بنشانند. بنده به آقاي زيباكلام در خصوص مطالب خلاف واقعشان نامه مفصلي را فرستاده‌ام و اميدوارم كه نسبت به اصلاح آن اقدام نمايند، اما با اين همه دوستان چه به عمد و چه غیر عمد خوراك خوبي برای تحریف تاریخ به يادگار گذاشته‌اند. پس جناب آقای انصاری بیایید از رسالت خودمان در برابر تاریخ و نسل های آینده شانه خالی نکنیم
    شما مي‌توانيد با اصلاح يا حذف مواردي كه صلاح مي‌دانيد مطالب بنده را در سايتتان منتشر کنید. و از بازدیدکنندگان گرامی سایت شما نیز دعوت می کنم چنانچه نقد و نظر و سندی داشتند حتما ارائه بکنند. من فکر می کنم به عنوان یک ایرانی در حال انجام وظیفه خویش در برابر تاریخ هستم و نقدها و صدایم صحیح است. اگر کسی بتواند من را قانع و از اشتباهاتم آگاه بکند قطعا حق استادی بر گردن ما خواهد داشت. اما به واقع تمام درد من اتفاقاتیست که در تلاش است تا به تحریفی در تاریخ بدل شود.
    به همین دلیل از آنجا که صاحب یک سایت فعال و بی طرف هستید از حضرتعالی درخواست دارم نوشته اینجانب را در کنار دیگر نوشته های سایتتان قرار دهید تا مردم ببینند و بخوانند و قضاوت کنند.


    عنوان مقاله: تحريف واقعيات تاريخي در مورد افشارها

    جناب آقای توحدی یکی از کرد زبانان علاقه مند به تاریخ ایران که گویی تعصب و علاقه عجیبی به زبان و نژاد خود دارد نوشته ها و مقالات بسیاری را در باب تاریخ کرمانج های عزیز به رشته تحریر درآورده و می آورد. اما صد حیف و افسوس که گویی این علاقه شدید ایشان به کرمانج ها و کرمانجی باعث شده است که در نوشته ها و انتشار تحصیلات و معلومات خودشان برای کردها حساب ویژه ای باز کرده و بسیاری از وقایع تاریخی را به شکل عجیبی [...]

    برای مطالعه این نوشته انتقادی و تاریخ روی ادامه مطلب کلیک کنید


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • کیانوش انصاری: توسعه اعتدال گرایی و پیشرفت در ایران

    ✓ اعتدال گرایی!!! بعد از پیروزی در انتخابات و شروع به کار قانونی دولت اعتدال گرا فرصت آن رسیده است که اعتدالگرایی را تعریف و آینده مد نظر خودمان را طرح و ترسیم کنیم.


     
     یک فرهنگ خوب به راحتی میتواند یک مملکت را به توسعه برساند.
     
     

    توسعه اعتدال گرایی و پیشرفت در ایران
    کیانوش انصاری
     
     
    توسعه و پیشرفت اجتماعی مفهوم های بسیط و مختلفی هستند اما در ظاهر و به صورت کلی همواره زیبا و ستودنی بوده اند. همیشه جامعه و تمام عناصر آن دوست داشته تا جامعه پیشرفت بکند لیکن همیشه این موضوع که کدام پیشرفت صحیح است و به توسعه ختم می شود بانی بحث ها و رقابت های اجتماعی و سیاسی در جامعه شده است.

    ایران عزیز ما و جامعه ی بزرگ و مستعد آن نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیست. همه معتقدند که کشور باید پیشرفت داشته باشد و تمام نخبگانش می خواهند جامعه ی آنها همراه با توسعه و پیشرفت باشد. اما مسئله این است که کدام اندیشه و یا روش ما را به هدف زیبای پیشرفت و امنیت همه جانبه می رساند! پیش رفتن درکدام تمدن، درایت، فرهنگ، نوع اندیشیدن و زیستن، انسان ایرانی امروز را بهتر و امن تر به فردایی رضایت بخش می رساند؟

    متاسفانه یکی از ضعف های اجتماعی در میهن ما این است که بیشتر از اینکه نهادهای مردمی و محفل های اندیشه و کلام، قدرت در ساخت سیاسی ما را بسازند این سازمان های مردم نهاد و قلم ها و منش ها هستند که از دولت تاثیر می گیرند. به عبارت دیگر بیشتر از اینکه یک سازمان سیاسی صاحب اندیشه ای روشن و آزاد بیاید در یک انتخابات پیروز شود و دولت تشکیل دهد این دولت ها هستند که حزب تشکیل می دهند و اندیشه و سلیقه خود را ساخت و پشتیبانی می کنند.

     

     

    -         انتخابات گذشته و خط پیروز اعتدال

    در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 1392 بیش از اینکه مردم به اندیشه و یا منش خاصی رای دهند به شکل ساده ای می خواستند. عده ای تندرو و تندخو از مدیریت کشور دست بردارند. مردم می خواستند هر اتفاقی که می افتد وضعیت اقتصادی آنها بهبود یابد. مردم می خواستند تحقیرهای بین المللی خاتمه یابد و از آن مهم تر می خواستند که فشارهای اقتصادی بین المللی از دوش آنها برداشته شود. می شود در یک جمله گفت همه خواهان تحول بودیم و در ادامه برای همه ما مهم بود که این تحول و تغییر به شکلی مسالمت آمیز و امن صورت بگیرد. مردم توان هزینه های تازه نداشتند و به خاطر خیلی از رفتارهای افراطی سیاستمداران خسته و دلسرد بودند. و برایند تمام این موقعیت، رای، اقبال، امید و اعتماد مردم به سوی جریانی شد که شعار اعتدال، عقلانیت، تدبیر و امید می داد و پایگاه های اجتماعی اش در سراسر کشور برای مردم شناخته شده، مقبول و امتحان پس داده بودند. در این فضا و اجتماع در انتخابات گذشته نام و نشان و فرهنگ و گفتمان اعتدالگرایی با حمایت بزرگان معتبر و محبوب جامعه پیروز انتخابات شد.

     

    یک فرهنگ خوب به راحتی میتواند یک مملکت را به توسعه برساند. مثل ژاپن بعد از جنگ جهانی که فقط یک فرهنگ ژاپنی برایش مانده بود که از اثبات مبانی فرهنگی برای تداوم و توسعه و پیشرفت همه جانبه سرزمینش شروع کرد. و این فرهنگ بود که به انسان ژاپنی شکل و مسیر و انرژی داد تا به پیشرفت های منطقی و آرمانی مد نظرش برسد. در عین حال پیشرفت های مالی و صنعتی، بدون زیربناها و پشتوانه های فرهنگی و منطقی ضمانتی برای رشد یک جامعه نیست. مانند ایران در زمان پهلوی که از فرهنگ همین را فهمیده بود که به تاریخ شاهی ایران افتخار کند و روی خوش به مذهب نشان ندهد (و از همین اندک هم انگیزه های سیاسی داشت). شاید بتوانیم یکی از بزرگترین دلایل سقوط و آغاز متلاشی شدن اجتماع پهلوی را ضعف فرهنگ و نبود یک خطوط فرهنگی و فکری که بتواند عناصر مختلف جامعه (علم، مذهب، اقتصاد، سیاست، هنر، فرهنگ، مخالفین، موافقین، اقلیت ها و اندیشه ها و...) را با لبخند و رضایت به هم پیوند بزند بدانیم. جالب اینجاست که در آموزه های دینی و اعتقادی ما نیز، اعتدالگرایی همان چیزیست که به عنوان روش و اخلاقی برای بهتر زیستن مطرح می شود. آفریدگار در پاسخ به این پرسش فرضی که یک انسان چگونه باید زندگی و اخلاق کند تا زندگی بهتر و آسوده داشته باشد به آدمی اعتدال و حد وسط را سفارش می کند. و در بسیاری از تعالیم و آیات و احادیث می توان اعتدال را به عنوان یک اخلاق و منش دریافت. «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا؛ و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم بر شما گواه باشد».[بقره/143]

     

     

    -         اعتدالگرایان بهتر است برای پاسخگویی به آینده آماده شود.

     

    اعتدالگرایی به عنوان یک فرهنگ و خط مشی و اصول رفتار سیاسی و اجتماعی یک جناح مشخص در دولت که می خواهد با این نام و نشان در انتخابات های آینده و سپهر سیاسی این سرزمین ایفای نقش و کسب قدرت بکند، طبیعیست که باید برای تعریف و سامان خود به عنوان یک خط مشی اجتماعی بیاندیشد و جهت سهیم بودن در فرصت های آتی آماده شود. همینطور توانایی پاسخگویی در برابر مردم به عنوان بخشی از قدرت و توانایی تاکتیک سیاسی در برابر کنش های متفاوت محیط نیز یکی از نیازهای اعتدالگرایی در آینده است.

    اندیشه ها و فرهنگ ها برای اثبات و پیشبرد اجتماعی خود نیاز به توجهات ساختاری و مدیریتی معتقدان به خود را دارند. یک حرف و راه و روش جدید برای اثبات خود در جامعه می بایست مراحلی را طی کند تا بتواند در بین مردم به جایگاه ویژه و لازم دست یابد:

     

    1.        اجماع تشکیلاتی نخبگان فکری و ابزاری در سراسر کشور: شاید اولین نیاز دولت اعتدالگرا در شرایط کنونی رسم تشکیلاتی تدوین شده و مردمی (با توجه به ملزومات و ممکن ها) باشدکه استعداد کنش سیاسی و اجتماعی در راستای اهداف فکری و تشکیلاتی اعتدالگرایان در سراسر کشور را داشته باشد. و پایگاه های مردمی اعتدالگرایان را در این مسیر به کار گیرد.

     

    2.       هویت و مشروعیت فرهنگی اجتماعی: بومی سازی فرهنگ اعتدالگرایی در تمام ابعاد جامعه و قواعد فرهنگی آن و قدرت سیاسی جامعه ی ایرانی، ملزومیست که در صورت تحقق کار را برای اعتدالگرایان بسیار ساده خواهد نمود. هیچ اندیشه و نظامی بدون مشروعیت اجتماعی نمی تواند راه توسعه یافتگی را در فضای بسیط جامعه بپیماید و برای دستیابی به این پیروزی نیاز به قدرت، رسانه، مقاله و تشکیلات ابزاری و کاربردیست. بی تردید لازم است اعتدالگرایی ابتدا به عنوان یک فرهنگ و شخصیت، مقبولیت و مشروعیت مردمی خود را تعریف کند و سپس برای آموزش و کاربرد آن تلاش نماید تا بتواند در هدف، حاکمیت نخبگان و حاکمیت مردم را در این جامعه با خود همراه کند.

     

    3.       آموزش، عقلانیت و کاربرد: برای رسیدن به مشروعیت و توسعه یافتگی فرهنگی با محوریت اعتدالگرایی، نیاز به آموزش منطقی و کاربردی داریم. چیزی که باید در تمام بخش های آموزشی و فرهنگ جامعه از وزارتخانه های فرهنگ و آموزش گرفته تا توانایی های تشکیلاتی و مردمی مد نظر قرار گیرد.

     

    4.       توسعه یافتگی: در نهایت با استفاده از ساماندهی فرهنگی و آموزشی، منطق و کاربرد و به کارگیری استعدادهای اعتدالگرایان در سراسر کشور می توان به توسعه و حفظ این راه و منش اندیشید و برای آن تلاش کرد.

     

     

    -         نتیجه:

     

    اکثر ایرانیان امروز با اعتقاد کامل به اصول و مبانی نظامی جمهوری اسلامی انتظار دارند که طوری زندگی، جامعه و سیاستمان را اداره کنیم که برای امروز و فردای سرزمینمان پیشرفت، رشد، رفاه، امنیت و آسایش را به ارمغان بیاوریم. امروز آرزوی همه ایرانیان است که در آینده، سیستم و اجتماعی امن و با رفاه بسیار بیشتر داشته باشند. بدیهی است که امروز با مدیریت های اشتباه و پس رفت های حزن انگیز اصولگرایان افراطی، بیشتر از هر زمان فقدان یک برنامه ریزی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی قوی و مقبول، احساس می شود. بزرگترین نقدی که به سال های گذشته مربوط است افراط و تفریط های در عقل ها، رفتارها و گفتمان هاست. فرصت بسیار مناسبی است که به اعتدال و عقلانیت به دید وسیع تر و ویژه تری نگاه شود و با ایجاد یک فرهنگ و خط قرمز بومی و ملی برای رسیدن به قله های پیشرفت و تعالی با تمام ظرفیت ها، تحصیلات و استعداد ها پیش رفت و با خط فکری و فرهنگی و سیمای اعتدالگرایی طعم شیرین استفاده از تمام پتانسیل اجتماعی ایران را به همه چشاند و تجربه شیرین در کنار هم بودن و "وفاق اجتماعی" را به بزرگان یادآوری کرد و این وفاق اجتماعی را با کمک مدیریت و تخصص به زمینه و سکویی برای رشد بسیار سریعتر و مفیدتر به نفع آینده ای مملو از امنیت، رفاه و آرامش و آسایش مردم این سرزمین تبدیل کرد.

    بدیهی است تا زمانی که اعتدالیون نتوانند خود را در مدیریت کشور ثابت کنند و تا زمانی که نگاه به مدیریت اجرایی، سیاستگذاری و امنیت ملی در کشور به سمت اعتدالگرایی و وفاق و اتحاد کامل اجتماعی نرود و آنچه که موجود است مملو از صلح و دوستی و پیش رفتن نشود، همچنان فکر و استعداد ملت بزرگ و مستعد ایران، تحلیل اخبار و اتفاقات افراطی، اشتباه و بی ارزش خواهد شد. و سرزمینمان در شعله های غفلت و تبعات عقب ماندگی به میراث مانده از مدیریت اقتدارگرایان همچنان خواهد سوخت و به همین منظور چه بهتر است که بزرگان، احزاب و رسانه های معتقد به اعتدال و عقلانیت هرچه سریعتر قلم ها و اندیشه های خویش را برای تعریف و تنظیم عقلانیت، اعتدال و واقع بینی به کار بگیرند و با یک تعریف دقیق و کامل از این مقوله راه را برای بحث ها و نقد های نخبگان و دانشجویان، اساتید و بزرگان و اهل قلم و کلام بگشایند تا با دقت بیشتر مدیران جدید جامعه، اعتدال و واقع بینی و عقلانیت بستر بسیار مناسبی برای سازندگی و پیشرفت مستمر و سریع سرزمینمان باشد. 


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نادر شاه افشار شاهوردی بیک را به کدخدایی ایل صوفیانلو منصوب کرد

    ✓ تاریخ نادر شاه: ماجرای اعطای کدخدایی ایل صوفیانلو به شاهوردی بیک توسط نادر شاه



    ✓  با حکم نادرشاه ، شاهوردی بیک به کدخد ایی ایل صوفیانلو منصوب میشود


    بهمن رنجبران: اسنادی از زمان افشاریه 

    در میان اسناد بیشماری که در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران نگهداری‏ می‏شوند؛ از زمان افشاریه نیز چندین سند به چشم می خورد ، و بیشتر مضامین آنها در مورد مسایل حقوقی و مالی ، موقوفات ، عقدنامه ‏ها ، فرامین ، انتصابات و احکام برقراری مواجب ، امور قشونی‏ و مسایل ایلات می‏باشند ، این اسناد در فهرست راهنمای مشترک و با کارت و شماره مجزا برای دستیابی محققین و پژوهشگران طبقه‏ بندی‏ شده ‏اند ، در میان اسناد مزبور چهار فرمان از نادرشاه افشار موجود می باشد که یکی از آنان فرمان اعطای کدخدایی ایل صوفیانلو به شاهوردی بیک میباشد.

    * صوفیانلو یکی از طوایف ایل کرد چمشگزک است ، این طایفه در زمان شاه‏ عباس کبیر به سال ۱۱۰۱ ق به خراسان کوچ داده شده‏ اند و در مناطق مرزی ، در روستاهای محمد تقی بیک ، دوست محمد بیک ، « دره درونگر، درگز » و عده ‏ای نیز در کلات در روستاهای‏ یکه باغ ، کریم‏ آباد لاین کهنه کهلاب، اسکان یافته ‏اند و عده‏ ای از آنها نیز در آذربایجان غربی در منطقه ‏ای به نام صوفیان‏ ، اسکان‏ دارند. شاهوردی بیگ از صوفیانلوهای خراسان در تاریخ ۱۷ شهر جمادی الاول ۱۱۵۰.ق طی حکمی از طرف نادرشاه به کدخدایی این طایفه‏ منصوب میشود.


    فرمان اعطای کدخدای ایل صوفیانلو به‏ شاهوردی بیک‏]

    بسم الله الرحمن الرحیم
    [سجع مهر نادرشاه‏]بسم الله*نگین دولت و دین رفته بود چون از جا بنام نادر ایران قرارداد خدا[طغرا]اعوذ بالله تعالی شانه فرمان همایون شد. آن‏که بنابر شفقت بینهایت شاهانه و مرحمت از حد افزون خسروانه درباره‏ رفعت و معالی پناه شاهوردی بیک از ابتدای شش ماهه هذه السنه‏ ئیلان ئیل‏۲۷به دستور قدیم کدخدایی جماعت صوفیانلو را به مشار الیه‏ شفقت فرمودیم که در هر باب متوجه امنیت و ضابط ایل خود بوده در مراسم خدمتگزاری و سایر امور مقرره و در این بابت خود را معاف ندارند، جماعت صوفیانلو مشار الیه را کدخدای بالاستقلال خود دانسته از سخن و صلاح حسابی او بیرون نروند و قدغن نمایند.در عهده شناسند.
    ----------------------------------------
    تحریرا فی ۱۷ شهر جمادی الاول سنه ۱۱۵۰ هـ ق.
    شماره تنظیم:۱۰۸۰۰۲
    شماره کارت:۱۳۲
    اندازه سند:۵۱*۲۹ سانتیمتر


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • کوراوغلی: شاعری بزرگ و از بزرگان و مفاخر درگز

    ✓ کوراوغلی: معرفی یکی دیگر از شعرا و نامداران شهرستان درگز

     
     
    ✓ کوراوغلی ایشان یا آیدین کوراوغلی، از شعرا و عرفای معروف ترک ترکمن بوده و اهل اتک درگز می باشد. 

    کوراوغلیحکایت و اشعارعاشقانه غریب شاه صنم، کوراوغلی با نواهای، چگورهای دوزهی بخشی ها زینت بخش مجالس درگزیها است. کوراوغلی، مورد احترام مختومقلی فراغی، شاعر و عارف نامدار، بوده است . خانواده و مخصوصا پدر کوراوغلی در بین قبایل ترکمن و ترکهای درگزی از احترام و اعتبار بالایی برخودار بوده، مختومقلی، دراین باره چنین می گوید :

    اول مردینگ اوغلید ورمرد دوپدری
    کوراوغلی قرداشی سرخوشدور سری

    یعنی او پسر مرد بزرگی است، و کوراوغلی برادری سرخوش است .

    اثر مهم کوراوغلی شاه صنم و غریب نام دارد...

    یک نمونه از اشعار کوراوغلی :

    بد اصله زحمت چکمک عبثدور
    میس هرناچه یالیلاسه زراولماز
    هرنچه جان چکسنگ گیدر اصلنه
    هرزاغ وزغندان کبوتر اولماز

    هر صحراده یتان میّی بولارمی
    کربلا دین غیری شهید بولارمی
    هرساچین اوسدیران سید بولارمی
    هر تلپک گیاندان قلندر اولماز

    حمزه من دیگن لر حمزه گه یتماز
    توتسه دلما نیندن صراط دین اولماز
    هرجامه قره غن جمشیده یتماز
    هر باشه پر سانجان اسکندر اولماز

    ابو طالب بولوب چیقار صراطه
    ینگه دینه گرمز لات و مناته
    گونگلیم استار عرش اوستنیده حیاته
    صحرا قا میشندان نیشکر اولماز

    آیدین کوراوغلی سن شیله سوزلاری
    گوزل اوزده اولمز ریحانه خالی
    علی آدلی اولماز علینون تالی
    باشه جقه وردن اوسرور اولماز

    ترجمه:
    برای انسان بد اصل هرچه زحمت بکشید بیهوده است، مس هرچه درخشندگی داشته باشد طلا نمی شود، به هرکه جان خود را فدا کنی او طبیعت فطری و ذاتی خود را نشان می دهد. و از هر زاغ و زغن کبوتر نمی شود. در هر صحرا جسدی افتاده باشد، او شهید کربلا نخواهد بود . هرکس موی سر خود را دراز نماید سید نمی شود . هر خرقه پوش قلندر نیست. نه هر که نام خود را حمزه گذاشت به حمزه عموی حضرت محمد خاتم الانبیا (ص) می رسد. نه هرکه جام گرفت جمشید است، نه هرکه بر سر جقه نهاد سکندر است. و نه هرکه علی بن ابیطالب (ع) می شود و در پل صراط می ایستد، و اگر دامانش را بگیرد از صراط می گذرد. آنان که لات و منات را می پرستند به دین اسلام دین تازه رو نمی آورد – دلم می خواهد روحم به عالم باقی و جاودانی به آسمان ها برود، و از هر نی نیشکر به دست نمی آید. کوراوغلی می گوید، این است حرف ها و تصوّرهای من هرکه زیباست خال ریحانه مرا نخواهد داشت، آیا هرکه نامش علی است، او مثل علی (ع) می باشد، و هرکس بر سر جقه زد او سردار است.

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • مصاحبه با حسین جلیلی عضو شورای شهر شهرستان درگز

    ✓ مصاحبه با حسین جلیلی: طی مصاحبه ای با عضو منتخب شورای شهر، از احوالات شورای شهر و برنامه های منتخبین برای شورای شهر و شهرداری جدید پرسیدیم...



    ✓ عضو شواری شهر: کسانی که معتقدند می توانند به عنوان شهردار به مردمشان خدمت کنند خود را به ما معرفی کنند - افرادی که در حوزه شهر و شهرداری نظرات و انتقاداتی دارند با ما تماس بگیرند و نظرات خود را به ما برسانند...


    کیانوش انصاری: قبل از روی کار آمدن منتخبین جدید شورای شهر شهرستان درگز، منتخبین مردم شهر درگز جلسات متعددی را برگزار کرده اند که در این جلسات بحث های مختلفی انجام شده است و این جلسات خروجی هایی داشته است که در این باب با یکی از منتخبین شورای شهر گفتگویی داشته ایم.

    جناب آقای حسین جلیلی یکی از هفت نفری است که قرار است در آینده به عنوان عضو شورای شهر در این نهاد مردمی خدمت کند.

    ایشان درباره جلسات و پیگیری های قبل از روی کار آمدنشان با ما و مخاطبانمان سخن گفته اند.


    جناب آقای جلیلی هنوز شورای شهر جدید به طور رسمی پای کار نیامده است اما مطلعیم که جلسات متعددی را برگزار کرده اید. در مورد نتایج این جلسات و مصوباتی که احیانا دوست دارید مردم از آن مطلع باشند بفرمایید

    - با آرزوی قبولی طاعات و عبادات مردم شهید پرور شهرستان درگز و تسلیت ایام شهادت امیرالمومنین؛ در مورد عملکردی که تا با الان شورای شهر داشته است باید گفت که به همراه دیگر دوستان منتخب انتخابات گذشته تا به الان جلسات متعددی برگزار شده است. جلساتی را هم با امام جمعه محترم شهرستان و فرماندار درگز و نماینده مردم درگز در مجلس شورای اسلامی داشته ایم و سعی کردیم که از نظرات مسئولین شهرستان بهره ببریم. ضمنا آمادگی برگزاری جلسات و نشست های دیگری را نیز با مسئولین محترم ادارات درگز داریم. و تاکید کنم که آماده هستیم تا نظرات مختلف مسئولین و یا حتی افرادی که دوست دارند در حوزه شهرداری نظرات و پیشنهادات خود را به ما برسانند را بشنویم.


    - کمی درباره تصمیمات منتخبین مردم در جلساتی که به آنها اشاره کردید بگویید.

    - ما تصمیم گرفتیم که شهردار آینده درگز قطعا تغییر بکند و تحولاتی اساسی در شهرداری و مدیریت و برنامه های آن انجام شود. معیارهای انتخاب شهردار آینده نیز مواردی است که جهت انتشار خدمتتان تقدیم می کنم. بنده و همکارانم در شورای شهر آینده به لحاظ فکری اصرار داریم حتما شخصی که قرار است شهردار آینده ما باشد. شخصی معتقد و ملتزم به نظام اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی باشد. بعد از آن تلاش خواهیم کرد شهردار آینده فردی با تجربه، متعهد و متخصص در کار شهرداری باشد. در این بین خط و خطوط سیاسی و... به هیچ وجه برای ما ملاک نبوده و نیست. و برای انتخاب شهردار مناسب فراخوانی داده شده است که ابتدا افرادی که خودشان معتقد هستند که توانایی اجرایی و مدیریتی و معیارهای گفته شده در بالا را برای شهرداری دارا هستند به ما مراجعه کنند و ما از بین آنها یک نفر را برای شهرداری درگز انتخاب خواهیم کرد و از باقی افراد حتما به عنوان مشاوره در مدیریت و نظارت شهرداری استفاده خواهیم کرد.


    - این افراد چگونه باید با شما ارتباط برقرار بکنند؟

    - می توانند از طریق همین سایت شما اعلام آمادگی بکنند و یا اینکه با هریک از اعضای شورای شهر درگز تماس گرفته و اعلام آمادگی بکنند. بعد از ثبت نام افراد ما آنها را به جلسه شورای شهر دعوت خواهیم کرد و طی مصاحبه ای دیدگاه ها و طرح های آنها را ثبت خواهیم کرد و در نهایت از بین آنها یک نفر را انتخاب و از دیگران قول خواهیم گرفت که ارتباط خود را با ما قطع نکنند و ما از نظرات آنها قطعا در آینده استفاده خواهیم کرد.


    - اجازه داریم شماره تلفن شما را هم در همین مصاحبه در سایت منتشر کنیم تا ارتباط خوانندگان با شما راحتتر شود؟

    - بله حتما ( شماره آقای حسین جلیلی از اعضای شورای شهر: 09155820094 است)


    - برای ارتباط بهتر با مردم چه برنامه هایی دارید؟

    - سعی خواهیم کرد مثل همین روش انتخاب شهردار، برنامه های شهرداری را کاملا مردمی دنبال کنیم. امیدواریم بتوانیم طی مراحل مختلف با مردم ارتباط برقرار کنیم و به آنها پاسخگو باشیم. در عین حال هرکجا که نیاز شد از طریق همین سایت و نشریات دیگر مواردی که لازم باشد را عمومی منتشر خواهیم کرد. اگر امکان آن نیز بود علاقه مند هستیم سایتی مشخص نیز برای شورای شهر درگز در فضای سایبری داشته باشیم.


    - به عنوان یکی از شهروندان این شهر از تلاش های شما و همکارانتان تشکر می کنم. طرح هایی که فعلا در حد برنامه برای خودتان ترسیم کرده اید بسیار عالی و امید بخش است. صبحت دیگری با خوانندگان سایت ما دارید؟

    - من هم از شما تشکر می کنم. و در پایان فقط از مردم شریف و فهیم شهرمان درخواست داریم نظرات، انتقادات و پیشنهادات خودشان را از هر طریقی که فکر می کنند راحت تر هستند به ما برسانند گاهی نظر یک جوان شهرمان می تواند بسیار راه گشا و مفید باشد. ما هم از خود همین مردم هستیم و از آنها انتظار داریم هر دیدگاهی که دارند مطرح کنند و از شما هم می خواهیم دیدگاه هایی که بازدیدکنندگان سایتتان مطرح می کنند را به ما منتقل کنید و البته ما خودمان نیز پیگیر هستیم و سایت شما و نظرات خوانندگانتان را مطالعه خواهیم کرد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نادر شاه افشار یکی درگزی و ترک زبان بوده است (قسمت دوم)

    ✓ تاریخ شهرستان درگز: در یکی نوشته های این سایت مطلبی از منبع سایت الله مزار آورده بودیم که در مورد زندگی نادر شاه افشار مطالبی را بیان کرده بودند. این مطالب مورد نقد جناب آقای بهمن رنجبران بوده است و درباب بررسی این نوشته مطالبی را برای ما ارسال کرده اند




    ✓ ادامه نقد بهمن رنجبران بر یکی از نوشته های تاریخی سایت



    فهرست ایلات مشهور ترکمان از این قرار است:

    ایل شاملو - ایل استاجلو - ایل افشار - ایل ذولقدر - ایل قاجار - ایل ترکمان - ایل روملو - ایل ایسپیرلو - ایل قراداغلو - ایل بیات - ایل طالش - ایل آلپائوت - ایل قزاق لو - ایل جاگیرلو - ایل بایبورت لو


    قوم افشار 

     اولین منبعی که ذکری از این قوم آورده «محمود کاشغری» در «دیوان لغات الترک» است که در آنجا «افشار» را در ردیف ششم از شعب بیست و دوگانه اوغوز آورده و بعد دو قرن«افشار» در تاریخ اساطیر و اوغوزنامه ها فرزند «اولدوزخان» سومین فرزند اوغوزخان دانسته شده و به همین دلیل نام افشار در نهمین ردیف از قبایل بیست و چهارگانه اوغوز ذکر شده است. افشارها امروزه نیز جمعیت کثیری را در میان تورکان ایران و کشور های ، ترکیه و افغانستان و جمهوری آذربایجان تشکیل می دهند. منتهی با متداول شدن شناسنامه در اوایل قرن بیستم و رواج نام های خانوادگی ریشه ایلی بعضی از افشارها به بوته فراموشی سپرده شد. اجداد اولیه افشارها درغالب «دوققوز اوغوز» و درحدود هزار و پانصد سال قبل در حوالی رود «توغلا» در مغولستان ساکن بودند و مقارن با قرن چهارم ه.ق همانند سایر قبایل «اوغوز» که در بخش شمالی رود سیحون سکونت داشتند، اسلام را پذیرا شدند و از آن به بعد ذیل عنوان ترکمن و به همراه تعداد کثیری از دیگران طوایف «اوغوز» بعد از نبرد «دندانقان» وارد ایران شده و به عنوان نیروی نظامی سلجوقی در جنگ با «رومانوس» امپراطور روم شرقی شرکت داشتند. البته باید گفت که بخشی از تورکان «اوغوز» نیز در شبه جزیره«مانقشلاق» ماندگار شدند. مقارن با اوایل دوره ایلخانان جمع کثیری از افشارها به رهبری «قره‌مان» در آناطولی سلسله ای را تشکیل دادند که در تاریخ به «قره‌مانلی‌لار» معروف است. این سلسله از بادوام‌ترین سلسله های آناتولی بود که از سال 654ه.ق تا 888 ه.ق امتداد داشت و سرانجام به وسیله عثمانی ها منقرض شد. پایتخت این سلسله به نام «لارنده»، (لاراندیای رومی) بود که بعدها به نام مؤسس سلسله یعنی«قره‌مان» تغییر نام یافت که همچنان این نام باقی است. اهمیت این سلسله در رسمی کردن زبان تورکی در قلمرو حکومتی بود که بعدها موجب شد که ادبیات مکتوب و درباری رسماً در آناطولی از فارسی به تورکی مبدل شود. در سال 907 ه.ق که شاه اسماعیل سلسله صفویه را تأسیس کرد، بخشی از افشارها که در زمان پدرش به مذهب شیعه گرویده بودند، تحت عنوان«قزلباش‌ها»نیروی نظامی صفویان را تشکیل دادند. قزلباش ها مرکب از هفت طایفه تورک «افشار»، «قاجار»، «روملو»، «شاملو»، «تکلّلو»، «استاجلو» و «ذوالقدر»بود. بعدها بخشی از«بیات»نیز به این تشکّل نظامی افزوده شد. در زمان حکومت شاه عباس صفوی، وی به منظور کاهش قدرت و نفوذ قزلباش‌ها، نیروی نظامی جدیدی تحت عنوان«شاهی سئون» تشکیل داد که بخش اعظم آن را همان افشارهای قزلباش تشکیل می دادند. افشارها در زمان شاه عباس صفوی به صورت پراکنده در بخش های آذربایجان و نزدیکی مرز ایران و عثمانی و همین طور حوالی رود اترک یعنی مرز ایران و اوزبکان ساکن شدند. البته این سکونت اجباری به دلیل یک حفاظ امنیتی در مقابل عثمانی ها و اوزبکان بود. با هجوم افغان ها به ایران مقاومت پراکنده ای در گوشه و کنار ایران رخ داد و سرانجام «ندرقلی بیگ» بعد از تاجگذاری«نادرشاه» نامیده شد. از خراسان علم مقاومت را برافراشت «ندرقلی» فرزند«امامقلی» از تیره قیرخلوی [چهل تایی] افشارهای خراسان محسوب میشد تیره قیرخلوی افشار [...]


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نادر شاه افشار یکی درگزی و ترک زبان بوده است (قسمت اول)

    ✓ تاریخ شهرستان درگز: در یکی نوشته های این سایت مطلبی از منبع سایت الله مزار آورده بودیم که در مورد زندگی نادر شاه افشار مطالبی را بیان کرده بودند. این مطالب مورد نقد جناب آقای بهمن رنجبران بوده است و درباب بررسی این نوشته مطالبی را برای ما ارسال کرده اند




    ✓ نقد بهمن رنجبران بر یکی از نوشته های تاریخی سایت:


    جناب آقای کیانوش انصاری

    مطلبی در قسمت تاریخ ، سایت خبری شهرستان درگز با عنوان زندگینامه و بیوگرافی مختصری از نادرشاه افشار درگزی منتشر کرده و ایل افشار را ایلی کرد دانسته و نادرشاه را نیز سرداری کرد معرفی کرده است. 

    ایل افشار از ایلهای شناخته شده بوده و افراد و شاخه ها و تیره های این ایل بزرگ در بیشترمنطقه های ایران حتی در خارج از ایران از قدیم الایام سکنی داشته و دارند و تبار و ریشه و نژاد آن که از طایفه های ترک اغوز بوده توسط نویسندگان و مورخین بزرگ در کتابهای معتبر و شناخته شده معرفی شده است . و حتی تیره ای که نادر از آن است بنام قرخلو واژه ای ترکی بوده و به معنی چهل تایی « چهل خانوار » می باشد . دور از انصاف است که شخصیتی معروف وبه نام « نادر» که در باره وی و ایل و تبارش حداقل ده ها کتاب نوشته شده و بغیر از نویسندگان هم زمان نادر ، مورخین و تاریخ نویسان توانمندی چون دکتر میمندی نژاد و ایرج افشار و دکتر باستانی پاریزی ، زندگی و شرح حال و تبار ایشان را خیلی واضح معرفی کرده و ترک دانسته اند .

    حال در مطلبی که مستدل به دلایل پسند تاریخی نبوده و خیلی سطحی و بدون تحقیق اساسی و ریشه ای ، ایل افشار و نادر را کرد معرفی کرده اند . لازم دانستم تحقیق و پژوهشی با عنوان ایل بزرگ افشار تهیه کرده و با مطرح کردن سوالاتی ، که با پاسخ به آنان و مطالعه پژوهش ، موضوع ترک بودن ایل افشار و همچنین نادر شاه افشار برای محققین و دوستداران و علاقه مندان به تاریخ و شخصیتهای آن و بخصوص افشارهای ترک درگزی ، بیشتر و بهتر گویا و مشخص خواهد شد. [...]


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • سند تاريخی تفويض سلطنت ايران به نادر شاه افشار

    ✓ تاریخ شهرستان درگز: نادرشاه افشار شخصی با اصالت درگزی بوده است که حتی سند به سلطنت رسیدنش بعدها در یکی از خانه های شهرستان درگز پیدا می شود.



    ✓  سند تاريخی تفويض سلطنت ايران به نادر شاه افشار ، كه دريكی از خانه های درگز پيدا شد 


    وثيقه نامه كه سران طبقات مردم ايران و بزرگان و معاريف استان ها و شهرستانهاي كشور و امراء و فرماندهان ارتش ،كه دردشت مغان در ماه شوال 1148 هـ ، ق ، نوشته و ضمن آن با پذيرفتن شرايط نادر بشرح زير : 

    1 - ترك هواخواهي از سلطنت اولاد صفويه 
    2 - پيروي از مذهب سنت و جماعت جعفري ، و خودداري از سب و لعن خلفاي راشد (عمر و عثمان)
    3 - تعهد وفاداري به سلطنت او و اولاد او با قيد سوگند

    سلطنت ايران را به نادر تفويض كردند ، تصادفاً هنگام تعمير خانه علي خان درگزي در سال 1331 شمسي ، از مياني كه در پوشش سقف ، كاربرده بودند پيدا شد. 

    علي خان درگزي اولاد يكي از سركردكان سپاه نادرشاه بود ، كه در موقع نوشتن آن وثيقه نامه در التزام ركاب نادر و در حضور نادر در دشت مغان بوده است . 

    اين سند مهم و بي نظير در چند نسخه با خط خوش نستعليق شكسته شده،كه احتمال دارد خط ميرزا مهدي خان استرآبادي منشي مخصوص نادر باشد ، و به وسيله ي چند نفر معتمد كه ممكن است يكي از آنها جدعلي خان درگزي باشد ، به مهر و امضاء حاضران رسيده است ، و يكي از نسخه ها دست او باقي مانده و در سال 1331 در درگز پيدا شد.

    نادر شاه افشار ، اصلاً از طايفه قرقلو يكي از طوايف ايل افشار درگز بود ، افشار يكي از 24 قبيله اوغوز مي باشد ، نادر شاه و در روستاي دستگرد سال 1100 هـ ، ق متولد شد ، و دوران كودكي ، نوجواني را در درگز گذرانيد ابتدا گوسفندان پدر را مي چرانيد ، سپس رئيس سواران حكومتي درگز شد ، و بعد به خدمت شاه طهماسب دوم صفوي درآمد مراحل ترقي را تا دست يابي به سلطنت ايران با ارابه و انجام خدمات ارزنده ي خود پيمود . اين سند ، پس از كشف به انش بزرگ نيا نماينده وقت مجلس شوراي ملي تحویل گردید و وی نیز به موزه ي ايران باستان اهداء نمود ، كه امروز در آن جا نگهداري مي شود. متن اين سند چنين است :


    متن وثيقه نامه دشت مغان 

    در حدود دو قرن است كه خاندان صفويه ، تاج و تخت سلطنت را از تصرف سلاطين تركمانیه كه اهل سنت بوده اند گرفته ، و خود براريكه سلطنت نشسته اند ، براي اينكه سلطنت خود را استحكامي بخشند بفكرشان رسيد ، فيما بين اهم بناي سب و رفض گذاشته و به دستيابي اين تدابير آتش افروزند، و مردم را به جان يك ديگر اندازند، اين تفرقه اندازي آنقدر پيش رفت ، تا اين كه مسلمين دست از مقاتله كفره برداشته مشغول اسر و قتل نفوس و غارت و نهب اموال و برادران ديني خود شدند، وضع مملكت به آنجا رسيد،كه طايفه لزكيه (لكزيه)به شروان و افاغنه بر عراق و فارس و اصفهان و ملك محمود سيستاني برخراسان و عثماني برآذربايجان و كرمانشاهان و همدان ، و روسيه بر مازندران و گيلان دست يافتند و متصرف شدند . اهالي اين ديار و بلدان جميعاً پامال جنود حوادث فتنه اسير سرپنجه فتور و محسن گشتند ، بعد از اين كه دست اميد، ما بي كسان و هر سو گسيخته گرديد ، دست به دامان پروردگار يكتا دراز كرديم ، و ازدرگاهش خواستيم بعداز عسر يسري ، به عنايت يزداني و مرحمت صمداني ، كوكب وجود مسعود همايون و نير تا بناك ذات فرخنده صفات ميمنت اثر طالع و بار كاب برگزيده حضرت خالق زحمت كش راه خلايق آفتاب اوج سلطنت جهانباني،و ستاره برج معدلت و گيتي ستاد ، مظهر قدرت الهي ، دست افشار معدن پادشاهي را از افق خراسان تابان ، مشعل دولت فروزش را براي ظلمت زايي ، شب تيره روزي سيه بختان ، روشن و فروزان ساخت اولاً به نيروي تأييد الهي دارد الملك خراسان را از وجود متغليه پرداخت بعد از آن ، رايت فراز عزيمت به جانب اصفهان گشته ، و اصفهان و ممالكي را كه درتصرف افاغنه بودمسخر ساخت و همچنين ولايت مازندران و گيلان را از تصرف اروس ، ممالك آذربايجان و كرمانشاهان و همدان و گرجستان را از تصرف عثماني انتزاع و مسخر كرده آثار جور و عدوان را برند اخت ،در اين اوان سعادت غشان ، كه بعون عنايت ياري ، و چيره دستي بخت فيروز بر همگي دشمنان و سركشان ايران و اطراف ممالك محروسه غالب و مظفر ، و رعاياو ضعفاي اين بلاء كه چندين سال بود اسير انواع مصائب و گرفتار محسن نوائب بودند ، هر يك از مكان و مسقر خودآسوده حال درفاهيت پرور شدند و كارعدل … تمام و امور ممالك نظام يافت ، تمام اهالي ممالك ايران را از اسيد و فاضل ، و عالم و جاهل ، و خرد و بزرگ . و تاجيك و ترك ، و صغير و كبير ، و برنا و پير را در صحراي مغان در اردوي ظفر نمون احضار فرمود و خواهشمند اذن كلات و ابيورد (درگز ) گشته مقرر فرمودندكه از بردي خود از سلسله صفويه با ساير طبقات امم هر كس را كه خواهيم ، به سلطنت درياست قبول كنيم ، چون اهالي ايران آنچه در وتن مدت به روزگار خود ديده ، از گل خير بوستان دولت صوفيه بود ، كه در عهد ايشان ، آتش فتنه و نقاضت افروخته گشت همگي اطراف را به دشمني و ما را به دست انواع بالا يا و محن داده و در اين اواخر از عهده ضبط و محافظت ما برنيامدندو درمعني همگي آزاد كرده بندگان اقدس بوديم ، از چنگ اعدا نجات ، و قالب افسرده ما را دوباره حيات دادند ، لهذا همگي در مقام تمنا آمده ودست به دامن مرحمتش زده مستدعي فرسخ اين عزيمت هستيم،بندگان اقدس ازراه مرحمت استدعا كمترينان را پذيرفته ترك عزيمت مذكور فرمودند و كمترينان قلباً و لساناً و متفق اللفظ و الكلمه بندگان اقدس را به سلطنت و رياست اختيار و ترك تولاي سلسله صفويه كرده عهد و شرط و قرار و اعتراف كرديم ، كه نسلاً بعد نسل شيوه سب و رفض مبدعه دولت صفويه را كه گناهي عظيم بود با لكيه ترك و مذهب و سنت حنيف جعفري كه هميشه راهنما و مطبوع امت احمدي بوده قبول و مسلوك نمائيم ، و از سلسله صفويه ذكوراً و اناثاً احدي را تابع و مطيع نشويم ودر هر ملك و شهركه باشد ايشان را اعانت و متابعت نكنيم و از هر يك از كمترينان كه نسلاً بعد نسل خلاف عهد و قول ظاهر شد ،مردود در گاه الهي و مستحق سخط غضب حضرت رسالت پناهي بوده ، خون ماهدر و عرض و نفس ما مستوجب عقوبت و خطر باشد ، تحريراً في چهارم شهر شوال المكرم سنبه – 1148 هجري قمري 


    تعدادي از نام و مهر حاضران در مجلس

    امام قلي بيگ ، قرقلوافشار 
    امام وردي خان قرقلوافشار 
    لطف علي بيگ ، كوسه احمد لوافشار 
    حاج محمد بيك ، مين باشي 
    طهماسب خان ، جلاير وكيل الدوله 
    محمد علي بيك ، قرقلو ، نايب ايشيك آقاسي 
    علي قلي بيك ، قرقلو 
    باباخان ، چايشلر 
    اراس (اراض ) سلطان ، قراباشلو 
    ابراهيم بيك ، استاجلو 
    شكر سلطان ، باچوانلو 
    محمد امين بيك ، كلانتر درجز 
    شيخ عبدالله ، در جزي 
    شيخ محمد ، درجزي 
    علي رضا بيگ ، افشار 
    ميرزا جعفر ، كلانتر درون عاشورخان در جزي 
    ميرزا غندم ، كلانتر آشخانه 
    رضا قلي ، قرقلو 
    رستم بيك ، قرقلو
    امام وردي بيك ، افشار 
    محمد بيك ، قرقلو 
    حسن بيك ، وكيل قراچورلو 
    محمد كريم بيك ، قرقلو 
    شير محمد ، در جزي 
    ميرزا رضا قلي ، در جزي 
    محمد خان عاصل ميانكوه 
    مصطفي بيك ، كيوانلو 
    احمد بيك ، گرايلي 
    سعادت خان قوقلو ، كشيك چي باشي 
    قوچه خان ، شيخوانلو 
    سلطان علي بيك ابيوردي 
    محمد رضا خان پساكوهي 
    محمد ولي ، در جزي 
    علي قلي بيك ، وكيل قوشخانه 
    عباس قلي بيك ، قره قوينلو 
    مرشد علي بيك ، وكيل گرايلي 
    بهبود خان ، برودنلو 
    محمد قلي خان قاجار ، بيگلربيگي استراباد 
    جان محمد خان قاجار ، ميرآخور باشي صحرا 
    علي رضا بيك 
    محمد رضا بيك ، سركشيك باشي 
    محمد علي بيك ، شامبياتي 
    ابراهيم بيك ، ايروانلو 
    فارس 
    امير خان زند 
    محمد رضا بيك زنگنه
    و نام عده ای از بین رفته بود

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • سند انتقال چند خانوار از ايل افشار به درگز

    ✓ تاریخ شهرستان درگز: نادرشاه افشار، شاه بزرگ ایران که در شهرستان درگز زاده شده است و خود را درگزی والاصل می دانسته بانی انتقال تعدادی خانوار افشار به شهرستان درگز بوده است.




    ✓  سند انتقال چند خانوار از ايل افشار به درگز و اثبات این ادعا...


    افشار ، از بيست و چهار قبيله او غوز و از فرزندان ، اولدوزحان «اولدوز = ستاره» يكي از چهار پسر اوغوز ميباشد. درميان طايفه هاي ايل افشار ساكن درگز ، طايفه كوسه احمد لو از مهمترين و معتبرترين طايفه ي  افشار بود ، رؤساي اين طايفه هميشه بر ساير طوايف ايل افشار بر تري و نيز به درگز رياست و حكومت  داشتند‌، ازجمله باباعلي بيگ كوسه احمد لو ،رئيس ايل افشار و حاكم درگز بود،و نادركه از طايفه قرقلو  افشار بود به استخدام وي در آمد و به رياست سواران حكومتي درگز منصوب گرديد.

    نادرشاه در دوران سلطنت خود با علاقه اي كه به موطن خودو طوايف ايل خود داشت . حكمراني درگز را هميشه به يكي از افراد ايل افشار مي سپرد،چنانكه  پس از به قدرت رسيدن نادر ،حكمران هاي درگز  بشرح زير از ايل وطايفه او بوده اند : 
    1 - لطف علي بيگ كوسه احمدلوافشار ، پسر بابا علي بيگ ، در سال 1144 هـ . ق 
    2 - بيكتاش بيك قرقلوافشار ، عموي نادر شاه در سال 1146 هـ . ق 
    3 - بهبود خان چاووشلو ، از وابستگان ويكي از سرداران معروف سپاه نادر شاه ، در سال 1147
    4 - عاشور خان افشار ، در سال 1150
    5 - بعد از اين ها اولادو اعقاب  بهبود خان چاووشلو حكمراني درگز را به عهده داشته اند. 

    نادر شاه ، سعي داشت ،طايفه هاي ايل افشار را كه درمناطق مختلف ايران سكونت داشتند، به درگز و ابیورد کوچ داده  و به آنها جا و زمين وآب و زراعتي بدهد تا بارفاه زندگي كنند . در اينجا فرمان مورخ 1151 هـ .ق  نادرشاه را به نام عاشور خان افشار حاكم ابیورد را مي بينیم كه ضمن آن مقرر داشته،چند خانوار تازه وارد ايل افشار را در روستاي  شاه توت و در كنار طايفه ي كوسه احمد لوي افشار جاي وزمين و آب دهد . 


    متن فرمان چنين است :

    مهر نادرشاه،طغري فرمان ، آنكه عاليجاه عاشور خان افشارحاكم الكاي ابيورد به شفقت شاهانه  سرافراز گشته بداند ، كه درين ولا بعرض اقدس رسيده ، چون چند خانوار جماعت افشار  را كه تازه وارد  شده اند  به محال شاه توت كوچانیده و همگي زراعت آبي و ديمجه آن محل را متصرف گرديده اند . 

    بحصول اطلاع بر مضمون رقم اقدس آن  عياليجاه خود متوجه گرديده  خانه الله قلي صوفي و چهار  پنج  خانوار  كوسه احمد لوي قديمي كه در آن جاسكني دارند از زراعت آبي و ديم چه آن محال آنچه از براي زراعت و مدار گذار جماعت مذكور ضرور باشد از آب و زمين شيار كرده تسليم كه زراعت نمايند، و باقي آب و زمين ديم چه نراء را به تصرف جماعت افشار جديدداده قدغن نمايد كه زمينهاي بياض زراعت نشده را شيار نموده و مرتب  كرده اصلاح آورده،‌از براي خود ديمچه فراوان زراعت نمايند ،و در اين باب قدغن اكيد داند و در عهده شناسد  تحريراً في 22 شهر ربيع الاول   1151

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • دعوت از هموطنان برای شرکت در مسافرت های تابستانی در شهرستان درگز

    ✓ تفرجگاه های درگز: تابستان امسال را در شهرستان درگز از توابع استان خراسان‌رضوي سپري کنيد.



    ✓  مکان های دیدنی شهرستان درگز جهت تفرج و استراحت مسافران تابستانی

    درگز یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران است. درگز که تا تهران ۱۱۵۰ و تا مشهد ۲۵۵ کیلومتر فاصله دارد از شمال به مرز ایران و ترکمنستان از مشرق و جنوب شرقی به مشهد از جنوب به چناران و از مغرب به قوچان محدود و مختصات آن ۳۷ درجه و ۳۶ دقیقه عرض شمالی و ۵۹ درجه و ۶ دقیقه طول شرقی است.

    از اماکن دیدنی این شهر می‌توان به آب گرم الله‌اکبر و پارک ملی تندوره اشاره کرد. شهر درگز، شهری با سابقه درخشان تاریخی، شهری که قبلاً به نام ابیورد معروف بوده و در تاریخ فکر و تمدن اسلامی به تعدادی از اندیشمندان و بزرگان برخورد می کنیم که عنوان ابیوردی را با خود داشته اند


    پارك شادي:

    كه قديمي ترين پارك شهرستان مي باشد.


    پارك ملت :

    در فاصله يك كيلومتري شهر درگز در مسير جاده درگز – چاپشلو واقع است.


    پارك جنگلي چهل مير:

    كه معروفترين دره منطقه است ودر قسمت شرقي پارك تندوره واقع است.


    دره امام قنبر:

    كه در 20 كيلو متري جنوب شهر درگز قراردارد.


    دره چرلاغ:

    كه در 34 كيلومتري جنوب غربي شهر درگز قرار گرفته است.


    دره درونگرودر بادام:

    كه در مسير جاده درگز به قوچان ودر امتداد رودخانه درونگر قرار دارد .


    دره شمسي خان:

    كه در قسمت جنوب شرقي شهر درگز در فاصله 50 كيلومتري دره درگز واقع شده است.


    دره قزلق:

    اين دره وقوزغان دره در مرز ايران وتركمنستان حدود 45 كيلومتري شرق درگز واقع است.


    آبگرم:

    منطقه آبگرم واردوگاه اميدهاي انقلاب اسلامي در 15 كيلومتري جنوب شهر درگز ودر مسير جاده درگز به چاپشلو واقع است.


    قرخ قيز(چهل دختر):

    در 5 كيلومتري جنوب شهر درگز قرار گرفته كه كوهي منفرد وكم ارتفاع است. اين كوه رسوبي ومربوط به دوران دوم و اواخر دوران سوم زمين شناسي است. نام قرخ قيز يادگاري از نياكان اوليه است كه از حدود پنج هزار سال پيش در اين سرزمين مي زيستند.


    پارك ملي تندوره:

    كه در منتهي اليه شمال شرقي كشور ودر حدود شمالي استان خراسان در شهرستان درگز واقع است كه با سيمايي كوهستاني وصخره اي با دره هاي عميق وتپه ماهورهاي بلند ومرتفع با شيب هاي متغير در جهات مختلف جغرافيايي مي باشد . وتندوره نام چشمه اي است كه در اين پارك جنگلي جاري مي باشدبه همين دليل اين پارك را تندوره مي نامند . تندوره به زبان كردي به معني تنور مي باشد واز آنجايي كه اين چشمه از حوض هايي شبيه به تنور خارج مي گردد بر آن نام تندوره نهاده اند. 


    غار قزلق:

    از نمونه غارهاي اين منطقه غاز قزلق يا غار ديو است كه در 22 كيلومتري جنوب شرقي درگز بعد از روستاي قزلق در نيمه راه ارتفاعات شازي وكاني گاز قرار داردواز محل هاي اعتقادي وديدني درگز است كه داراي 3 درب ورودي در كف دره ونيمه هاي بلند مي باشد . طول غار حدود يكصد كيلومتر داراي دو دالان مي باشد. نوع غار از غارهاي آهكي است كه احتمالا در دوران عصر حجر مورد استفاده انساني بوده است.


    غار شادمينه(شادمهنه):

    واقع در 16 كيلومتري غرب درگز در 300 متري علامه شهرستاني كه بقاياي دژ نظامي مربوط به قرن پنجم ودوره سلجوقي مي باشد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • اسب داري و سوارکاري هنوز جايگاه شايسته اي در درگز ندارد

    سوارکاری در درگز :  مصاحبه مقصودی (خبرنگار روزنامه خراسان در درگز) با پیشکسوتان و مسئولین درباره ورزش اسب دوانی در درگز


    روحانی هاشمی خاتمی
     
    مقصودی - خراسان: پيشينه تاريخي شهر درگز حکايت از آن دارد که صنعت «اسب داري» و ورزش سوارکاري از زمان هاي دور در اين منطقه رواج داشته است. هر چند در عصر کنوني با توجه به افزايش وسايل نقليه از قبيل موتورسيکلت، نيسان، تراکتور و... اين صنعت رونق گذشته خود را از دست داده است. با اين حال درست در زماني که نسل اسب هاي توانمند در اين منطقه رو به انقراض بود، عده اي از علاقه مندان بار ديگر به اين صنعت روي آوردند و به احياي آن پرداختند و براي توسعه آن تلاش کردند. توسعه اسب داري و سوارکاري در شهرستان درگز به اوايل انقلاب يعني دهه ۶۰ بازمي گردد که تعدادي از علاقه مندان به ورزش سوارکاري براي اولين بار اقدام به تشکيل هيئت سوارکاري در شهرستان کردند و با برگزاري مسابقات و تشويق اسب داران، اين صنعت را رونقي دوباره بخشيدند. به طوري که آمار حدود يکصد رأس اسب بومي در اوايل انقلاب اينک به بيش از يک هزار رأس اسب بومي و نژادهاي برتر رسيده است و سالانه نيز شاهد برگزاري مسابقات مختلف فصلي و مناسبتي در پيست سوارکاري درگز هستيم و اين رشته ورزشي مورد تأکيد اسلام، از رونق نسبي برخوردار است. البته با وجود توسعه و افزايش تعداد اسب ها متأسفانه شرايط به گونه اي نيست که اسب داران براي ادامه کار انگيزه کافي داشته باشند؛ بسياري از علاقه مندان در ابتدا وارد ميدان شدند و حتي اقدام به ساخت اصطبل و محل نگهداري اسب ها کردند اما به دليل نبود حمايت جدي و اصولي با مشکلات عديده اي مواجه شدند و حتي در برخي موارد آن ها مجبور به فروش اسب هاي خود شدند و تعدادي هم اين صنعت را رها کردند و به مشاغل ديگري روي آوردند.

    يکي از پيشکسوتان صنعت اسب داري و سوارکاري در درگز که ۳ دهه از عمرش را در اين صنعت گذرانده است، به خراسان مي گويد: هيئت سوارکاري و به طور کلي اسب داران درگز با ۲ مشکل عمده مواجه هستند: يکي نبود ميدان «چوگان» و ديگري نبود ميدان سوارکاري. زيرا اين ۲ عامل نقش موثري در جذب و ترغيب اسب داران دارد و متأسفانه در هر دو مورد هم دست ما خالي است.

    علي اکبر روشن بخش مي افزايد: ميدان فعلي اسب دواني شهر، از نظر مالکيت مشکل دارد و ثانياً اين ميدان اصلاً استاندارد نيست و مي تواند حادثه خيز باشد و غير از آن هم سوارکاران نمي توانند قدرت مانوري در اين ميدان داشته باشند.

    وي مي گويد: به نظر من، اسب سواري و سوارکاري در چند سال گذشته رشد داشته است و در حال حاضر هم مي توان با ايجاد ميدان ورزش «چوگان» بيش از پيش اين صنعت را رونق داد زيرا در ميدان چوگان هم اسب داران مي توانند وقت بيشتري را صرف اسب سواري کنند و هم تماشاگران با ديدن صحنه هاي سوارکاري بيشتر جذب اين رشته مي شوند. «روشن بخش» مي افزايد: مدتي است که به دنبال اخذ مجوز براي راه اندازي ميدان چوگان هستيم اما وقتي اين ورزش مهم در استان هيئت ندارد، در شهرستان درگز نمي توان کاري انجام داد. در عين حال پيگيري هاي مستمري انجام داده ايم و قول هايي هم توسط مسئولان استاني براي رونق اين ورزش جذاب در شهرستان داده شده است و بايد گفت اگر رشته ورزشي چوگان در اين شهر پا بگيرد، مشکل ميدان و اسب داران و اسب سواران نيز قطعاً برطرف خواهد شد.

    وي يکي ديگر از مشکلات اسب داران را نبود ميدان «تاخت» براي سوارکاران دانست و افزود: متأسفانه اسب هاي درگز بيشتر به «يورغه» گرايش دارند، در صورتي که زمينه رونق رشته «تاخت» در ورزش سوارکاري درگز هم وجود دارد.

    يکي ديگر از پيشکسوتان اسب داري و از دلالان مسابقات اسب دواني نيز مي گويد: صنعت اسب داري و سوارکاري يکي از فعاليت هاي چشمگير و قابل توجه در شهرستان درگز است و به دليل موقعيت کوهستاني منطقه، مردم علاقه وافري به نگهداري اسب دارند اما به دليل هزينه هاي سنگين نگهداري اسب، عده اي مجبور شده اند اسب هاي خود را بفروشند. نصرا... منوريان مي گويد: مثلاً خود من علاقه زيادي به اسب داري دارم اما با توجه به مشغله کاري و هزينه ها قادر به نگهداري از اسب نيستم. در اين زمينه پيشنهاد مي کنم يک مرکز نگهداري اسب در شهرستان راه اندازي شود.

    وي مي گويد: چند سال قبل دو رأس اسب داشتم که کنار رودخانه آن ها را بسته بودم و متأسفانه با بارش باران شديد در ارتفاعات و جاري شدن سيل هر ۲ اسبم را سيل برد و کسي هم براي جبران خسارت کمک نکرد، در صورتي که نيازمند کمک براي جايگزيني اسب ها بودم. اين وضعيت باعث سرخوردگي اسب داران مي شود.

    وي در پايان صحبت هاي خود مهم ترين مشکلات را در زمينه اسب سواري، نبود ميدان مناسب سوارکاري و حمايت نکردن نهادهاي دولتي دانست و افزود: اميدواريم مسئولان برنامه ريزي خوبي براي جهش اين صنعت در درگز داشته باشند.

    در ادامه براي کسب آگاهي بيشتر از وضعيت اسب داران شهرستان، با چند تن از مسئولان اعضاي هيئت سوارکاري و رئيس اداره ورزش و جوانان درگز گفت وگو کرديم.

    رئيس اداره ورزش و جوانان درگز در گفت وگو با خراسان بسياري از مشکلات هيئت سوارکاري درگز را ناشي از نبود پيست سوارکاري مي داند و مي گويد: اگر مشکل پيست سوارکاري شهرستان برطرف شود، بقيه مشکلات هيئت قابل حل است.

    «علي لطفي» مي افزايد: براي حل مشکلات مالکيتي پيست سوارکاري موجود در منطقه «چغر» درگز با مدير سازمان جهاد کشاورزي استان گفت وگو شده است و ايشان و مدير جهاد کشاورزي درگز قول داده اند، مشکل مالکيتي پيست سوارکاري را حل کنند. وي افزود: اگر اين زمين که مساحت آن حدود ۲۰ هکتار است، به هيئت سوارکاري تحويل شود قطعاً سرمايه گذاري خوبي در اين محل انجام خواهد شد و اسب داران رغبت بيشتري نسبت به سوارکاري و نگهداري اسب خواهند داشت.

    وي تعداد اسب هاي موجود در درگز را بيش از ۷۰۰ رأس اعلام کرد و گفت: به دليل علاقه مردم، اين تعداد رو به افزايش است و سالانه ۴ تا ۵ مسابقه هم به مناسبت هاي مختلف در شهرستان برگزار مي شود و در صورت توجه بيشتر مسابقات بيشتري هم خواهيم داشت. رئيس هيئت سوارکاري درگز نيز با تأکيد بر لزوم رفع مشکل پيست سوارکاري مي گويد: طي روزهاي گذشته به همراه چند تن از اعضاي هيئت سوارکاري در سفر مدير جهاد استان به درگز با ايشان ديدار و گفت وگو کرديم و دکتر طباطبايي نيز در خصوص واگذاري پيست از طريق مزايده قول مساعد داد. قرار است با درخواست هيئت سوارکاري اين اقدام به زودي انجام شود.

    «هادي يکرنگ» گفت: وضعيت کنوني پيست نيز غيراستاندارد است و معمولاً در برگزاري مسابقات از نظر ايمني با مشکل مواجه مي شويم و هر لحظه، امکان برخورد اسب با تماشاچيان وجود دارد و وضعيت موجود در واقع قابل کنترل نيست و همواره با بي نظمي هايي همراه بوده است. وي ضرورت ايجاد «باشگاه سوارکاري» در شهرستان را يادآور شد و افزود: به دليل هزينه زياد نگهداري اسب بايد باشگاه سوارکاري در شهرستان ايجاد شود زيرا بسياري از علاقه مندان به دليل نبود مکان مناسب قادر به نگهداري از اسب هاي خود نيستند. به منظور گسترش اين ورزش بايد مکان مناسبي براي ساخت باشگاه سوارکاري در نظر گرفته شود.

    همچنين مدير جهاد کشاورزي درگز نيز با اشاره به اقليم مناسب درگز براي پرورش اسب گفت: موقعيت استثنايي درگز و وجود زمينه هاي مساعد و از طرفي نزديکي منطقه به کشور «ترکمنستان» که داراي نژاد خوب «اسب ترکمن» است، مي تواند در پرورش و صادرات اسب بسيار موثر باشد. مهندس «سهراب قلي نژاد» درباره زمين مورد درخواست هيئت سوارکاري نيز گفت: اخيراً از سوي هيئت سوار کاري درگز درخواست کتبي براي تأمين زمين مورد نياز ارائه شده است اما با توجه به قوانين و مقررات موجود نظر ما بر اين است که هيئت سوارکاري طرح جامعي ارائه دهد، زيرا معتقديم با واگذاري زمين مشکل آن ها حل نخواهد شد، بلکه بايد تأسيساتي هم براي فعاليت ايجاد شود تا بتوان بيش از پيش اين صنعت را رونق داد.

    وي افزود: درگز زمينه خوبي براي توسعه سوارکاري دارد و مردم هم علاقه زيادي به اين رشته ورزشي دارند. در توسعه فعاليت هاي اسب داري ۲ موضوع پرورش و صادرات اسب و همچنين بعد تفريحي آن را بايد در نظر گرفت.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نتایج انتخابات شوراها و ریاست جمهوری در شهرستان درگز

    انتخابات در شهرستان درگز :  نتیجه انتخابات در شهرستان درگز به شرح زیر است.


    نتایج انتخابات شوراها و ریاست جمهوری در شهرستان درگز به طور جداگانه اعلام می گردد.

    روحانی هاشمی خاتمی
     
    نتیجه انتخابات شورای شهر درگز: نتايج شمارش آراء انتخابات چهارمين دوره شوراهاي اسلامي در شهرستان درگز اعلام شد.

    1- محمدعلي گليمي با 6 هزار و 584 راي

    2- محمدرضا پوش با 4 هزار و 906 راي

    3- محمدحسن راحلي با 4 هزار و 452 راي

    4- توحيد غلامي سعبدآباد با سه هزار و 597 راي

    5- محمد اتحاد بادلو با سه هزار و 92 راي

    6- حسين جليلي جشن‌آباد با سه هزار و 69 راي

    7- اردشير پازوكي با سه هزار و 62 راي

    لازم به ذکر است؛ سه نفر عضو علي‌البدل اين شوراي به ترتيب جعفر دانا با سه هزار و 33 راي،سعيد قوي بازو با دو هزار و 933 راي و ايوب نيازي با دو هزار و 884 راي انتخاب شدند.


    پنج عضو منتخب شورای شهر لطف آباد: در این انتخاباتˈ فردین عوض پورˈ با 606 رای، ˈحجت الله قلی زاده حمیدیˈ با 446 رای، ˈنعمت الله مردانیˈ با 442 رای، ˈحسن اوغلان شیخا ˈ با 417 رای و ˈاسماعیل لامسهˈ با 412 رای حائز بیشترین آرای ماخوذه شده اند.

    اعضای علی البدل شورای اسلامی شهر لطف آباد را ˈمحمد ناصری تبریزیˈ با 301 رای و ˈبهناز سیاسی لطف آبادیˈ با 290 رای هستند


    اعضای منتخب شورای شهر چاپشلو: در این شهرˈاکبر یوسفیˈ با 539 رای، ˈحسن زراعتکارˈ با 533 رای،ˈمهدی خسرونیاˈ با 401 رای، ˈحسن مظفری پهلوان لوˈ با 370 رای و ˈجبار شعبانیˈ با 357 حائز بالاترین آرای ماخوذه شده اند.

    به گفته وی، همچنین ˈصفورا امجدیˈ با 346 رای و ˈاسماعیل رحمانیان چاپشلوˈ با 342 رای حائز اکثریت آرا به عنوان اعضای علی البدل شدند.


    پنج عضو منتخب شورای شهر نوخندان: ˈ کیانوش عباسیˈ با 717 رای ، ˈسیامک براتیان قویˈ با 614 رای، ˈفریدون پاکروان نوخندانˈ با 524 رای ، ˈعلی مداح امام قلیˈ با 435رای و ˈفرج رمضان پورˈ با 368 بیشترین آرا را کسب کرده اند.

    وی اعضای علی البدل شورای شهر نوخندان را شامل ˈمهدی پورقاموسی نوخندانˈ با 356 رای و ˈمرتضی تیز روˈ با 339 رای انتخاب شدند.



    نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در شهرستان درگز: نتايج شمارش آراء يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در شهرستان درگز اعلام شد که پس از وصول نتايج شعب سراسر شهرستان به شرح ذيل است:

    1- حسن روحاني با 16 هزار و 244 راي

    2- محمد باقر قاليباف با 15 هزار و 142 راي

    3- سعيد جليلي با 6 هزار و 526 راي

    4- علي‌اكبر ولايتي با يك هزار و 462 راي

    5- محسن رضايي ميرقائد با يك هزار و 439 راي

    6- سيد محمد غرضي با 533 راي


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نقدی بر کتاب نوخندان نوشته آقای فریدون پوراحمدیان

    کتاب نوخندان : چندی پیش کتابی دیگر از سوی یکی از درگز پژوه های شهرمان جناب آقای پوراحمدیان منتشر شد. این کتاب که نوخندان نام داشت مورد انتقاد هایی نیز واقع گردید که یکی از منتقدین پیگیر این کتاب بهمن رنجبران از دیگر تاریخ نگاران شهرمان بودند.



    بهمن رنجبران محقق تاریخ نویس درگزی در نقدی بر کتاب نوخندان ، نوشته دوست گرامی جناب آقای پوراحمدیان که کتاب های دیگری را نیز در زمینه شناخت شهرستان درگز و تاریخ آن منتشر کرده اند نامه انتقادی را به اداره ارشاد اسلامی شهرستان درگز تقدیم کرده است که جهت انتشار عموم این نامه را به ما ارئه کرده اند. و برای اطلاع بازدیدکنندگان گرامی منتشر می شود. ضمنا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و صد البته افتخار این سایت است که چنانچه همشهری گرامی آقای پوراحمدیان نیز مطالبی جهت تنویر افکار عمومی و روشن شدن موضوع و پاسخ به انتقادات مطرح شده هر پاسخی دارند جهت انتشار ارائه نمایند.


    نامه آقای بهمن رنجبران به اداره ارشاد اسلامی درگز:

    بسمه تعالی 
    تاریخ نامه14/9/1391

    اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان درگز

    سلام علیکم

    احتراما پیرو نامه مورخه 26/4/1391 به استحضار میرساند: در صفحه10 کتاب نوخندان نوشته آقای پوراحمدیان چنین آمده است: شهر درگز اعم از بافت قدیم و جدید آثار کهنی ندارد وآثار باستانی آنرا از زمان ساخته شدن شهر محمد آباد (درزمان قاجاریه ساخته شده است) می باشد. با نقد مطلب آورده شده و اینکه در داخل شهر درگز آثار کهن و تاریخی قبل از پاتیان ( تپه صاحب جان ) وجود دارد و اگر نویسنده کتاب نوخندان اندکی در باره آثار تاریخی شهر درگز مطالعه و بررسی میکردند چنین عجولانه و شتابان شهر تاریخی درگز را زیر سوال نبرده و آثار تاریخی شهردرگز را از زمان قاجاریه نتیجه گیری نمی کردند.

    لازم دانسته مواردی را در همین رابطه تقدیم گردد:

    1-در صفحه 40 کتاب جغرافیای تاریخی شهر درگزآپاوارتاکن نگین هزار مسجد ،نوشته محمد رضا فیض آبادی، نقشه شهردرگز ترسیم شده و نشان میدهد تپه باستانی وتاریخی صاحب جان ، داخل شهر درگزمی باشد.

    2-در صفحه 115 کتاب اشاره شده( جغرافیای تاریخی شهر درگز– فیض آبادی) در مورد تپه صاحب جان چنین آمده است: تپه صاحب جان در داخل شهر درگز و دارای شماره ثبتی 675 درسازمان میراث فرهنگی می باشد.                
    3- در صفحه 120 کتاب ( جغرافیای تاریخی شهر درگز – فیض آبادی ) در مورد قدمگاه چنین آمده است: قدمگاه درقسمت شمال غربی شهر درگز،مقابل تپه صاحب جان قرار گرفته است که متصل به شهر درگز است. ( تصاویر موارد 1 و 2 و 3 پیوست می باشد
    4- در فهرست آثار باستانی منطقه درگز در مورد تپه صاحب جان چنین نوشته شده است: تپه صاحب جان داخل شهر درگز، در مغرب شهر مربوط به قبل از اشکانیان ، تاریخ ثبت 23/1/1346 

    از آن ادره محترم خواهشمند است با عنایت به موارد فوق و دلایل و مطالب اشاره شده در مورد آثارکهن و باستانی شهر درگز دستور فرمایند ، مطلب ذکر شده آقای پوراحمدیان در صفحه 10 کتاب نوخندان از کجا گرفته شده و در کدامین کتاب مستند و تاریخی و مرجع و باستانی آمده و نوشته ایشان از روی چه دلیل و مدرک می باشد؟ بررسی و اقدام مقتضی معمول و پاسخ لازم از نویسنده مطلب را با دلیل و مدرک اخذ و در پاسخ به نامه، اینجانب را نیز مطلع فرمایند.  

    قبلا از دلسوزیهای آن اداره محترم دررابطه با آثار باستانی و فرهنگ شهر درگز نهایت تشکر و سپاسگزاری را دارم.

    با احترام –  بهمن رنجبران

    رونوشت :

    اداره کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی بمنظور استحضار و اقدام لازم 


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نقد بهمن رنجبران بر متون معرفی تاریخ درگز در سایت ها

    تاریخ درگز : نقدی از سوی یک محقق و تاریخ نگار درگزی در مورد مقالات مربوط به معرفی تاریخ و نام های درگز در گذشته که در فضای سایبری منتشر شده است.


    کیانوش انصاری: بهمن رنجبران کارمند اداره دارایی بوده و همینک بعد از بازنشستگی یک محقق تاریخی است او سالهای بعیدی را در تحقیق و مطالعه در حوزه تاریخ شهرستان درگز و سرزمین مان ایران گذرانده است. چندی پیش از طریق همین سایت با بنده آشنا شده و طی تماس تلفنی که با بنده داشتند افتخار میزبانی ایشان نصیبم شد. در خانه چای و شیرینی خوردیم و گپ و گفتوگویی داشتیم و از استاد بسیار آموختم و مستفید شدم. در مورد تاریخ درگز و تمام جزئیاتش اطلاعات بسیار خوبی داشتند. از تاریخ ججو خان گرفته تا تمام بزرگان و قلعه داراگرد و گوشه های مختلف و پرافتخار تاریخ کهن این منطقه. چیزی که از همه بیشتر توجه من را در صحبت های ایشان جلب کرد نقدی بود که به نحوه نگارش تاریخ این شهرستان در این سایت و سایت های دیگر منتشر شده است. در توضیحی که هم اکنون از شهرستان درگز در سایت هایی چون ویکی پدیا منتشر شده است گویا به عنوان منبع از نگاشته های آقای قاسمی (اولین منتخب مردم درگز بعد از انقلاب) استفاده شده است و از نظر آقای رنجبران ایراداتی به این نگارش ها وارد است. ایشان با مطالعه متن تاریخ شهرستان درگز در این سایت احساس تعهد کرده و نقد خود را به اینجانب رسانده اند که برای اطلاع عموم و دیگر صاحب نظران در زیر همین نوشته خواهم آورد. چنانچه افراد صاحب قلم و نظر درباره ادعاهای استاد نقد و ردی نداشتند انشاالله توضیح درباره نام های شهرستان درگز را در تمام سایت هایی که منتشر شده است اصلاح خواهیم کرد تا دیگر محققان و دانشجویان، جوانان و مردم شریف درگز که می خواهند از طریق اینترنت درباره شهرستان درگز اطلاعاتی کسب کنند با اطلاعاتی صحیح و کاملتری رو به رو شوند. از دوستان عزیز درخواست می کنم چنانچه نقد و یا صحبتی در این باره دارند در زیر همین مطلب قسمت نظرات دیدگاه خودشون رو به ثبت برسونند.



    نام هایی که به عنوان اسامی تاریخی درگز در سایت ها است اسامی دقیق درگز نیستند؟



    بهمن رنجبران :  در باره درگز مطلبی در سایت مطالعه کردم که در آن نوشته شده بود : شهر و ناحیه درگز از دوران پیش از اسلام تاکنون داراگرد، نسایا ،آپاوارتاکن ، باورد ، ابیورد ، اتک ، نسایا ، نسا ، درون ،خاوران و دریجز نامیده میشده است . با درخواست از برادر بزرگوارم جناب آقای کیانوش انصاری با توجه به اینکه مطلب فوق در سایت شما نوشته شده خیلی مشتاقم بدانم چگونه درگز از دوران پیش از اسلام تاکنون به نامهای ذکر شده نامیده شده است ؟ بطور خلاصه اینکه آقای انصاری فرمودند این موضوع را پیگیری کرده و از نتیجه شما را مطلع میکنم و از اینجانب نیز درخواست کردند در مورد موضوع و نامهای ذکر شده برای درگز نظر خود را اعلام کنم. اینجانب نیز با مراجعه به کتابهای معتبر و سفرنامه ها و یادداشت های محققین و مورخین و... مطالبی جمع آوری نموده که قبل از ارایه و درخواست مطالعه آنان لازم میدانم اشاره یی در مورد نامهای ذکر شده داشته باشم :

    1 – در مورد نامهای آپاوارتاکن ، باورد ، ابیورد : واژه باورد ، ابیورد ، آپاوارتاکن مربوط به یک جا و یک منطقه بوده که واژه ها با توجه به نوع زبان و تاریخ قبل از اسلام و بعد از اسلام و قومیت در طول زمان به نامهای فوق تغییر یافته است و اگر در اینباره بررسی لازم شود نام واژه ها خیلی بیشتر از مواردی است که در فوق ذکر شده است و علاوه بر آنان میتوان نامهای زیر را نیز اضافه کرد : آپارتن – اپاورد – اباورد – اپیورد – آپاروارتن – آپاوارتا و ... که همگی یک جا و یک مکان را با توجه به مطالب ارایه شده نشان میدهد که معروفیت آن در قدیم باورد و پس از آن ابیورد میباشد .

    2- در مورد نامهای نسیایا ، نسایا ، نسا : واژه نسیایا ، نسایا ، نسا نیز نام یک جا و یک مکان میباشد و آنهم با توجه به نوع زبان و قومیت در طول زمان به نامهای مختلف تغییر شکل داده و در نهایت مربوط به یک مکان است. و لازم به ذکر است که نامهایی که مربوط به نام نسا می باشد خیلی بیشتر از واژه هایی است که در بالا آمده است بطورمثال : نیسایه – نساء – نی سی نیه – نیسا و ... که نام نسا از همه معروف تر است

    3 – در مورد نامهای داراگرد ، دریجز : واژه و نامهای داراگرد و دریجز نیز با توجه به مطالب تاریخی و تغییر نامی در طول تاریخ یک مکان را نشان میدهد و علاوه بر واژه ها و نامهای فوق دارای نامهایی نیز است که بطور مثال : دارا – داراگرز – دره گز –دره جز - درگز میباشد . که همگی یک جا و یک مکان را نشان میدهد و معروفیت نامی آن در قدیم شهر دارا بوده و اکنون نام شهر درگز می باشد . شایان ذکر است که منطقه خاوران ( خابران) منطقه و دشتی را شامل میشود که شهرهای ابیورد و نسا و دارا در آن واقع شده است و هر شهر ذکر شده (ابیورد، نسا، دارا) جزئی از منطقه خاوران است. اتک و درون نیز در خاوران واقع شده بطوریکه اتک یا ایتاک یا اتی منطقه ای است که در بر گیرنده دامنه میباشد با شرح گفته پروفسور بارتولد که میگوید کلیه آبادیهای واقع در دامنه سلسله جبال خراسان را اتک میخوانند و شهرهای قدیمی و معروف انرا باورد و نسا میداند در نتیجه درگز در داخل منطقه اتک قرار دارد که با مطالعه مطالب ارایه شده پی به موقعیت آن میبریم . بطور کلی چنین نتیجه میشود که نسا و ابیورد شهرهایی است که ازهم جدا بوده وهرکدام دارای روستاها و قریه ها وشهرکهای زیادی بوده و از هم فاصله زیادی داشته است ( بیش از صد کیلومتر ) . شهر دارا در داخل منطقه ابیورد بوده و شهر درون که منطقه درونگر را منسوب به آن میدانند ، را میتوان گفت در داخل منطقه نسا واقع بوده است ونام شهر درگز فعلی ماخوذ از دارا بوده و آخرین نام آن در منطقه قبل از شهر محمد آباد درگز اکنون کهنه قلعه که به قلعه دستگرد هم معروف است میتوان نام برد . شهرستان فعلی درگز در بر گیرنده شهر دارای قدیم ( درگز) از منطقه ابیورد وشهر درون از منطقه نسا و قسمتی از اتک میباشد و در کل میتوان گفت شهرستان فعلی درگز در بر گیرنده قسمتی از منطقه نسا و ابیورد بوده که در داخل آن شهر دارا ( درگز ) و شهر درون واقع شده است . 

    شهرهای نسا و ابیورد با قسمتی از منطقه آنان در قرارداد آخال (در زمان قاجار) از خاک خراسان و ایران جدا شده و در داخل خاک کشور ترکمنستان می باشد . 

    نام ها و واژه های خاوران – اتک – نسا – باورد(ابیورد) – دارا ( درگز) در طول تاریخ به نامهای زیر آمده اند : 
    « خاوران - خابران – خاواران - اتک – ایتاک - اتی - نیسایه – نساء – نسا – نی سه نیه – نیسا - میتری دات کرت - مهرداد کرت –نسایا - نیسایا -نسایه – پارتانیسا - پارتونیسا – درون - باورد - بابااورد – اباورد- اپاورد - ابیورد – اپیورد- پااورت – پاورت - پا اورتن - آپاوارتاکن - آپاوارتن - آپاوارتا - زاپاتنن - آپاروارتن - آپارتن – آپاراتیکن – زاپا اورتن –دارا – داراگرد - داراگرز – دریجز - دره جز - دره گز - درگز» 

    مستندات و دلایل و مطالب ارائه شده مربوط به نام و موقعیت مکانی منطقه های خاوران ، اتک و شهرهای ابیورد ، نسا و دارا (درگز) که درباره ی هرکدام چندین مورد در این تحقیق آورده شده است به شرح زیر می باشد:

    الف) درباره خاوران و اتک:
    در برخی متون جغرافیایی تمام منطقه خراسان ، ماوراالنهر و سیستان سرزمین خاوران نامیده شده است . در این سرزمین منطقه خابران در دامنه کوههای هزار مسجد واقع بوده و از شمال به سر زمین قرا قوم ( سیاه ریگ) و از شرق به رود تجن و حدود مرو و از غرب به جلگه ترکمان محدود میشده است . دشت وسیع خابران که بعد ها در زمان هجوم ترکمان به دشت اتک ، ایتاک و یا اتی ( ولایت دامنه ای ) معروف شد . جلگه ی پهناوری است که شهر های چندی را در خود جای داده است و بطور قطع قبل از هجوم آریا یی ها جمعیت های بومی در خود داشته است ، ولی درمورد چگونگی تمدنی که در این ناحیه وجود داشته است منابع موجود اطلاعات مختصری ارائه می دهند ، زیرا تنها با هجوم آریایی ها و سکونت آن ها در اواسط هزاره ی دوم به اسامی (تورنگ تپه ) و ( شاه تپه) و ( یارم تپه) و آنو بر می خوریم که حکایت از اسکان جماعتی از اقوام آریایی در این ناحیه دارد . در دوره ی حکومت ماد ها بر نجد ایران ما با اولین شکل گیری اقوام در این مناطق رو به رو می شویم نخستین قومی که در این منطقه در صحنه ی تاریخ ظاهر شد قوم داهه یا دهه بود که بعد ها اساس دولت پارتیان را تشکیل داده اند جماعت دیگری که در این ناحیه زندگی می کردند طایفه ای از سکا ها به نام سکا های (تیز خود) بودند ودر همین زمان است که اولین شهر این منطقه که حکایت از زندگی اسکان یافته ی شهری می کند به نام ( نیسا ) پدید آمد . در دوران هخامنشی نیز اطلاعات تاریخی اندکی راجع به این سرزمین وجود دارد منابع از وجود اقوام داهه صحبت می کند و گفته می شود که کورش به دست (ماساگت ها) یا احتمالاً (سکا های تیز خود) ازبین میرود . دشت خابران در دوره ی پارتیان اهمیت سیاسی ویژه ای کسب کرد اقوام (داهه) که اساس جمعیت پارت ها را تشکیل می دادند تحرکات سیاسی خود را شروع کردن ودر مقابل مهاجمان یونانی دست به مقاومت هایی زدند ، در همین زمان است که ما به نام شهر هایی چون ( دارا) ، ( باورد) و ( نیسا ) بر می خوریم که این شهر ها با اسکان جمعیت های دامدار ومهاجر پدید آمدند ودر طول حیات ایران باستان خود نمایی کردند . دردوره ی ساسانی اطلاعات چندانی از این سرزمین نداریم نام های ( حمران دژ) ، ( نیسا ) ، ( ابیورد) در نقشه های تاریخی این دوران دیده می شود . تهاجماتی که در دوره ی ساسانی از جانب سکا ها و هیاطله روی داده ازهمین معبر صورت گرفته است . این سرزمین که در این ایام دشت خابران نامیده می شد شامل شهر هایی از جمله ( رونه ) ، ( مهنه ) ، ( نیسا ) ، ( ابیورد) و ( دارا گرز) یا درگز میشده است .که همین شهر ها در اوایل دوران اسلامی نیز وجود داشته اند.

    باهجوم ترکان به دشت خابران این منطقه به نام ( دشت اتک ) شناخته شد که بقول بار تولد ( ایتاک ) به معنی ولایت دامنه ی کوهپایه است اتک به سبب مو قعیت خاصی که دارد پیوسته درمعرض تهاجمات اقوام کوچ نشین آسیای میانه بوده است و هر از چند گاه یک بار این تهاجمات زندگی را در این منطقه به خطر می انداخته است دهخدا درباره ی دشت اتک مینویسد اتک ناحیتی است از تر کستان روس در دامنه ی شمالی کوههای سرحدی بین جورس و دوشک که بر خط اهن واقعند و چون از اعمال ابیورد بوده جزء خراسان محسوب میشده است در قرن دهم و یاز دهم هجری جزء خانات خوارزم شد و پس از آن بدست ترکمانان افتاد و قبل از تصرف آن بدست روسیه حد بین خراسان و اتک دقیقا مشخص نبوده از ایامیکه ترکما نان در این منطقه اسکان یافتند این دشت به دشت قرا قوم مشهور شد این صحرا که تا سرخس و مرو امتداد می یابد بخشی از ریگستان قرا قوم می باشد که در قلمرو ترکما نان بوده است.

    1 -- تحقیقات جغرافیایی تاریخ شهر های خراسان ص 199 سید حسین رییس السادات.
    2 -- ریاضی غلامر ضا تحقیق در واژه خراسان نامه ی استانقدس شماره یک 1339 ص


    ب) درباره نسا
    *مرکز خراسان باستان یا ایالت پارت در آغاز شهر نیسایه (نسا) بوده‌است که یونانیان آن را نیسا می‌خواندند. نسا ، از جمله شهرهای تاریخی ترکمنستان است که سابقه آن به قبل از اسلام می رسد. در دوران خلافتهای اموی و عباسی و حکومتهای سامانی و غزنوی و سلجوقی ، شهر مهم و باعظمتی بوده اما با حمله مغول و سپس تیمور، رو به ویرانی نهاده و رونق خود را از دست می دهند. و یرانه های شهر باستانی نسا در پانزده کیلومتری شهر عشق آباد قرار دارد.

    *ماسون ، کاوشگر شهر باستانی نسا، معتقد است ، این شهر از زمانی که مهرداد اول (171 ق م ) آن را بنا کرد تا انقراض دولت پارت آباد بود. نسا که در دوازده کیلومتری شرق عشق آباد و نزدیک روستای بَجیر قرار دارد، شامل دو بخش نسای قدیم و نسای جدید است . نسای جدید شهری محصور و دارای گورستانهای بسیار است که در اواسط قرن سوم میلادی متروک شد و نسای قدیم مشتمل بر اقامتگاه شاهی ، یک شهر محصور شامل قصرها و نیایشگاهها و آرامگاههای شاهان پارت است (بلنیتسکی ، ص 108؛ فرامکین ، ص 231). در اوستا و پارسي باستان «ني‌سايه» ، در يوناني و رومي «ني‌سه‌نيه»، در پارسي «نسا» به فتح و كسر «ن‌يان» هر دو آمده و آن در اصل به معني آباد و آباده بوده است، اين كلمه از دو جز مشتق است: ني (پيشوند به معني : فرو پايين+ ) سي (در نهادن، نشستن، آسودن) پس نسا به معني نشستگاه، فرودگاه ، زيستگاه، آبادي است. بنابر آنچه در متون فارسي آمده است، «شهر نسا واقع ميان شهر مرو و بلخ پايتخت تيرداد، دومين پادشاه اشكاني (248 ‌214 ق.م) بوده است كه اين شهر در ده ميلي جنوب عشق‌‌آباد واقع بوده است. در مورد اين‌كه نسا عنوان و نام اصلي شهر بوده است ترديدي وجود ندارد. در حالي كه نام قديمي قسمت استحفاظي، بر اساس حكاكي‌هاي روي خرده سفال‌ها «ميتري داتكرت» به معناي محدوده جغرافيايي نسا «ساخت مهرداد» بوده است. نِسا از شهرهای باستانی ایران در خراسان بود. این شهر که پایتخت اشکانیان بود امروزه در محدوده کشور ترکمنستان قرار گرفته‌است. در زمان پارتیان (اشکانیان) ، شهر نسا از مهمترین شهرهای ایران به شمار می‌رفت و به نظر برخی مورخان، ارگ نسا، نخستین جایی بوده‌است که اشگ اول، بنیانگذار سلسله اشکانی به عنوان مرکز فرمانروایی خود برگزید. مورخان، نسا را زادگاه «پادشاهان پارت» مي‌نامند. موطن پارتيان در حواشي شمال شرقي خراسان (جنوب تركمنستان) قرار داشت. ويرانه‌هاي نسا در نزديكي تپه‌هاي پيش از تاريخي مانند «آنو» و نزديك عشق‌آباد، جاي گرفته است كه خاستگاه اجدادي سلسله اشكانيان بود. اين سلسله از نژاد «اشك» مي‌باشند و پس از سرداران اسكندر مقدونيايي تا زمان پادشاهي ساسانيان مدت 461 سال در ايران سلطنت كردند. پارتها در حدود سال 247 ق.م با سرنگون ساختن حاكم غاصب سلوكي، «آندراگوراس» كانون امپراتوري خود را در شمال‌شرقي خراسان بنياد نهادند. آنان مي‌بايستي براي كسب استقلال و بعدا براي كسب برتري در امپراتوري جنگزده سلوكي به نبرد ادامه مي‌دادند. ابتداي تاريخ آنان نسبتا تاريك است و گرچه در روايت‌هاي كتبي اقامتگاه‌هاي فراواني از آنان ذكر شده ولي گويا تيرداد، برادر و جانشين اشك موسس سلسله، در مستحكم كردن و احداث شهرها فعال بوده است. اسم نسايه نيز به عنوان ناحيه‌اي در متون تاريخي آورده شده كه قديمي‌ترين آنها در اوستا و كتيبه داريوش در بيستون است. براساس كتيبه داريوش منطقه عمومي كپت‌داغ، پارتيا و مركز قدرت پارتي بوده است كه تا پيش از حمله اسكندر يكي از ولايات ايران هخامنشي بوده است. نسا ، از جمله شهرهای تاریخی ترکمنستان است که سابقه آن به قبل از اسلام می رسد. در دوران خلافتهای اموی و عباسی و حکومتهای سامانی و غزنوی و سلجوقی ، شهر مهم و باعظمتی بوده اما با حمله مغول و سپس تیمور، رو به ویرانی نهاده و رونق خود را از دست می دهند. و یرانه های شهر باستانی نسا در پانزده کیلومتری شهر عشق آباد قرار دارد. پارتها )اشکانیان) در حدود سال 247 ق . م. با سرنگونی حاکم غاصب سلوکی ، آندراگوراس ، کانون امپراتوری خود را در شمال شرق خراسان بنیاد نهادند. 


    نشیمنگاه اجدادی سلسله اشکانیان ، شهر نسا بوده است که امروزه در نزدیکی پایتخت ترکمنستان(عشق آباد)، ویرانه‌های آن جای گرفته است. نسا شامل دو محوطه باستانی به نامهای نسای جدید و نسای قدیم است. نسای جدید شهر بوده است و نسای قدیم قلعه ای که اقامتگاه شاهانه با کاخ و خزانه ، ادارات و پادگان و شاید یک نیایشگاه بوده است. نکته قابل توجه این است که نسای جدید بسیار قدیمیتر از نسای قدیم و حتی پیش از تاریخ مسکون بوده است ، لیکن در هنگام دایر بودن نسای جدید ، نسای قدیم متروک گردیده بود و این نامها بر آنها نهاده شد. نسای کهنه در حدود 5 کیلومتری جنوب شرقی نسای جدید قرار گرفته است. در ناحیه نسا نیز مانند تیسفون و مدائن یک مجموعه شهری وجود داشته است. این مجموعه شامل پایتخت ، یک قلعه ، شهرکهای کوچکتر، معابد‌، روستاها و املاک زمینداران بوده است.

     ويرانه‌هاي نسا در نزديكي تپه‌هاي پيش از تاريخي مانند «آنو» و نزديك عشق‌آباد، جاي گرفته است كه خاستگاه اجدادي سلسله اشكانيان بود. اين سلسله از نژاد «اشك» مي‌باشند و پس از سرداران اسكندر مقدونيايي تا زمان پادشاهي ساسانيان مدت 461 سال در ايران سلطنت كردند.

    قلعه نسا قديم، در 15 کيلومتري غرب عشق آباد قرار دارد و در هزاره سوم پيش از ميلاد ساخته شده است. نسا پايتخت دولت پارت بوده و قصرهاي پادشاهي و معابد و گنجينه جواهرات پادشاهان پارت در اين قلعه قرار داشته است. در کاوش هاي باستانشناسي در نسا قديم، ساختمان معابد مدور و برجي شکل کشف شده است. در 4 کيلومتري شمال نسا قديم قلعه منصور تپه قرار دارد که احتمالا محلي براي اجراي آئين هاي مذهبي بوده است. در سال 224 ميلادي پس از سقوط سلسله اشکانيان، اين قلعه متروک شد ولي در عصر سلسله ساسانيان، فيروز پادشاه ساساني آنرا احيا» کرد. در سال 651 ميلادي نسا به قلمرو خلفاي عرب ضميمه و نسا جديد ساخته شد تا سال 1220 ميلادي نسا شهري آباد و بزرگ بود که در اين سال در هجوم مغول ويران گشت. پس از هجوم مغول قلعه نسا خيلي زود احيا شد، ولي عرصه نزاع ها و جنگ هاي مداوم بود و بالاخره در اوايل قرن نوزدهم، قصبه ترکمن هاي طايفه تکه، به نام باقر در اين منطقه به وجود آمد. در نزديکي نسا چند اثر تاريخي ديگر از قبيل مسجد حليم بردي ايشان (اوايل قرن بيستم)،قلعه قل مرگن(قرن نوزدهم)قراردارد. 

    یاقوت نوشته است: «نِسا شهري است در خراسان، بين آن و سرخس دو روز و بين آن و مرو پنج روز و بين آن و ابيورد يک روز و تا نيشابور شش يا هفت روز راه است‚ و سخت وبا خيز است. دانشمندان بزرگي از اين شهر بر خاسته اند، كه از جملة آنها ابو عبدالرحمان احمد نسائي صاحب كتاب «سُنن» است. او امام و پيشواي عصر خود در علم حديث و يكي از پيشوايان بزرگ ديني بود.»[24] در سالهای اخیر در ناحیه نسا در نزدیکی عشق آباد واقع در کشور ترکمنستان که مقر پادشاهان اشکانی بوده ، آرشیو بزرگی محتوی اسناد مالی که بر روی پاره های سفال نوشته شده بدست آمد . این اسناد به خط آرامی و زبان پهلوی اشکانی است که نظیر آن برروی سفال در خرابه های شهر دورا اروپوس یافت شده است . دیگر ، ابنیه و گورستانهایی است که در ناحیه نسا در نزدیکی عشق آباد کشف شده و در آنها نقاشی ها و مجسمه ها و مهرها و سکه ها و لوازم زندگی مردم آن زمان یافت شده است .

    ماسون ، کاوشگر شهر باستانی نسا، معتقد است ، این شهر از زمانی که مهرداد اول (171 ق م ) آن را بنا کرد تا انقراض دولت پارت (227) آباد بود. نسا که در دوازده کیلومتری شرق عشق آباد و نزدیک روستای بَجیر قرار دارد، شامل دو بخش نسای قدیم و نسای جدید است . نسای جدید شهری محصور و دارای گورستانهای بسیار است که در اواسط قرن سوم میلادی متروک شد و نسای قدیم مشتمل بر اقامتگاه شاهی ، یک شهر محصور شامل قصرها و نیایشگاهها و آرامگاههای شاهان پارت است (بلنیتسکی ، ص 108؛)

    فردوسی چند جا از نسا یاد میکند و به گفته وی در زمان بهرام گور این شهر وجود داشته : 
    زگرگان بیامد به شهر نسا 
    یکی رهنمون پیش پر کیمیا 
    بدینسان بیامد به نزدیک مرو 
    نپرد بدانگونه پران تذرو 
    بیاسود در مرو بهرام گور 
    چوآسوده شد شاه وجنگی ستور 

    در جای دیگر که مربوط به زمان پادشاهی نوشینروان است نیز واژه نسا را در شاهنامه می بینیم:
    بدر بر یکی مرد بد از نسا
    پرستنده و کار دار بسا


    ج: درباره ابیورد و دارا (درگز)

    شرح ابیورد در لغت نامه دهخدا ابیورد) اَ وَ ) (اِخ (یاقوت گوید: ایرانیان در اخبار خویش آرندکه کیکاوس زمینی را بخراسان به اقطاع باورد بن گودرزکرد و او شهری بدانجا بساخت که بنام بانی آن باورد منسوب شد. و بخراسان میان سرخس و نساء واقع است. و آنرا باورد نیز نامند و از این شهر است : ادیب ابوالمظفر محمدبن احمدبن محمدبن احمد الاموی المعاوی الشاعر و اصل او از قریه ٔکوفن یکی از قراء ابیورد است و او در هر فن از علوم امام و عارف به نحو و لغت و نسب و اخبار است و در بلاغت و انشاء صاحب یدی طولی است و در همه این دانشها او را کتاب است و شعر او سائر و مشهور است و وفات وی به بیستم ربیعالاول سال 507 هَ . ق . بود. و ابوالفتح بستی راست در مدیح او: اذاما سقی اﷲ البلاد و اهلها فخص بسقیاها بلاد ابیورد فقد اخرجت شهماً خطیراً باسعد مبرّاً علی الاقران کالاسد الورد فتی قدسرت فی سر اخلاقه العلی کما قد سرت فی الورد رائحةالورد. و فتح ابیورد بدست عبداﷲبن عامربن گریز به سال سی ویک از هجرت بود و بعضی گفته اند پیش از این سال احنف قیس این شهر را فتح کرده است . و نسبت بدان باوردی و ابیوردی است . وقتی تابع خراسان بوده فعلاً جز بلاد روس است و در قرن ششم مقر اسقف شامی بوده است . بشمال شرقی ایران از بلاد ثغری ایران و روس میان سرخس و گوگ تپه و جنوب شرقی عشق آباد. یکی از سرچشمه های رود اترک نزدیک ابیورد است و ابوعلی فضیل بن عیاض و انوری ابیوردی شاعر و ابوالمظفراحمدبن محمد اموی بدین شهر منسوبند. رجوع به انساب سمعانی و حبط 1 ص 171، 273 و حبط2 ص 137،282،318 و ترجمه تاریخ یمینی ص 130 و 152 و ذیل جامع التواریخ ص 2 و 88 و مرآت البلدان ذیل ابیورد و تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص467 و معجم البلدان شود.

    در اثر جغرافيايي حافظ ابرو در قرن پانزدهم ابيورد از شهرها و نواحي شهري خراسان محسوب مي‌شود . براساس اطلاعات به دست آمده در اين اثر در ناحيه ابيورد دهها قصبه، دهكده و چند شهر قرار داشت. ابيورد اولين بار در سال 1928 توسط هيئت اكتشافي خراسان تحت سرپرستي آ.آ.سميونف مورد تحقيق قرار گرفت. او نقشه شهر قديم، قلاع، خرابه‌هاي حصار شهر و ساختمانهاي روي زمين را كشيد. هيئت مذكور نوشته‌هاي روي قبول صندوقلي را رمز‌گشايي كرد. علاوه بر آن اطلاعات باستانشاسي گرد‌آوري شده توسط اعضاي هيئت بخشهاي مختلف ابيورد را شرح داده است.

    بدنبال هيئت خراسان د.د. يوكينيچ مهندس آبياري نيز از منطقه ابيورد در سال 1929 بازديد نموده و ياد‌داشتهايي را درباره خرابه‌هاي شهر ابيورد (پشداگ) از خود بر جاي گذاشته است. در سال 1947 يكي از دسته‌هاي يو.ت.آ.ك.ا. كه عمليات اكتشافي انجام داده و تاريخ تشكيل بافت شهري از اوايل قرون وسطي تا قرن نوزدهم را تأليف كرده بود از ابيورد بازديد نمود. بر اساس توضيحات م.ي.ماسون ابيورد در اوايل قرون وسطا يك تپه است كه در شمال شرق خرابه‌هاي پشداگ واقع شده است. بيشتر اشياء كشف شده در روي تپه متعلق به قرون دهم – دوازدهم ميلادي است. هر چند كه در اينجا هم قطعات ظروف سفالي مخصوص آبياري متعلق به قرون نوزدهم – بيستم مشاهده مي‌شود. با توجه به نقشه سطحي (شماتيك) مشخص مي‌شود كه حصار شهر تقريباً به شكل مستطيل بوده و 42 هكتار مساحت دارد و دژ آن در وسط و نزديك به حصار شمال شرقي قرار داشته و مساحت آن 5/10 هكتار است. چون شهر قرون وسطايي ابيورد كاملاً‌ با لايه فرهنگي دوران اخير (قرون پانزدهم و هجدهم) در هم آميخته است فقط به اشياء كشف شده موجود مي‌توان اكتفا نمود. از جمله در شهر ظروف سفالي قرون نهم – دوازدهم به تعداد بسيار زياد مشاهده مي‌شود. در ميان سكه‌هاي كشف شده، سكه‌هاي محلي متعلق به دوران پيش‌تر نيز ديده شده‌اند. در حفاري خرابه‌هاي ابيورد محله‌هاي پيشه‌وران واقع در مناطق جنوب شرقي و شمال غربي شهر كشف شده در اين محلات آثار ريمها و تراشه‌هاي آهن مشاهده مي‌شود. در بخش مركزي شهر و در حوالي دژ انواع اشياء فلزي از جمله زيور آلات زنانه، زنگوله‌ها، گل كمربند‌ها (سگكها) و قطعات يراق اسب و غيره يافت شدند كه گوياي وجود كارگاههاي مسگري و زرگري در آن منطقه است. در اراضي ابيورد چندين منبع آب، جويبار و چاه كه گوياي چگونگي تامين آب مصرفي شهر مي‌باشد كشف گرديد. بدون انجام حفاريهاي باستانشناسي برخي مسائل مربوط به زندگي شهري ابيورد در قرون وسطا بدون پاسخ باقي مي‌ماند. با اين حال ظروف و اشياء سفالي جالب و گوناگون و اشياء فلزي و كنده‌‌كاريهاي سكه‌ها در اين شهر سيماي گذشته شهر را به عنوان يكي از مراكز مهم بازرگاني و صنعتي شمال خراسان به حد كفايت باز مي‌شناساند. به احتمال قوي موقعيت جغرافيايي شهر كه در تقاطع مسير جاده‌هاي بازرگاني منتهي به شهرها و ولايات قرون وسطايي دامنه‌هاي شمالي كوپت داغ و شهرهاي ايران آن زمان قرار داشت موجب توسعه آن گرديده است. علاوه بر آن ابيورد از سمت شمالي در مجاورت دشت محل اسكان قبايل كوچ‌نشين قرار داشت و بازاري مهم براي فروش توليدات پيشه‌وران و خريد مواد خام دامپروري بود. مقديسي، ابيورد را زيباتر از نساء ديده است در آنجا بازارها بهترند و زمين ابيورد خاصلخيز‌تر و غني‌تر است. در تحقيقات باستانشناسي به عمل آمده وجود شبكه بزرگ جويبارها و لوله‌هاي سفالي كشف شده دليل روشني است بر رواج كشت آبي در اين منطقه. به غير از منابع تامين آب، در شهر حوضها و چاههاي بزرگ نيز وجود دارد. دژ در وسط حصارهاي شمال شرقي شهر قرار دارد و طرح مربع شكلي دارد كه اضلاع آن 350*300 متر مربع است. دروازه دژ در نماي جنوب غربي قرار دارد. حصار آن به صورت آب شور است كه بعضاً عرض آن به 5/0 متر ميرسيد. دژ با 20 برج استحكام يافته است. درگرداگرد دژ خندقي به عمق 5/1 متر وجود دارد و خندق در چهار نقطه با خاكريز قطع شده است.
     نوشته : پروفسور يگن آتاقايف – پژوهشكده تاريخ آكادمي علوم تركمنستان . مترجم: عظيم‌قلي بغده 


    ابيورد در منابع باستانشناسي:
    ولايت ابيورد،‌ آنطور كه در منبع مكتوب سده‌هاي ميانه آورده‌اند و يا آپاواركتيكناي عهد عتيق قسمتهاي جنوبي بخش كاهكاه را در تركمنستان معاصر در بر مي‌گيرد، ويژگيهاي طبيعي، اقليمي اين بخش موجب مسكوني شدن آن از ازمنه كهن گرديده است. علاوه بر آن جريان توسعه و روند بي‌وقفه بهره‌برداري ابيورد را به يكي از سكونت‌گاههاي عمده خراسان در قرون وسطي تبديل نمود. اين وضعيت در آثار باستان‌شناسي و معماري واقع در اراضي مورد بحص به وضوح بسيار به تصوير كشيده مي‌شود. هم‌اكنون در پرتو پژوهشهاي ويژه‌اي كه در اينجا از آغاز قرن بيستم بعمل آمده است، حدود 300 اثر باستانشناسي متعلق به اعصار مختلف از نئوليت تا اواخر قرون وسطي در بخش كاهكاه شناسايي شده‌اند. مقاله حاضر در نظر دارد جريان مسكوني شدن ابيورد را در گذشته مورد بررسي قرار دهد. بهمين دليل محدوده‌هاي تاريخي اين مقاله شديداً محدود است و از چهار چوب قرن چهارم پيش از ميلاد يعني زمان سقوط امپراطوي هخامنشي در اثر تهاجم ارتش اسكندر مقدوني فراتر نمي‌رود. بر اساس اطلاعات بدست آمده از تحقيقات باستانشناسي آغاز آباداني اراضي بخش كاهكاه (مناطق شمالي ولايت ابيورد) به هزاره‌هاي 6-5 پيش از ميلاد بر‌ميگردد. هم‌اكنون چهار اثر تاريخي مربوط به اين دوره (قديمي تپه،‌ منجوقلي تپه، چاغيلي تپه و قصبه واقع در نزديكي ايستگاه راه‌آهن قاوشوت) شناخته شده است كه گروه شرقي آثار تاريخي تمدن جيتون را تشكيل مي‌دهد (برديف 1969، لوله كوا 1982 و ماسون 1972). بيشتر آنها در منطقه بين‌النهرين مايناساي و چاآچاساي قرار دارد. وفور منابع آب و اراضي حاصلخيز اين منطقه امكان پرداختن به زراعت، دامپروري و شكار را فراهم مي‌نمود. اين سه عنصر در اقتصاد مردم در عصر نئوليت محور اصلي مجموعه نظام اقتصادي، را تشكيل مي‌داد كه چندين هزار سال حفظ شده بود. اقتصاد زراعتي پايه‌ريزي شده بر اساس روش آبياري خليجي موجب حيات طولاني قصبات قديمي مي‌شده است. در كار زراعت به پرورش گندم نرم توجه خاصي مبذول مي‌گرديد. بخش عمده گوشت رژيم غذايي از تكثير احشام و شكار جيران و بز وحشي و غيره تامين مي‌شد. توليدات خانگي به تهيه ظروف منقوش گچ‌بري سفالي و ابزار مختلف كار از سنگ و استخوان محدود بود. وجه تمايز معماري عصر نئوليت يكنواختي آن است كه در ساخت خانه‌هاي يك اتاقه استاندارد با حياط كوچك نمود يافته است. مصالح اصلي ساختماني كه در ساخت ساختمان بكار رفته، خشت به شكل بلوك و درمراحل بعدي تمدن جيتون آجر مستطيل شكل بوده است. جامعه نئوليت با اقتصاد توليدي آن ركن اصلي پيشرفت و توسعه بعدي تمامي قبايل يكجانشين زراعت‌گر جنوب تركمنستان در زمينه‌هاي معيشت، ايدئولوژي و ساختار اجتماعي درعصر پالئومتال گرديد. مرحله بعدي عمران ابيورد به اعصار نئوليت و مفرغ (2-5 هزار سال پيش از ميلاد) بر‌مي‌گردد. آمار قصبات در مقايسه با دوره پيشين به 6 برابر افزايش مي‌يابد. در همين زمان است كه قريه‌هاي بزرگي مانند آلتين تپه در مانا (25 هكتار)، نمازگاه تپه در دوشاق (50 هكتار)،‌ييلقين لي تپه در چا آچا (20 هكتار) و قارا تپه در حوالي ايستگاه آرتيق (20 هكتار) كه توسط اسلاف ما توصيف گرديده (ماسون، 1981 و 1960، كوفتين، 1956، خلوپينا، 1978، كيرچو، 1999) بوجود آمد. به موازات گسترش قصبات آمار جمعيت سراسر واحه نيز افزايش يافت. در اين زمان تمركز ارزشهاي فرهنگي، مادي و معنوي در دو مركز بزرگ قديمي زراعت آسياي مركزي يعني آلتين تپه و نمازگاه تپه روي مي‌دهد. بهره‌برداري از مس و مفرغ (برنز) اختراع چرخ كوزه‌گري و توسعه بعدي مهارتهاي كشاورزي موجب رشد سريع در عرصه‌هاي پيشه‌وري، تجارت،‌ هنر و شهرسازي گرديد. در اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد بخشي از ساكنين دامنه‌هاي شمالي كوپت داغ و ابيورد در سه محور عمده نقل مكان مي‌كنند: سارازم در سغد، شهر سوخته (سيستان ايران) و وادي كويته (پاكستان). قطعاً اين توسعه طلبي نيرومند جوامع جنوب تركمنستان در عصر انئوليت موجب بروز روند‌هاي همگرايي شديد گرديده است. پهنه وسيع شرق كهن كه در مدار تماسهاي اجتماعي و فرهنگي – اقتصادي قرار گرفته بود شامل منطقه‌اي بود كه زير‌بناي مناسبات جديد اجتماعي در آن شكل مي‌گرفت آثار تاريخي متعلق به عصر انئوليت و مفرغ ابيورد كه متشابهات زيادي در فرهنگ مادي و معنوي سرزمينها و مناطق همجوار دارد تائيد كننده نظر فوق الذكر است. در حدود هزاره 2-3 پيش از ميلاد در نتيجه تغييرات پالئوكليماتيك هيدروگرافيك (هيدوگرافي، علم آموزش منابع سطحي – مترجم) و دموگرافيك (جمعيتي) مركز تمدن يكجا نشيني كشاورزي جنوب تركمنستان در مجموع از جمله ابيورد بتدريج به قسمت سفلاي مرغاب قديم (مارگيانا) منتقل مي‌شود. دامنه‌هاي شمالي كوپت‌داغ و قصبات واقع در ان در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد آشكارا روند آغاز بوجود آمدن دستگاههاي حكومت را به نمايش مي‌گذارد ولي در هزاره ششم پيش از ميلاد استيلاي هخامنشيان توسعه محدود تشكيلات دولت را قطع كرد. ويژگي هزاره اول پيش از ميلاد ظهور نخستين امپراطوري نيرومند شرق كهن يعني امپراطوري هخامنشي است جاي پديده‌هاي ارتجاعي مربوط به يورشهاي كشور‌گشايي داريوش را بتدريج تغييرات مثبت مي‌گيرد كه در افزايش سريع آمار آثار تاريخي اين دوره مشاهده مي‌گردد. هم اكنون بيش از 60 قصبه منسوب به دوره مذكور در اراضي شمال ابيورد شناسايي گرديده است. مطالعه توپوگرافي (كيفيت اراضي) اين آثار تاريخي تائيد كننده آن است كه از نظر تيپولوژي آنها به املاك روستايي و قلعه‌هاي كوچك متمركز در امتداد منابع آب تقسيم مي‌شوند. ولي با توجه به مقدار كافي اراضي كشاورزي مناسب اين قصبات بطور مناسب در سراسر ولايت ابيورد پراكنده شده‌اند. اصلي‌ترين جنبه اين عصر آن بود كه ابيورد تنها از قرون 5-6 پيش از ميلاد به عنوان يكي از ساتراپهاي (ساتراپ – والي تام الاختيار در حكومتهاي فارسي قديم را گويند – مترجم) امپراطوري هخامنشي وارد عرصه تاريخ جهان شد.
     نوشته : اوده مرادف.ب.ن مترجم: مرضيه اونق 

     ابیورد از شهرهای کهن ایران که در شمال خراسان، بر دامنه شمالی کوههای هزار مسجد نهاده بوده و شیب آن به سوی صحرا کشیده می شده است. بارتولد نوشته که: در نزدیکی ابیورد کهنه، روستایی است که آن نیز در گذشته ابیورد خوانده می شد و اکنون پشتک نامیده می وشد. از ابیورد در منابع مختلف اسلامی، رومی و ارمنی سخن بسیار به میان آمده و در مجموع چنین بر می آید که ابیورد از مناطق استوار مرزی بوده و همچون پاسگاهی در برابر یورشهای مهاجمان دشتهای داخلی آسیا عمل می کرد. یزدگرد دوم ساسانی نیز برای جلوگیری از یورش مهاجمان دژ شهر یزدگرد را در همان نواحی بنا نهاد. پس از او پیروز، در نزدیکی ابیورد دژ شهر پیروز را ساخت. از منابع مختلف برمی آید که ابیورد ناحیه ای وسیع را در بر می گرفته و از دیرباز شناخته بوده است و در دوره ساسانی ابیورد خراج گذار ساسانی بود، و فرمانروایش را بهمنه می گفتند. چون اعراب به ابیورد تاختند، بهمنه حکمران ابیورد در برابر پرداخت چهارصد هزار درهم اعراب را از تسلط بر ابیورد بازداشت به نوشته طبری ابومسلم در ۱۳۹ه.ق پس از شوریدن بر تیمویان به ابیورد رفت و مدتی در این شهر مانند طاهریان و آنگاه صفاریان و سپس سامانیان بر شهر ابیورد و نواحی دست یافتند. پس از فروپاشی حکومت سامانیان، مدتی صحرانشینان آسیای میانه برخراسان سخت تاختند گرفتند تا اینکه در ۴۰۸ ابیوردیان به محمود غزنوی شکایت بردند و از فساد ترکمانان نالیدند و به گفته گرویزی در ۴۱۹ محمود مدتی از ترکمانان به ابیورد تاختند تا این که در۴۳۰ نسا و ابیورد به ترکمانان واگذار شد، مشروط بر اینکه به مسلمانان آزاری رسانده نشود. در ۵۴۸ ه.ق یکی از امیران سلطان سنجر به نام ابوالمؤید بر نسا و ابیورد، طوس و نیشابور فرمان می راند تا اینکه تولی پسر چنگیز مغول بر ابیورد تاخت و آنرا ویران کرد. در روزگار زوال دولت ایلخانی ابیورد زیر فرمان ارغوان خان و جانشینانش بود تا اینکه تیمور در۷۸۳ بر حصار قهقهه دست یافت و ابیورد را که به ویرانه هایی تبدیل شده بود بازسازی کرد به طوری که در ۸۰۷ ابیورد شهری بزرگ بود. ابیورد و نواحی اطراف آن تا روزگار شاه اسماعیل صفوی (۹۰۷-۹۳۰ ه.ق) در تصرف ایران بود اما دیری نگذشت که بر ابیورد تاختند تا سرانجام شاه عباس اول در ۱۰۰۹ ابیورد را از چنگ ازبکان و دیگر مهاجمان به در آورد و شاه عباس حدود ۴۵۰۰ نفر از مردم افشار بدین سامان کوچانید با این حال پس از مدتی ازبکان بر ابیورد تاختند تا این که نادرشاه در ۱۱۵۳ ه.ق بر ابیورد دست یافت و آن را ضمیمه خاک ایران کرد. پس از نادر ابیورد و نواحی اطراف آن از تبعیت ایران بدر آمد و سرانجام در تابعیت امپراتوری روسیه قرار گرفت. هم اکنون ویرانه های ابیورد در ۱۱۷ کیلومتری عشق آباد نهاده است

     اَبیوَرد نام‌های دیگر: اباورد، باورد) از شهرهای کهن ایران در شمال خراسان، بر دامنه شمالی کوه‌های هزار مسجد است. مكان ابيورد را نيز ميان نسا و سرخس يا نسا و مرو دانسته‌اند، صاحب كتاب المسالك و الممالك مي‌نويسد: «از مرو تا باورد شش مرحله است.»

    ژوستن ( سده 2 پ . م ) محل شهردارا را در دامنه كوه زاپاتنن و پلين ،‌ دانشمند رومي ( سده 1 پ . م ) در دامنه كوه آپاوارتن دانسته اند . ژوستن ،‌آپاروارتن ، كوه ابيورد كه در گذشته باورت / بااورت و سپس باورد مي گفتند ، دانسته است . دايرة المعارف اسلامي ،‌ ابيورد را سرزمين نياكان اشكاني و محل شهر دارا را در آن جا تعيين كرده است . بنابراين بايستي شهر « دارا » در دامنه كوههاي درگز قرار داشته باشد.

     ایزیدو رشارا کسی محل شهر دارا را در شمال پارتیا تعیین میکند و به آن نام آپاوارتنن میدهد. پلین دانشمند رومی محل شهر دارا را در دامنه کوه آپاوارتن تعیین میکند. ژوستن ، آپاوارتن را کوه ابیورد میداند .دائره المعارف اسلامی ، ابیورد را سرزمین نیاکان اشکانی دانسته و جای شهر دارا را در آنجا میداند.

    در صفحه 19 کتاب خاوران گوهر ناشناخته ایران چنین آمده است : قدیمترین و نخستین شهر این منطقه نیسایا بوده که بعدا به نسا معروف و بیشتر در تاریخ و جغرافیا توام با شهر مجاور و باستانی خود باورد ( نسا و باورد ) یا ( نسا و ابیورد ) و سپس ( نسا و درون و باورد ) آورده شده است.

    بعضي از محققان اين چنين اظهار نظر كرده اند كه قلعه داراگرد در زمان ساسانيان مركز روحانيون زرتشتي و داراي ضرابخانه بوده است ،‌ در اواخر قرن اول هجري قمري سكه ضرب شده است . حدود منطقه ابيورد در اين زمان از سرخس تا نسا گسترده بوده است . اين سرزمين كه در انتهاي دشت قراقوم بر سر راه قبايل مختلف مهاجم دشتهاي داخلي آسيا در ابتداي اولين خطه جلگه هاي حاصلخيز خراسان قرار گرفته است ،‌ بنابر موقعيت طبيعي و نظامي از دير باز محل كشمكشها و زد و خوردهاي اقوام مختلف بوده است . با سقوط سامانيان دفاع ولايات شمالي ايران در برابر حملات چادر نشين ها به سستي گرائيد و هجوم صحرا نشينان آسياي مركزي به خراسان فزوني گرفت . به روزگار سلطان محمود غزنوي تركمانان ( غزان ) به منطقه نسا و ابيورد هجوم آوردند و در اين شهرها سكني گزيدند و تركي شدن اين نواحي آغاز گرديد . به روزگار چنگيز ، پسرش « تولي » ابيورد را تصرف كرد و به نهب و تاراج اهالي پرداخت و آن شهر زيبا را كه در آن عالمي از عمارات موج مي زد با خاك يكسان نمود و اكثر مردم را از دم تيغ گذراند . اين شهر با اين همه عظمت و بزرگي پس از هجوم مغولان و بعد از او تيمور رونق خود را از دست داد و از اواخر قرن هشتم كه شهرها و آباديهاي اين منطقه مورد تجاوز و اشغال ازبكان قرار گرفت دوران قدرت آن شروع گرديد . در اوايل عصر افشاري ساختن مسجد بزرگي در مولود آباد ( زادگاه نادر ) و برخي ساختمانها در شهر نشاني از گسترش و رونق درگز مي باشد ،‌ ولي ويراني هايي كه ناشي از تهاجمات اقوام همسايه بود ،‌ همراه با عدم توجه حكومت مركزي وخصوصاً جدايي قسمت آباد و تاريخي آن ( با 9 هزار خانوار جمعيت و 24 شهرك و روستا ) و واقع شدن آنان در کشور ترکمنستان که شامل ابیورد و نسا و قسمتی از مناطق آنان می باشد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • اخبار و شایعات رد صلاحیت ها در انتخابات شورای شهر درگز

    انتخابات شورای شهر درگز : شفاف سازی شایعات فراوان در شهر و آمار اشتباه در مورد افراد رد صلاحیت شده در انتخابات شورای اسلامی شهرستان درگز




    این روز های حرف و حدیث در مورد اخبار تایید و رد صلاحیت های کاندیداهای شورای شهر در شهرستان درگز گرم و شلوغ است. هر روز خبری تازه از رد صلاحیت شدن این و آن در شهر شایعه می شود و همچنان بر نگرانی ها و تشویش نامزدان انتخابات و طرفدارانشان و مردمی که قرار است به انتخاب های خود رای دهند افزوده می شود. متاسفانه برخی از این اخبار توسط تنها دو نفر از کاندیداهای احتمالا رد صلاحیت شده تایید شده است و شنیده شده است که تا الان با دو نفر از نامزد ها تماس گرفته شده است و به آنها پیشنهاد شده است که بجای اینکه در پرونده آنها رد صلاحیتی ثبت شود خودشان قبل از اعلام ردصلاحیتشان اعلام انصراف کنند و از گردونه بازی خارج شوند. اما طبق اطلاعاتی که کسب کرده ایم رد صلاحیت بیش از دو نفر تا کنون صحت ندارد و باقی اخبار شایعاتی غیرصحیح بیش نیستند. اما برای اینکه مردم شریف درگز اطلاع دقیقتری از قوانین شورای شهر و زمان اعلام رسمی تکلیف رد و تایید صلاحیت ها داشته باشند تصمیم گرفتیم تقویم انتخابات شورای شهر و قوانین اجرایی آن را در این مکان به صورت عمومی منتشر کنیم. در تقویم زیر شما به سادگی و شفافیت می توانید تاریخ های قانونی ثبت نام تا رد صلاحیت ها و تاریخ شروع تبلیغات و تاریخ پایان آن و همینطور زمان دقیق رای گیری را مشاهده کنید. این تقویم کامل می تواند برای ستاد های انتخاباتی و نامزدها و همینطور افراد پیگیر انتخابات مفید باشد.


    دکتر سعید حجاریان
     

    با آرزوی موفقیت برای تمامی فرزندان دلیر شهرستان درگز


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق: